نتایج جستجو برای «هشدار درباره مال اندوزی»: ۱۷ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا يوضَعُ الدّينارُ عَلَى الدّينارِ ولَا الدِّرهَمُ عَلَى الدِّرهَمِ، ولكِن يُوَسِّعُ اللّهُ جِلدَهُ «فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَـذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَِنفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دينار بر دينار و درهم بر درهم نهاده نمى شود؛ بلكه خداوند [بدين گونه]پوست بدن آن [مال اندوزان]را گسترش مى دهد «و [پوست]پيشانى و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ مى نهند [و به آنان مى گويند:]«اين است آنچه براى خود اندوختيد. پس [كيفر]آنچه را مى اندوختيد، بچشيد» .
۱.التوبة: 35.
۲.الدرّ المنثور: ج 4 ص 179.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن أوكى عَلى ذَهَبٍ أو فِضَّةٍ ولَم يُنفِقهُ في سَبيلِ اللّهِ، كانَ جَمرا يَومَ القِيامَةِ يُكوى بِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه زر و سيم بيندوزد و آن را در راه خدا انفاق نكند، همان در روز قيامت، سنگى مى گردد و با آن، بر وى داغ نهاده مى شود.
۱.المعجم الكبير: ج 2 ص 153 ح 1641.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن عَبدٍ يَموتُ يَومَ يَموتُ فَيَترُكُ أصفَرَ وأبيَضَ إلّا كُوِيَ بِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ بنده اى نيست كه به هنگام مرگ، از خود زر و سيم باقى بگذارد، مگر اين كه با آن، بر وى داغ نهاده مى شود.
۱.المعجم الكبير: ج 8 ص 143 ح 7636.
مسند ابن حنبل عن أبي اُمامة:تُوُفِّيَ رَجُلٌ مِن أهلِ الصُّفَّةِ، فَوُجِدَ في مِئزَرِهِ دينارٌ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: كَيَّةٌ. ثُمَّ تُوُفِّيَ آخَرُ، فَوُجِدَ في مِئزَرِهِ دينارانِ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: كَيَّتانِ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو امامه ـ: مردى از اهل صُفّه در گذشت. در جامه اش دينارى يافتند. پيامبر خدا فرمود: «اين بر او داغ خواهد نهاد». سپس مردى ديگر در گذشت و در جامه اش دو دينار يافتند. پيامبر خدا فرمود: «دو داغ بر وى نهاده خواهد شد».
۱.مسند ابن حنبل: ج 8 ص 277 ح 22236.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا يوضَعُ الدّينارُ عَلَى الدّينارِ ولَا الدِّرهَمُ عَلَى الدِّرهَمِ، ولكِن يُوَسِّعُ اللّهُ جِلدَهُ «فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَـذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَِنفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دينار بر دينار و درهم بر درهم نهاده نمى شود؛ بلكه خداوند [بدين گونه]پوست بدن آن [مال اندوزان] را گسترش مى دهد «و [پوست] پيشانى و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ مى نهند [و به آنان مى گويند:] «اين است آنچه براى خود اندوختيد. پس [كيفر]آنچه را مى اندوختيد، بچشيد» .
۱.. التوبة: 35.
۲.. الدرّ المنثور: ج 4 ص 179 نقلاً عن أبي يعلى وابن مردويه عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن صاحِبِ كَنزٍ لا يُؤَدّي زَكاتَهُ إلّا اُحمِيَ عَلَيهِ في نارِ جَهَنَّمَ، فَيُجعَلُ صَفائِحَ، فيُكوى بِها جَنباهُ وجَبينُهُ، حَتّى يَحكُمَ اللّهُ بَينَ عِبادِهِ في يَومٍ كانَ مِقدارُهُ خَمسينَ ألفَ سَنَةٍ، ثُمَّ يُرى سَبيلُهُ إمّا إلَى الجَنَّةِ وإمّا إلَى النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ دارنده گنجى نيست كه زكات آن را ندهد، مگر اين كه آن مال را در آتش جهنّم بگدازند تا همچون ورقى پهن گردد و با آن، پهلوها و پيشانى آن كس گداخته مى گردد، تا آن كه در روزى كه اندازه اش پنجاه هزار سال است، خدا ميان بندگانش داورى فرمايد. سپس راه وى يا به سوى بهشت و يا به سوى آتش، نمايانده مى شود.
