نتایج جستجو برای «فتنه هایی که در این امت بروز می کند»: ۲۶ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:سَيَأتي زَمانٌ عَلى اُمَّتي لا يَعرِفونَ العُلماءَ إلّا بِثَوبٍ حَسَنٍ، ولا يَعرِفونَ القُرآنَ إلّا بِصَوتٍ حَسَنٍ، ولا يَعبُدونَ اللّهَ إلّا في شَهرِ رَمَضانَ، فَإِذا كانَ كَذلِكَ سَلَّطَ اللّهُ عَلَيهِم سُلطانا لا عِلمَ لَهُ ولا حِلمَ لَهُ ولا رُحمَ لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر امّت من مى آيد كه عالمان را جز به جامه نيكو و قرآن را جز به صداى نيكو نمى شناسند و خدا را جز در ماه رمضان، عبادت نمى كنند. هر گاه چنين شود، خداوند، سلطانى را بر آنان مسلّط مى گردانَد كه نه علم دارد، نه بردبارى و نه رحم.
۱.جامع الأخبار: ص 356 ح 998.
عنه صلى الله عليه و آله:سَيَأتي عَلى اُمَّتي زَمانٌ تَخبُثُ فيهِ سَرائِرُهُم وتَحسُنُ فيهِ عَلانِيَتُهُم، طَمَعا فِي الدُّنيا و لا يُريدونَ بهِ ما عِندَ اللّهِ رَبِّهِم، يَكونُ دينُهُم رِياءً، لا يُخالِطُهُم خَوفٌ، يَعُمُّهُمُ اللّهُ مِنهُ بِعِقابٍ، فَيَدعونَهُ دُعاءَ الغَريقِ فَلا يَستَجيبُ لَهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر امّت من فرا مى رسد كه در آن زمان، باطن هايشان پليد و ظاهرشان زيباست، از سرِ طمع به دنيا، نه اين كه به واسطه دنيا، آنچه را [از ثواب و پاداش]نزد پروردگارشان است، بجويند. دينشان از سرِ رياست است و هيچ ترسى [از خدا]در وجودشان نيست. كيفر خداوند، آنان را فرا مى گيرد و چونان شخص در حال غرق شدن، او را مى خوانند؛ امّا دعايشان مستجاب نمى شود.
۱.الكافي: ج 8 ص 306 ح 476.
عنه صلى الله عليه و آله:سَيَأتي عَلى اُمَّتي زَمانٌ لا يَبقى مِنَ القُرآنِ إلّا رَسمُهُ، وَلا مِنَ الإِسلامِ إلَا اسمُهُ، يُسَمَّونَ بِهِ وهُم أبعَدُ النّاسِ مِنهُ، مَساجِدُهُم عامِرَةٌ وهِيَ خَرابٌ مِنَ الهُدى، فُقَهاءُ ذلِكَ الزَّمانِ شَرُّ فُقَهاءَ تَحتَ ظِلِّ السَّماءِ، مِنهُم خَرَجَتِ الفِتنَةُ وإلَيهِم تَعودُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر امّت من مى آيد كه از قرآن، جز نوشته اش باقى نمى مانَد و از اسلام، جز نامش. مسلمان ناميده مى شوند؛ امّا دورترينِ مردم از اسلام اند. مسجدهايشان [از جمعيت،]آباد و از هدايت، خالى است. دين شناسان آن زمان، بدترين دين شناسانِ زير سايه آسمان اند. فتنه از آنان برمى خيزد و به آنان، باز مى گردد.
۱.ثواب الأعمال: ص 301 ح 4.
