نتایج جستجو برای «غرور و نومیدی»: ۱ حدیث
الإمام عليّ عليه السلامـ في كَلامِهِ عِندَ تَلاوَتِهِ: «يَـأَيُّهَا الْاءِنسَـنُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ» ـ: أدحَضُ ۱ مَسؤولٍ حُجَّةً، وأقطَعُ مُغتَرٍّ مَعذِرَةً. لَقَد أبرَحَ جَهالَةً بِنَفسِهِ. يا أيُّهَا الإِنسانُ ما جَرَّأَكَ عَلى ذَنبِكَ، وما غَرَّكَ بِرَبِّكَ، وما أنَّسَكَ بِهَلَكَةِ نَفسِكَ. أما مِن دائِكَ بُلولٌ ۲؟ أم لَيسَ مِن نَومَتِكَ يَقَظَةٌ؟ أما تَرحَمُ مِن نَفسِكَ ما تَرحَمُ مِن غَيرِكَ؟ فَلَرُبَّما تَرَى الضّاحِيَ ۳ مِن حَرِّ الشَّمسِ فَتُظِلُّهُ. ۴
امام على عليه السلامـ در سخنانش به هنگام تلاوت: «اى انسان! چه چيز تو را به پروردگار بزرگوارت غرّه كرده است؟» ـ: انسانى كه در اين آيه مورد سؤال قرار گرفته است، هر دليلى را براى غرّه شدنش به خدا بياورد، دليلش نادرست ترين دليل هاست، عذر [و بهانه] او از عذر [و بهانه] هر فريب خورده اى بى پايه تر است، و نادانى، وجود او را سختْ فرا گرفته است. هان، اى انسان! چه چيزْ تو را بر گناه كردنت دلير ساخته، و چه چيزْ تو را به پروردگارت گستاخ كرده، و چه چيزْ تو را با نابودى خودت دمخور نموده است؟! مگر درد تو را بهبودى نيست؟ يا خوابت را بيدارى اى نيست؟ چرا به خويشتن رحم نمى كنى، چنان كه به ديگران، رحم مى كنى؟ كه چه بسا شخصى را در گرماى آفتاب مى بينى و او را سايه مى بخشى.
۱.دَحَضَتِ الحُجَّةُ: بطلت (مجمع البحرين: ج 1 ص 579 «دحض»).
۲.البِلَّةُ: العافِية (لسان العرب: ج 11 ص 65 «بلل»).
۳.ضاحَت: أي برزت للشمس (مجمع البحرين: ج 2 ص 1065 «ضحا»).
۴.نهج البلاغة: الخطبة 223، بحارالأنوار: ج 71 ص 192 ح 59.