۱.. صحيح مسلم: ج 2 ص 682 ح 26 عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن صاحِبِ كَنزٍ لا يُؤَدّي زَكاةَ كَنزِهِ إلّا جيءَ بِكَنزِهِ يَومَ القِيامَةِ فَيُحمى بِهِ جَنبُهُ وجَبينُهُ؛ لِعُبوسِهِ وَازوِرارِهِ وجَعلِ السّائِلِ وَالسّاعي وَراءَ ظَهرِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ دارنده مالِ انباشته اى نيست كه زكات آن را ندهد، مگر آن كه روز قيامت آورده مى شود، در حالى كه با آن، بر پهلو و پيشانى اش داغ مى نهند؛ زيرا [در دنيا]ابرو در هم مى كشيده و راه، كج مى كرده و به نيازخواه و گرد آورنده زكات، پشت مى كرده است.
۱.. مستدرك الوسائل: ج 7 ص 23 ح 7542 نقلاً عن فقه القرآن للراوندي.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن ذي كَنزٍ لا يُؤَدّي حَقَّهُ إلّا جيءَ بِهِ يَومَ القِيامَةِ يُكوى بِهِ جَبينُهُ وجَبهَتُهُ، وقيلَ لَهُ: هذا كَنزُكَ الَّذي بَخِلتَ بِهِ! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ مال اندوزى نيست كه حقّ آن را ادا نكند، مگر آن كه روز قيامت آورده مى شود و با آن، بر پيشانى و بناگوشش داغ نهاده مى گردد و به وى گفته مى شود: «اين است گنجت كه با آن، بخل مى ورزيدى».
۱.. الدرّ المنثور: ج 4 ص 181 نقلاً عن ابن مردويه عن جابر.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن أوكى عَلى ذَهَبٍ أو فِضَّةٍ ولَم يُنفِقهُ في سَبيلِ اللّهِ، كانَ جَمرا يَومَ القِيامَةِ يُكوى بِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه زر و سيم بيندوزد و آن را در راه خدا انفاق نكند، همان در روز قيامت، سنگى مى گردد و با آن، بر وى داغ نهاده مى شود.
۱.. المعجم الكبير: ج 2 ص 153 ح 1641 عن أبي ذرّ.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن عَبدٍ يَموتُ يَومَ يَموتُ فَيَترُكُ أصفَرَ وأبيَضَ إلّا كُوِيَ بِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ بنده اى نيست كه به هنگام مرگ، از خود زر و سيم باقى بگذارد، مگر اين كه با آن، بر وى داغ نهاده مى شود.
۱.. المعجم الكبير: ج 8 ص 143 ح 7636 عن أبي اُمامة.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن أحَدٍ يَترُكُ ذَهَبا ولا فِضَّةً إلّا جَعَلَ اللّهُ لَهُ صَفائِحَ، ثُمَّ كُوِيَ بِهِ مِن قَدَمَيهِ إلى ذِقنِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كس نيست كه زر و سيمى به جا بگذارد، مگر اين كه خداوند، آن را ورقه هايى پهن مى گرداند و از پا تا چانه، او را با آن داغ مى نهد.
۱.. حلية الأولياء: ج 1 ص 181 عن ثوبان.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن رَجُلٍ يَموتُ وعِندَهُ أحمَرُ أو أبيَضُ إلّا جَعَلَ اللّهُ لَهُ بِكُلِّ قيراطٍ صَفيحَةً يُكوى بِها مِن فَرقِهِ إلى قَدَمِهِ؛ مَغفورا لَهُ بَعدَ ذلِكَ أو مُعَذَّبا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كس نيست كه بميرد و نزدش زر و سيم باشد، مگر اين كه خداوند به ازاى هر قيراط از آن، ورقى پهن مى سازد و با آن، از سر تا پايش را داغ مى نهد، خواه بعد از آن، آمرزيده گردد يا در عذاب باشد.
۱.. تفسير القرطبي: ج 8 ص 131 عن ثوبان.
عنه صلى الله عليه و آله:يَكونُ كَنزُ أحَدِكُم يَومَ القِيامَةِ شُجاعا أقرَعَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:روز قيامت، گنج شما تبديل به مارى مى شود كه از فرطِ سَمدارى، موى سرش ريخته است.
۱.. صحيح البخاري: ج 4 ص 1711 ح 4382 وج 6 ص 2552 ح 6557 كلاهما عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن تَرَكَ كَنزا فَإِنَّهُ يُمَثَّلُ لَهُ يَومَ القِيامَةِ شُجاعا أقرَعَ يَتبَعُهُ، لَهُ زَبيبَتانِ، فَما زالَ يَطلُبُهُ يَقولُ: وَيلَكَ! ما أنتَ؟ قالَ: يَقولُ: أنا كَنزُكَ الَّذي تَرَكتَ بَعدَكَ. قالَ: فَيُلقِمُهُ يَدَهُ فَيَقضِمُها، ثُمَّ يُتبِعُهُ بِسائِرِ جَسَدِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه از خود، مال بسيار به جا گذارد، روز قيامت، آن مال به صورت مارى كه از فرطِ سَمدارى، موى سرش ريخته و دو نقطه سياه بالاى دو چشمش دارد، براى او چهره مى نمايد و همواره او را دنبال مى كند. آن فرد مى گويد: واى بر تو! چيستى؟ مار مى گويد: من، همان مال انبوهم كه پس از خود به جاى نهادى. سپس دست او را در دهان مى برد و پاره پاره مى كند و آن گاه، بقيّه بدنش را مى بلعد.