عنه صلى الله عليه و آله:يَأتي عَلَى النّاسِ زَمانٌ إذا سَمِعتَ بِاسمِ رَجُلٍ خَيرٌ مِن أن تَلقاهُ، فَإِذا لَقيتَهُ خَيرٌ مِن أن تُجَرِّبَهُ، ولَو جَرَّبتَهُ أظهَرَ لَكَ أحوالاً. دينُهُم دَراهِمُهُم، وهِمَّتُهُم بُطونُهُم، وقِبلَتُهُم نِساؤُهُم، يَركَعونَ لِلرَّغيفِ، ويَسجُدونَ لِلدِّرهَمِ، حَيارى سُكارى، لا مُسلِمينَ ولا نَصارى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر مردم فرا مى رسد كه شنيدن نام مردى، بهتر از ديدن اوست و ديدن او، بهتر از آزمودن اوست و اگر او را بيازمايى، احوالى بر تو نمايان مى سازد. دينشان، درهم هايشان است و همّ و غمّشان، شكم هايشان و قبله شان، زنانشان. براى گِرده نانى، سر خم مى كنند و براى درهم به خاك مى افتند. سرگردان و مست اند. نه مسلمان اند و نه ترسا.
۱.أعلام الدين: ص 291.
عنه صلى الله عليه و آله:يَأتي عَلَيكُم زَمانٌ يُخَيَّرُ فيهِ الرَّجُلُ بَينَ العَجزِ وَالفُجورِ، فَمَن أدرَكَ ذلِكَ الزَّمانَ فَليَختَرِ العَجزَ عَلَى الفُجورِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر شما خواهد آمد كه در آن زمان، انسان، بر دو راهى ناتوانى و گناه، قرار مى گيرد. پس هر كس آن زمان را درك كرد، ناتوانى را بر گناه برگزيند.
۱.مسند ابن حنبل: ج 3 ص 115 ح 7748.
الإمام عليّ عليه السلام:لَمّا أنزَلَ اللّهُ سُبحانَهُ قَولَهُ: «الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ» عَلِمتُ أنَّ الفِتنَةَ لا تَنزِلُ بِنا ورَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَينَ أظهُرِنا، فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، ما هذِهِ الفِتنَةُ الَّتي أخبَرَكَ اللّهُ تَعالى بِها؟ فَقالَ: يا عَلِيُّ، إنَّ اُمَّتي سَيُفتَنونَ مِن بَعدي، فَقلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، أوَ لَيسَ قَد قُلتَ لي يَومَ اُحُدٍ حَيثُ استُشهِدَ مَنِ استُشهِدَ مِنَ المُسلِمينَ وحيزَت ۱ عَنِّيَ الشَّهادَةُ، فَشَقَّ ذلِكَ عَلَيَّ، فَقُلتَ لي: أبشِر فَإِنَّ الشَّهادَةَ مِن وَرائِكَ؟ فَقالَ لي: إنَّ ذلِكَ لَكَذلِكَ، فَكَيفَ صَبرُكَ إذَن؟ فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، لَيسَ هذا مِن

امام على عليه السلام:چون خداوند سبحان، اين سخنش را فرو فرستاد كه: «الف، لام، ميم. آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند: «ايمان آورديم»، رها مى شوند و مورد آزمايش قرار نمى گيرند؟» ، دانستم كه تا وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان ماست، فتنه بر ما فرود نخواهد آمد. لذا به ايشان گفتم: اى پيامبر خدا! اين فتنه اى كه خداى متعال، تو را از آن خبر داده است، چيست؟ فرمود: «اى على! پس از من، امّتم دچار فتنه خواهند شد». گفتم: اى پيامبر خدا! آيا در روز اُحُد كه جمعى از مسلمانان شهيد شدند و شهادت، نصيب من نشد و اين امر بر من گران آمد، به من نفرمودى: «بشارتت باد كه شهادت در انتظار توست؟». پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود: «همين طور است. در آن هنگام، چگونه شكيبايى خواهى كرد؟». گفتم: اى پيامبر

۱.تحوّز عنه وتحيَّزَ: إذا تنحّى (لسان العرب: ج 5 ص 340 «حوز»).
۲.السُّحت: الحرام الذي لا يحلُّ كسبه؛ لأنّه يسحت البركة (النهاية: ج 2 ص 345 «سحت»).
