حدیث دربارهنقش خرد در پاداش يافتن اعمال
الكافي عن سليمان الدّيلميّ:قُلتُ لِأَبي عَبدِاللّهِ عليه السلام: فُلانٌ مِن عِبادَتِهِ ودينِهِ وفَضلِهِ! ۱
فَقالَ: كَيفَ عَقلُهُ؟
قُلتُ: لا أدري.
فَقالَ: إنَّ الثَّوابَ عَلى_'feقَدرِ العَقلِ، إنَ رَجُلاً مِن بَنيإسرائيلَ كانَ يَعبُدُ اللّهَ فيجَزيرَةٍ مِن جَزائِرِ البَحرِ خَضراءَ نَضِرَةٍ كَثيرَةِ الشَّجَرِ ظاهِرَةِ الماءِ، وإنَّ مَلَكًا مِنَ المَلائِكَةِ مَرَّ بِهِ فَقالَ: يا رَبِّ، أرِني ثَوابَ عَبدِكَ هذا، فَأَراهُ اللّهُ تَعالى ذلِكَ، فَاستَقَلَّهُ المَلَكُ، فَأَوحَى اللّهُ تَعالى إلَيهِ: أنِ اصحَبهُ، فَأَتاهُ المَلَكُ في صورَةِ إنسِيٍّ، فَقالَ لَهُ: مَن أنتَ؟
قالَ: أنَا رَجُلٌ عابِدٌ، بَلَغَني مَكانُكَ وعِبادَتُكَ في هذَا المَكانِ فَأَتَيتُكَ لِأَعبُدَ اللّهَ مَعَكَ. فَكانَ مَعَهُ يَومَهُ ذلِكَ.
فَلَمّا أصبَحَ قالَ لَهُ المَلَكُ: إنَّ مَكانَكَ لَنَزِهٌ، وما يَصلُحُ إلاّ لِلعِبادَةِ.
فَقالَ لَهُ العابِدُ: إنَّ لِمَكانِنا هذا عَيبًا.
فَقالَ لَهُ: وما هُوَ؟
قالَ: لَيسَ لِرَبِّنا بَهيمَةٌ، فَلَو كانَ لَهُ حِمارٌ رَعَيناهُ في هذَا المَوضِعِ، فَإِنَّ هذَا الحَشيشَ يَضيعُ!
فَقالَ لَهُ ذلِكَ المَلَكُ: وما لِرَبِّكَ حِمارٌ؟
فَقالَ: لَو كانَ لَهُ حِمارٌ ما كانَ يَضيعُ مِثلُ هذَا الحَشيشِ. فَأَوحَى اللّهُ إلَى المَلَكِ: إنَّما اُثيبُهُ عَلى قَدرِ عَقلِهِ. ۲
الكافىـ به نقل از سليمان ديلمى ـ: نزد امام صادق عليه السلام از عبادت و ديندارى و فضائل شخصى، سخن راندم.
فرمود: «خرد او چگونه است؟».
گفتم: نمى دانم.
فرمود: «پاداش، به اندازه خرد است. مردى از بنى اسرائيل در جزيره اى سرسبز، پُر درخت و پُر آب، خدا را بندگى مى كرد. فرشته اى از فرشتگان، از كنار او گذشت. پس گفت: پروردگارا! پاداش اين بنده را به من نشان بده».
خداوند، پاداش بنده را به فرشته نشان داد؛ امّا آن پاداش به نظر فرشته كم آمد. خداوند بر فرشته وحى فرستاد كه: «با او همنشين شو». فرشته به صورت انسانى نزد او آمد.
مرد عابد از فرشته پرسيد: كيستى؟
گفت: «مردى عبادت پيشه ام كه خبر جايگاه و عبادت تو در اين مكان، به من رسيد. آمده ام به همراه تو خدا را عبادت كنم».
[فرشته] آن روز را با مرد بنى اسرائيلى سپرى كرد. چون روز ديگر شد، فرشته به وى گفت: مكان تو پاكيزه است و تنها براى عبادت، مناسب است.
مرد عابد گفت: مكان ما عيبى دارد.
فرشته پرسيد: آن عيب چيست؟
گفت: پروردگار ما چارپايانى ندارد. اگر خداوند الاغى داشت، آن را در اين مكان مى چرانديم؛ چرا كه اين علف ها تلف مى شود!
فرشته گفت: خداوند، الاغ مى خواهد چه كند؟
مرد عابد گفت: اگر خدا الاغى داشت، اين علف ها هرز نمى رفت.
آن گاه، خداوند بر فرشته وحى فرستاد كه: «همانا او را به اندازه خردش پاداش مى دهم».
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر