فیلترها
نتایج جستجو برای «مداومت در کار»: ۴ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الطبقات الكبرىـ به نقل از سعيد مَقْبُرى ـ: پيامبر خدا هر گاه، كارى انجام مى داد، بر آن مداومت مى ورزيد و اين طور نبود كه آن را يك بار انجام دهد و يك بار انجام ندهد.
الترغيب والترهيب عن عائشة:كانَ لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَصيرٌ، وكانَ يَحجُزُه بِاللَّيلِ فَيُصَلِّي عَلَيهِ، ويَبسُطُهُ بِالنَّهارِ فَيَجلِسُ عَلَيهِ، فَجَعَلَ النَّاسُ يَثوبونَ ۱ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَيُصَلُّونَ بِصَلاتِهِ حَتَّى كَثُروا، فَأقبَلَ عَلَيهِم فَقالَ: يا أيُّها النَّاسُ، خُذوا مِنَ الأعمالِ ما تُطيقونَ، فَإنَّ اللّهَ لا يَمَلُّ حَتّى تَمَلُّوا، وإنَّ أحَبَّ الأعمالِ إلَى اللّهِ ما دامَ وإن قَلَّ.
وفي رِوايَةٍ: وكانَ آلُ مُحَمَّدٍ إذا عَمِلوا عَمَلاً أثبَتوهُ. ۲
الترغيب والترهيبـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر خدا بوريايى داشت كه شب، آن را دولا مى كرد و رويش نماز مى خواند، و روز، آن را پهن مى كرد و روى آن مى نشست. مردم نيز به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مى آمدند و با نماز ايشان، نماز مى گزاردند، تا جايى كه تعدادشان زياد شد. پس پيامبر خدا رو به آنها كرد و فرمود: «اى مردم! در حدّى كه تاب و توان داريد، عمل كنيد؛ زيرا خداوند عز و جل خسته نمى شود، مگر اين كه شما خسته شويد. محبوب ترين عمل در نزد خداوند، عملى است كه ادامه دار باشد؛ گرچه اندك باشد».
در روايتى ديگر آمده است: خاندان محمّد، هر گاه عملى را انجام مى دادند، آن را پايدار و استوار مى ساختند.
سنن الترمذي عن أبي صالح:سُئِلَت عائِشَةُ وأُمُّ سَلَمَةَ عَن أيِّ العَمَلِ كانَ أحَبَّ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَتا: ما ديمَ عَلَيهِ وإن قَلَّ. ۱
سنن الترمذىـ به نقل از ابو صالح ـ: از عايشه و امّ سلمه، پرسيدند كه محبوب ترين عمل در نزد پيامبر صلى الله عليه و آله چه بود؟
آن دو گفتند: عملى كه بر آن، مداومت مى شد؛ گرچه اندك مى بود.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 142 ح 2856، المعجم الكبير: ج 23 ص 252 ح 514 عن اُمّ سلمة، الترغيب والترهيب: ج 4 ص 130 ح 6.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهـ لَمّا سَألَهُ شَمعونُ بنُ لاوي بنِ يَهودا مِن حَوارِيّي عيسى عليه السلام عَنِ العَقلِ و كَيفِيَّتِهِ و شُعَبِهِ و طَوائفِهِ ـ: إنَّ العَقلَ عِقالٌ مِنَ الجَهلِ و النَّفسُ مِثلُ أخبَثِ الدَّوابِّ، فإن لَم تُعقَلْ حارَتْ، فالعَقلُ عِقالٌ مِنَ الجَهلِ.
و إنَّ اللّهَ خَلَقَ العَقلَ، فقالَ لَهُ: أقبِل فأقبَلَ، و قالَ لَهُ: أدبِرْ فَأدبَرَ، فقالَ اللّهُ تَبارَكَ و تَعالى: و عِزَّتي و جَلالي ما خَلَقتُ خَلقا أعظَمَ مِنكَ، و لا أطوَعَ مِنكَ، بِكَ اُبدِئُ و بِكَ اُعيدُ، لَكَ الثَّوابُ و عَلَيكَ العِقابُ، فتَشَعَّبَ مِنَ العَقلِ الحِلمُ، و مِنَ الحِلمِ العِلمُ، و مِنَ العِلمِ الرُّشدُ، و مِنَ الرُّشدِ العَفافُ، و مِنَ العَفافِ الصِّيانَةُ، و مِنَ الصِّيانَةِ
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در جواب شمعون بن لاوى بن يهودا، حوارىِ عيسى عليه السلام، كه از عقل و چگونگى و شاخه ها و انواع آن پرسيد ـفرمود: همانا عقل زانو بند نادانى است. نفْس مانند شرورترين حيوانات است كه اگر پايشان بسته نشود، گم و سرگشته مى شوند. پس، عقل زانو بند نادانى است. همانا خداوند عقل را آفريد و بدو فرمود: رو كن و او رو كرد و فرمود: برگرد و او برگشت. پس، خداوند تبارك و تعالى فرمود: به عزّت و جلالم سوگند كه هيچ آفريده اى با عظمت تر و فرمانبردارتر از تو نيافريدم. به تو آغاز مى كنم و به تو برمى گردانم، پاداش از آنِ توست و كيفر هم به دوش توست.
از عقل، بردبارى منشعب شد و از بردبارى، دانايى و از دانايى، رهيابى و از رهيابى، پاكدامنى و از پاكدامنى، خويشتندارى و از خويشتندارى، حيا و از
۱.تحف العقول: 15، اُنظر تمام الكلام.