۳.نهج البلاغة: الخطبة 156، بحار الأنوار: ج 72 ص 138 ح 26؛ كنز العمّال: ج 16 ص 193 ـ 196 ح 44216 نقلاً عن شعب الإيمان عن عبد اللّه بن الحسن نحوه.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:سَيَأتي زَمانٌ عَلى اُمَّتي يَفِرّونَ مِنَ العُلَماءِ كَما يَفِرُّ الغَنَمُ عَنِ الذِّئبِ، فَإِذا كانَ كذلِكَ ابتَلاهُمُ اللّهُ تَعالى بِثَلاثَةِ أشياءَ: الأَوَّلُ: يَرفَعُ البَرَكَةَ مِن أموالِهِم، وَالثّاني: سَلَّطَ اللّهُ عَلَيهِم سُلطانا جائِرا، وَالثّالِثُ: يَخرُجونَ مِنَ الدُّنيا بِلا إيمانٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر امّت من خواهد رسيد كه از عالمان مى گريزند، چنان كه گوسفند از گرگ مى گريزد. چون چنين شود، خداوند متعال، آنها را به سه چيز گرفتار مى سازد: اوّل: بركت را از اموالشان مى برد؛ دوم، سلطانى ستمگر بر آنان مسلّط مى گرداند؛ و سوم، بى ايمان از دنيا مى روند.
۱.جامع الأخبار: ص 356 ح 995، بحار الأنوار: ج 22 ص 453 ح 11.
عنه صلى الله عليه و آله:سَيَأتي عَلَى النّاسِ زَمانٌ لا يُنالُ المُلكُ فيهِ إلّا بِالقَتلِ وَالتَّجَبُّرِ، ولَا الغِنى إلّا بِالغَصب وَالبُخلِ، ولَا المَحَبَّةُ إلّا بِاستِخراجِ الدّينِ وَاتِّباعِ الهَوى، فَمَن أدرَكَ ذلِكَ الزَّمانَ فَصَبَرَ عَلَى الفَقرِ وهُوَ يَقدِرُ عَلَى الغِنى، وصَبَرَ عَلَى البِغضَةِ وهُوَ يَقدِرُ عَلَى المَحَبَّةِ، وصَبَرَ عَلَى الذُّلِّ وهُوَ يَقدِرُ عَلَى العِزِّ؛ آتاهُ اللّهُ ثَوابَ خَمسينَ صِدِّيقا مِمَّن صَدَّقَ بي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر مردم فرا مى رسد كه در آن، حكومت، جز با كشتار و ستم، و ثروت، جز با غصب و بخل ورزى، و دوستى، جز با خارج شدن از دين و پيروى از هوس فراهم نمى آيد. پس، هر كس چنان زمانى را درك كند و بر فقر، شكيبايى ورزد، با آن كه در به دست آوردن ثروت، توانايى داشته باشد و بر دشمنى [مردم]شكيبايى ورزد، با آن كه بر كسب دوستى [از طرق نامشروع] توانايى داشته باشد و بر خوارى شكيبايى ورزد، با آن كه بتواند عزّت [و مقام] به دست آورد، خداوند، ثواب پنجاه صدّيق (مؤمن راستين) از كسانى كه مرا تصديق كرده اند، به او بدهد.
۱.الكافي: ج 2 ص 91 ح 12 عن العزرمي عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 18 ص 147 ح 8؛ حلية الأولياء: ج 8 ص 135 و ج 6 ص 312 نحوه وكلاهما عن الحسن.
عنه صلى الله عليه و آله:سَيَأتي زَمانٌ عَلى اُمَّتي لا يَعرِفونَ العُلماءَ إلّا بِثَوبٍ حَسَنٍ، ولا يَعرِفونَ القُرآنَ إلّا بِصَوتٍ حَسَنٍ، ولا يَعبُدونَ اللّهَ إلّا في شَهرِ رَمَضانَ، فَإِذا كانَ كَذلِكَ سَلَّطَ اللّهُ عَلَيهِم سُلطانا لا عِلمَ لَهُ ولا حِلمَ لَهُ ولا رُحمَ لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر امّت من مى آيد كه عالمان را جز به جامه نيكو و قرآن را جز به صداى نيكو نمى شناسند و خدا را جز در ماه رمضان، عبادت نمى كنند. هر گاه چنين شود، خداوند، سلطانى را بر آنان مسلّط مى گردانَد كه نه علم دارد، نه بردبارى و نه رحم.