۱.. مسند ابن حنبل: ج 3 ص 543 ح 10348 عن أبي هريرة؛ مجمع البيان: ج 5 ص 41 عن ثوبان نحوه.
مسند ابن حنبل عن أبي هريرة:إنَّ أعرابِيّا غَزا مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله خَيبَرَ، فَأَصابَهُ مِن سَهمِهِ دينارانِ، فَأَخَذَهُمَا الأَعرابِيُّ فَجَعَلَهُما في عَباءَتِهِ، وخيطَ عَلَيهِما ولُفَّ عَلَيهِما، فَماتَ الأَعرابِيُّ، فَوَجَدُوا الدّينارَينِ، فَذَكَروا ذلِكَ لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَقالَ: كَيَّتانِ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو هريره ـ: عربى بيابان نشين در نبرد خيبر همراه پيامبر صلى الله عليه و آله جنگيد. دو دينار به وى سهم رسيد. او آن دو دينار را گرفت و در عبايش جاى داد و آن را دوخت و پيرامونش را پوشاند. وقتى وى مُرد، آن دو دينار را در عبايش يافتند. اين خبر را به پيامبر خدا رساندند. فرمود: «آن دو [دينار]بر او داغ خواهند شد».
۱.. مسند ابن حنبل: ج 3 ص 276 ح 8686.
مسند ابن حنبل عن أبي اُمامة:تُوُفِّيَ رَجُلٌ مِن أهلِ الصُّفَّةِ، فَوُجِدَ في مِئزَرِهِ دينارٌ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: كَيَّةٌ. ثُمَّ تُوُفِّيَ آخَرُ، فَوُجِدَ في مِئزَرِهِ دينارانِ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: كَيَّتانِ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو امامه ـ: مردى از اهل صُفّه در گذشت. در جامه اش دينارى يافتند. پيامبر خدا فرمود: «اين بر او داغ خواهد نهاد». سپس مردى ديگر در گذشت و در جامه اش دو دينار يافتند. پيامبر خدا فرمود: «دو داغ بر وى نهاده خواهد شد».
۱.. مسند ابن حنبل: ج 8 ص 277 ح 22236 وص 276 ح 22234 نحوه.
مسند ابن حنبل عن مالك بن عبد اللّه الزياديّ:إنَّهُ [أي أبا ذَرٍّ] جاءَ يَستَأذِنُ عَلى عُثمانَ بنِ عَفّانَ، فَأَذِنَ لَهُ وبِيَدِهِ عَصاهُ، فَقالَ عُثمانُ: يا كَعبُ، إنَّ عَبدَ الرَّحمانِ تُوُفِّيَ وتَرَكَ مالاً، فَما تَرى فيهِ؟ فَقالَ: إن كانَ يَصِلُ فيهِ حَقَّ اللّهِ فَلا بَأسَ عَلَيهِ. فَرَفَعَ أبو ذَرٍّ عَصاهُ فَضَرَبَ كَعبا وقالَ: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: «ما اُحِبُّ لَو أنَّ لي هذَا الجَبَلَ ذَهَبا اُنفِقُهُ ويُتَقَبَّلُ مِنّي أذَرُ خَلفي مِنهُ سِتَّ أواقٍ»، أنشُدُكَ اللّهَ يا عُثمانُ، أسَمِعتَهُ؟ ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ قالَ: نَعَم. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از مالك بن عبد اللّه زيادى ـ: ابو ذر از عثمان بن عفّان اجازه ورود خواست. عثمان به او كه عصايى در دست داشت، اجازه ورود داد. عثمان گفت: اى كعب! عبد الرحمان [بن عوف] در گذشته و مالى بر جا نهاده است. نظر تو درباره آن چيست؟ كعب گفت: اگر حقّ خدا را در آن ادا مى كرده، او را باكى نيست. ابو ذر، عصايش را برافراشت و كعب را [با آن] زد و گفت: از پيامبر خدا شنيدم كه فرمود: «دوست نمى دارم كه به قدر اين كوه (اُحُد)، طلا داشته باشم و همه را انفاق كنم و خدا از من بپذيرد؛ ولى پس از خود، شش اوقيه (برابر 168 گرم) بر جاى بگذارم». اى عثمان! تو را به خدا سوگند مى دهم آيا اين را شنيدى؟ اين را سه بار گفت. عثمان گفت: آرى.
۱.. مسند ابن حنبل: ج 1 ص 139 ح 453.