حدیث دربارهنيكويى سرشت
التوحيد عن زرارة:قُلتُ لِأَبي جَعفَرٍ عليه السلام: ـ أَصلَحَكَ اللّهُ ـ قَولُ اللّه عَزَّ وجَلَّ في كِتابِهِ: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا» ؟
قالَ: فَطَرَهُم عَلَى التَّوحيدِ عِندَ الميثاقِ عَلى مَعرِفَتِهِ أنَّهُ رَبُّهُم.
قُلتُ: وخاطَبوهُ؟
قالَ: فَطَأطَأَ رَأسَهُ، ثُمَّ قالَ: لَولا ذلِكَ لَم يَعلَموا مَن رَبُّهُم ولا مَن رازِقُهُم. ۱
التوحيدـ به نقل از زراره ـ: به امام باقر عليه السلام گفتم: خداوند، تو را به سلامت بدارد! اين فرموده خداوند عز و جل در كتابش «سرشت خدا كه مردم را بر آن، سرشته است» ، به چه معناست؟
فرمود: «يعنى آنان را بر يكتاپرستى سرشت، آن گاه كه از آنان پيمان گرفت او را پروردگار خود بشناسند».
گفتم: با او سخن گفتند؟
امام عليه السلام سرش را پايين افكند، سپس فرمود: «اگر چنين نبود، مردم نمى دانستند كه پروردگارشان كيست و روزى دهنده شان چه كسى است».
۱.التوحيد: ص 330 ح 8، مختصر بصائر الدرجات: ص 160 وفيه «عاينوه» بدل «خاطبوه»، بحار الأنوار: ج 3 ص 278 ح 10.