۱.جامع الأخبار: ص 356 ح 998، بحار الأنوار: ج 22 ص 454 ح 11.
عنه صلى الله عليه و آله:سَيَأتي عَلى اُمَّتي زَمانٌ تَخبُثُ فيهِ سَرائِرُهُم وتَحسُنُ فيهِ عَلانِيَتُهُم، طَمَعا فِي الدُّنيا و لا يُريدونَ بهِ ما عِندَ اللّهِ رَبِّهِم، يَكونُ دينُهُم رِياءً، لا يُخالِطُهُم خَوفٌ، يَعُمُّهُمُ اللّهُ مِنهُ بِعِقابٍ، فَيَدعونَهُ دُعاءَ الغَريقِ فَلا يَستَجيبُ لَهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر امّت من فرا مى رسد كه در آن زمان، باطن هايشان پليد و ظاهرشان زيباست، از سرِ طمع به دنيا، نه اين كه به واسطه دنيا، آنچه را [از ثواب و پاداش] نزد پروردگارشان است، بجويند. دينشان از سرِ رياست است و هيچ ترسى [از خدا] در وجودشان نيست. كيفر خداوند، آنان را فرا مى گيرد و چونان شخص در حال غرق شدن، او را مى خوانند؛ امّا دعايشان مستجاب نمى شود.
۱.الكافي: ج 8 ص 306 ح 476 عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 18 ص 146 ح 6.
عنه صلى الله عليه و آله:سَيَأتي عَلى اُمَّتي زَمانٌ لا يَبقى مِنَ القُرآنِ إلّا رَسمُهُ، وَلا مِنَ الإِسلامِ إلَا اسمُهُ، يُسَمَّونَ بِهِ وهُم أبعَدُ النّاسِ مِنهُ، مَساجِدُهُم عامِرَةٌ وهِيَ خَرابٌ مِنَ الهُدى، فُقَهاءُ ذلِكَ الزَّمانِ شَرُّ فُقَهاءَ تَحتَ ظِلِّ السَّماءِ، مِنهُم خَرَجَتِ الفِتنَةُ وإلَيهِم تَعودُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر امّت من مى آيد كه از قرآن، جز نوشته اش باقى نمى مانَد و از اسلام، جز نامش. مسلمان ناميده مى شوند؛ امّا دورترينِ مردم از اسلام اند. مسجدهايشان [از جمعيت،]آباد و از هدايت، خالى است. دين شناسان آن زمان، بدترين دين شناسانِ زير سايه آسمان اند. فتنه از آنان برمى خيزد و به آنان، باز مى گردد.
۱.ثواب الأعمال: ص 301 ح 4 عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 2 ص 109 ح 14؛ الفردوس: ج 2 ص 319 ح 3448 عن معاذ بن جبل.
عنه صلى الله عليه و آله:سَيَأتي عَلَيكُم زَمانٌ لا يَكونُ فيهِ شَيءٌ أعَزَّ مِن ثَلاثٍ: دِرهَمٌ حَلالٌ، أو أخٌ يُستَأنَسُ بِهِ، أو سُنَّةٌ يُعمَلُ بِها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به زودى، زمانى بر شما مى آيد كه در آن، سه چيز بس كمياب است: درهمى حلال، يا برادرى همدل، يا سنّتى كه به آن عمل شود.
۱.المعجم الأوسط: ج 1 ص 35 ح 88 عن حذيفة؛ تحف العقول: ص 368 عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه، بحارالأنوار: ج 78 ص 251 ح 102.
