فیلترها
نتایج جستجو برای «نمونه ای از حکیمان»: ۵ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:قالَ الغِلمانُ لِيَحيَى بنِ زَكَرِيّا عليه السلام: اِذهَب بِنا نَلعَبُ.
فَقالَ يَحيى عليه السلام: ما لِلَّعِبِ خُلِقنا! اِذهَبوا نُصَلّي، فَهُوَ قَولُ اللّهِ: «وَ ءَاتَيْنَـهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پسربچّگان به يحيى بن زكريّا عليه السلام گفتند: بيا برويم بازى كنيم.
يحيى عليه السلام فرمود: «براى بازى، آفريده نشده ايم. برويم نماز بخوانيم».
اين، همان سخن خداوند است: «و بدو در خردسالى، حكمت داديم» .
۱.الدرّ المنثور: ج 5 ص 485 نقلاً عن الحاكم في تاريخه عن ابن عبّاس وراجع: مجمع البيان: ج 6 ص 781.
عنه صلى الله عليه و آله:حَقًّا أقولُ: لَم يَكُن لُقمانُ نَبِيًّا ولكِن كانَ عَبداً كَثيرَ التَّفَكُّرِ، حَسَنَ اليَقينِ، أحَبَّ اللّهَ فَأَحَبَّهُ ومَنَّ عَلَيهِ بِالحِكمَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به حقيقت مى گويم: لقمان، پيامبر نبود؛ ولى بنده اى بسيار انديشمند و نيكو يقين بود. او خدا را دوست داشت. پس خدا هم او را دوست داشت و با دادنِ حكمت، بر وى منّت نهاد.
۱.مجمع البيان: ج 8 ص 494 عن ابن عمر، بحار الأنوار: ج 13 ص 424؛ كنز العمّال: ج 14 ص 34 ح 37865 نقلاً عن الديلمي وابن عساكر.
الإمام الباقر عليه السلام:بَينا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ بِفِناءِ الكَعبَةِ يَومَ افتَتَحَ مَكَّةَ إذ أقبَلَ إلَيهِ وَفدٌ فَسَلَّموا عَلَيهِ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: مَنِ القَومُ؟ قالوا: وَفدُ بَكرِ بنِ وائِلٍ.
قالَ: فَهَل عِندَكُم عِلمٌ مِن خَبَرِ قُسِّ بنِ ساعِدَةَ الأَيادِيِّ؟
قالوا: نَعَم يا رَسولَ اللّهِ.
قالَ: فَما فَعَلَ؟
قالوا: ماتَ.
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: الحَمدُ للّهِِ رَبِّ المَوتِ ورَبِّ الحَياةِ، كُلُّ نَفسٍ ذائِقَةُ المَوتِ ۱، كَأَنّي أنظُرُ إلى قُسِّ بنِ ساعِدَةَ الأَيادِيِّ وهُوَ بِسوقِ عُكاظٍ عَلى جَمَلٍ لَهُ أحمَرَ وهُوَ يَخطُبُ النّاسَ ويَقولُ:
اِجتَمِعوا أيُّهَا النّاسُ، فَإِذَا اجتَمَعتُم فَأَنصِتوا، فَإِذا
امام باقر عليه السلام:در ايّام فتح مكّه، روزى پيامبر صلى الله عليه و آله در محوّطه كعبه ايستاده بود كه هيئت نمايندگى قبيله اى، به سوى ايشان آمدند و سلام دادند. ايشان فرمود: «از چه قبيله اى هستيد؟».
گفتند: نمايندگان قبيله بكر بن وائل هستيم.
فرمود: «آيا خبرى از قُسّ بن ساعده اِيادى داريد؟».
گفتند: آرى، اى پيامبر خدا!
فرمود: «چه مى كند؟».
گفتند: مُرد.
پيامبر خدا فرمود: «ستايش، خدايى را كه هم پروردگارِ مرگ است و هم پروردگارِ زندگى. هر جانى، چشنده مرگ است. گويى به قُسّ بن ساعده اِيادى مى نگرم كه در بازار عُكاظ بر شتر سرخْ مويش نشسته است و براى مردم، خطبه مى خواند و مى گويد: اى مردم! گِرد آييد و چون گِرد آمديد، خاموش شويد و چون خاموش شديد، گوش دهيد و چون شنيديد، بينديشيد و خوب بگيريد و چون
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در توصيف مَثرم بن رغيب بن شَيقبان ـ: او يكى از عابدان بود كه خداوند متعال را دويست و هفتاد سال عبادت كرد، و چيزى از خدا نخواست، مگر آن كه برآورده شد. خداوند عز و جلحكمت را در دلش جاى داد و طاعت نيكوى پروردگارش را به وى الهام كرد.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله عن جَبرَئيل عليه السلام:إنَّ يونس بن مَتَّى عليه السلام بعَثَه اللّهُ إلى قومه وهو ابنُ ثلاثين سَنَةٌ. فلم يؤمِن به ولم يتَّبِعه من قومه إلّا رَجلان، اسمُ أحدهِما روبيلُ واسمُ الآخَر تَنوخا، وكان روبيلُ من أهل بيت العلم والنُّبوَّة والحِكمة، وكان قديمَ الصُّحبَة ليونُسَ بن مَتَّى مِن قَبِل أن يبَعَثَه اللّهُ بالنُّبوَّة، وكان تنوخا رجلاً مستضعَفاً عابِداً زاهِداً منهَمِكاً في العبادة، وليس له عِلمٌ ولا حُكمٌ، وكان روبيلُ صاحِبَ غَنَمٍ يَرعاها ويَتَقَوَّتُ منها، و كان تنوخا رَجلاً حَطَّاباً يحتَطِبُ على رأسه ويأكُلً من كسبه، وكان لروبيل منزلةٌ من يونس غيرُ منزلةِ تَنوخا لِعلمِ روبيلَ وحكمتِه وقديمِ صُحبَتِه. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به نقل از جبرئيل عليه السلام ـ: خداوند يونس بن مَتّى عليه السلام را در سى سالگى، به سوى قومش فرستاد.؛ امّا از قوم يونس بن مَتّى عليه السلام جز دو تن، او را پيروى نكردند: نام يكى از آنها روبيل بود و نام ديگرى تنوخا. روبيل، از خاندان دانش و نبوّت و حكمت بود و پيش از بعثت يونس عليه السلام، ديرزمانى با وى همراه بود. تنوخا، مردى مستضعف و عابد و زاهد و غرق در عبادت بود و بهره اى از دانش و حكمت نداشت. روبيل، گوسفنددار بود. آنها را مى چرانْد و قوت خود را از آن به دست مى آورد و تنوخا، مردى هيزم شكن بود و هيزم ها را بر سرِ خود، حمل مى كرد و از دست رنج خويش، نان مى خورد. روبيل، به سبب دانش و حكمت و سابقه دوستىِ ديرينه اش، نزد يونس عليه السلام، منزلتى داشت كه غير از
۱.تفسير العيّاشي: ج 2 ص 129 ح 44 عن أبي عبيدة الحذّاء عن الإمام الباقر عليه السلام عن بعض كتب أمير المؤمنين عليه السلام، بحار الأنوار: ج 14 ص 392 ح 12.