عنه صلى الله عليه و آله:يَأتي عَلَى النَّاسِ زَمانٌ يَذوبُ فيهِ قَلبُ المُؤمِنِ في جَوفِهِ كَما يَذوبُ الآ نُكُ فِي النّارِ ـ يَعنِي الرَّصاصَ ـ، وما ذاكَ إلّا لِما يَرى مِنَ البَلاءِ وَالأَحداثِ في دينِهِم لا يَستَطيعُ لَهُ غَيرا ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر مردم فرا مى رسد كه در آن زمان، دل مؤمن در درونش آب مى شود، آن سان كه سُرب در آتش آب مى شود و اين نيست، مگر به سبب بلا و بدعت هايى كه در دين مردم مى بيند و نمى تواند تغييرشان دهد.
۱.غَيرا: أي تغييرا؛ قال الفيروزآبادي: غَيَّرَهُ: جعله غيرَ ما كانَ وحَوَّلَهُ وبدَّلَهُ، والاسم: الغَيْر (القاموس المحيط: ج 2 ص 106 «غير»).
۲.الأمالي للطوسي: ص 518 ح 1136 عن المجاشعي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 28 ص 48 ح 13؛ كنزالعمّال: ج 3 ص 686 ح 8463 نقلاً عن ابن أبي الدنيا نحوه.
عنه صلى الله عليه و آله:يَأتي عَلَى النّاسِ زَمانٌ لا يُتَّبَعُ فيهِ العالِمُ. لا يَعرِفونَ مَعروفا ولا يُنكِرونَ مُنكَرا، يَمشِي الصّالِحُ فيهِم مُستَخفِيا، اُولئِكَ شِرارُ خَلقِ اللّهِ، ولا يَنظُرُ اللّهُ إلَيهِم يَومَ القِيامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر مردم فرا مى رسد كه در آن، از عالم پيروى نمى شود. نه معروفى را [معروف] مى شناسند و نه منكرى را زشت مى شمارند. شخص درستكار در ميان آنان، پنهانى به سر مى برد. آنان (مردم آن روزگار)، بدترين خلقِ خدايند و خداوند در روز قيامت، به ايشان نظر نمى كند.
۱.الفردوس: ج 5 ص 441 ح 8681 عن الإمام عليّ عليه السلام.
عنه صلى الله عليه و آله:يَأتي عَلَى النّاسِ زَمانٌ إذا سَمِعتَ بِاسمِ رَجُلٍ خَيرٌ مِن أن تَلقاهُ، فَإِذا لَقيتَهُ خَيرٌ مِن أن تُجَرِّبَهُ، ولَو جَرَّبتَهُ أظهَرَ لَكَ أحوالاً. دينُهُم دَراهِمُهُم، وهِمَّتُهُم بُطونُهُم، وقِبلَتُهُم نِساؤُهُم، يَركَعونَ لِلرَّغيفِ، ويَسجُدونَ لِلدِّرهَمِ، حَيارى سُكارى، لا مُسلِمينَ ولا نَصارى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر مردم فرا مى رسد كه شنيدن نام مردى، بهتر از ديدن اوست و ديدن او، بهتر از آزمودن اوست و اگر او را بيازمايى، احوالى بر تو نمايان مى سازد. دينشان، درهم هايشان است و همّ و غمّشان، شكم هايشان و قبله شان، زنانشان. براى گِرده نانى، سر خم مى كنند و براى درهم به خاك مى افتند. سرگردان و مست اند. نه مسلمان اند و نه ترسا.
۱.أعلام الدين: ص 291 عن اُمّ هانئ بنت أبي طالب، بحارالأنوار: ج 74 ص 166 ح 31.
عنه صلى الله عليه و آله:يَأتي عَلَى النَّاسِ زَمانٌ بُطونُهُم آلِهَتُهُم، ونِساؤُهُم قِبلَتُهُم، ودَنانيرُهُم دينُهُم، وشَرَفُهُم مَتاعُهُم، لا يَبقى مِنَ الإِيمانِ إلَا اسمُهُ، ومِنَ الإِسلامِ إلّا رَسمُهُ، ومِنَ القُرآنِ إلّا دَرسُهُ، مَساجِدُهُم مَعمورَةٌ، وقُلوبُهُم خَرابٌ عَنِ الهُدى، عُلَماؤُهُم أشَرُّ خَلقِ اللّهِ عَلى وَجهِ الأَرضِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر مردم مى آيد كه شكم هايشان، خداى آنان است و زنانشان، قبله شان و دينارهايشان، دينشان و شرافتشان، كالايشان. از ايمان، جز نامش و از اسلام، جز رسمش بر جاى نمى مانَد و از قرآن، جز خواندنش. مسجدهايشان، آباد [و پُر از جمعيت]است و دل هايشان از هدايت، ويران [و تهى]. عالمانشان، بدترين خلق خدا در روى زمين هستند.
۱.جامع الأخبار: ص 355 ح 993، بحار الأنوار: ج 22 ص 453 ح 11؛ الفردوس: ج 5 ص 444 ح 8688 عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه.
عنه صلى الله عليه و آله:يَأتي عَلى اُمَّتي زَمانٌ يَكونُ اُمَراؤهُم عَلَى الجَورِ، وعُلماؤُهُم عَلَى الطَّمَعِ وقِلَّةِ الوَرَعِ، وعُبّادُهُم عَلَى الرِّياءِ، وتُجّارُهُم عَلى أكلِ الرِّبا وكِتمانِ العَيبِ فِي البَيعِ وَالشِّراءِ، ونِساؤُهُم عَلى زينَةِ الدُّنيا، فَعِندَ ذلِكَ يُسَلَّطُ عَلَيهِم أشرارُهُم، فَيَدعو خِيارُهُم فَلا يُستَجابُ لَهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر امّت من مى آيد كه فرمان روايانشان ستمكارند و عالمانشان، طمعكار و كم تقوايند و عابدانشان، رياكارند و بازرگانانشان، رباخوار و پوشاننده عيب [كالا] در هنگام خريد و فروش اند و زنانشان، در پىِ زيب و زيور دنيا هستند. در اين شرايط، خداوند، بَدان ايشان را بر آنان، مسلّط مى گردانَد و نيكانشان دعا مى كنند؛ امّا دعايشان مستجاب نمى شود.
۱.أعلام الدين: ص 285، بحار الأنوار: ج 103 ص 82 ح 10.
عنه صلى الله عليه و آله:يَأتي في آخِرِ الزَّمانِ اُناسٌ مِن اُمَّتي يَأتونَ المَساجِدَ يَقعُدونَ فيها حَلَقا، ذِكرُهُمُ الدُّنيا وحُبُّ الدُّنيا، لا تُجالِسوهُم فَلَيسَ للّهِِ بِهِم حاجَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در آخر زمان، مردمى از امّت من پديد مى آيند كه به مسجدها مى روند و در آنها گِرد هم مى نشينند و ذكر و وِردشان، دنيا و دنيادوستى است. با اينان، مجالست نكنيد؛ زيرا خدا را با اينان، كارى نيست.
۱.جامع الأخبار: ص 356 ح 994 و ص 179 ح 435، بحار الأنوار: ج 22 ص 453 ح 11؛ الفردوس: ج 2 ص 319 ح 3445 عن ابن مسعود نحوه.
عنه صلى الله عليه و آله:يَأتي عَلَيكُم زَمانٌ يُخَيَّرُ فيهِ الرَّجُلُ بَينَ العَجزِ وَالفُجورِ، فَمَن أدرَكَ ذلِكَ الزَّمانَ فَليَختَرِ العَجزَ عَلَى الفُجورِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر شما خواهد آمد كه در آن زمان، انسان، بر دو راهى ناتوانى و گناه، قرار مى گيرد. پس هر كس آن زمان را درك كرد، ناتوانى را بر گناه برگزيند.
۱.مسند ابن حنبل: ج 3 ص 115 ح 7748 و ص 456 ح 9774 كلاهما عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:لَيَأتِيَنَّكُم بَعدي دُنيا تَأكُلُ أموالَكُم، كَما تأكُلُ النّارُ الحَطَبَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پس از من، دنيايى بر شما فرا مى رسد كه اموالتان را مى خورَد، چنان كه آتش، هيمه را.
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 134؛ شرح نهج البلاغة: ج 19 ص 289.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۶