فیلترها
نتایج جستجو برای «سیب»: ۸۴۰ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام عليّ عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: العَقلُ لَم يَجنِ عَلى صاحِبِهِ قَطُّ، وَالعِلمُ مِن غَيرِ عَقلٍ يَجني عَلى صاحِبِهِ. ۱
امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: هيچ گاه خرد به صاحبش آسيب نمى زند؛ ليكن دانش بدون خرد، به صاحبش آسيب مى رساند.
۱.شرح نهج البلاغة: ج 20 ص 323 ح 702.
ربيع الأبرار عن أنس:قيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، الرَّجُلُ يَكونُ حَسَنَ العَقلِ كَثيرَ الذُّنوبِ؟
قالَ: ما مِن آدَمِيٍّ إلاّ ولَهُ ذُنوبٌ وخَطايا يَقتَرِفُها، فَمَن كانَت سَجِيَّتُهُ العَقلَ وغَريزَتُهُ اليَقينَ لَم تَضُرَّهُ ذُنوبُهُ.
قيلَ: كَيفَ ذلِكَ يا رَسولَ اللّهِ؟
قالَ: لِأَنَّهُ كُلَّما أخطَأَ لَم يَلبَث أن تَدارَكَ ذلِكَ بِتَوبَةٍ ونَدامَةٍ عَلى ما كانَ مِنهُ، فَيَمحو ذُنوبَهُ، ويَبقى لَهُ فَضلٌ يَدخُلُ بِهِ الجَنَّةَ. ۱
ربيع الأبرارـ به نقل از اَنَس ـ: سؤال شد: اى پيامبر خدا! ممكن است مردى از خردى نيكو برخوردار باشد و گناهان بسيار داشته باشد؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «هيچ انسانى نيست، مگر اين كه گناهان و لغزش هايى را مرتكب شده است. پس هر كه سرشتش خردمندى و نهادش يقين باشد، گناهانْ بدو آسيبى نمى رسانند».
گفته شد: اى پيامبر خدا! چگونه ممكن است؟
فرمود: «زيرا [خردمند] هر گاه مرتكب لغزشى گردد، آن را با توبه و پشيمانى جبران مى كند و گناهانش را پاك مى گرداند و برايش خوبى باقى مى ماند كه با آن، وارد بهشت مى گردد».
۱.ربيع الأبرار: ج 3 ص 137؛ تنبيه الخواطر: ج 1 ص 62 وليس فيه «ويبقى له فضل.»، تيسير المطالب: ص 147 نحوه.
عنه عليه السلامـ أيضًا ـ: يا هِشامُ، لِكُلِّ شَيءٍ دَليلٌ، ودَليلُ العاقِلِ التَّفَكُّرُ، ودَليلُ التَّفَكُّرِ الصَّمتُ. ولِكُلِّ شَيءٍ مَطِيَّةٌ، ومَطِيَّةُ العاقِلِ التَّواضُعُ، وكَفى بِكَ جَهلاً أن تَركَبَ ما نُهيتَ عَنهُ.
يا هِشامُ، لَو كانَ في يَدِكَ جَوزَةٌ وقالَ النّاسُ: في يَدِكَ لُؤلُؤَةٌ، ما كانَ يَنفَعُكَ وأنتَ تَعلَمُ أنَّها جَوزَةٌ، ولَو كانَ في يَدِكَ لُؤلُؤَةٌ وقالَ النّاسُ: إنَّها جَوزَةٌ، ما ضَرَّكَ وأنتَ تَعلَمُ أنَّها لُؤلُؤَةٌ.
يا هِشامُ، ما بَعَثَ اللّهُ أنبِياءَهُ ورُسُلَهُ إلى عِبادِهِ إلاّ لِيَعقِلوا عَنِ اللّهِ، فَأَحسَنُهُمُ استِجابَةً أحسَنُهُم مَعرِفَةً لِلّهِ، وأعلَمُهُم بِأَمرِ اللّهِ أحسَنُهُم عَقلاً، وأعقَلُهُم أرفَعُهُم دَرَجَةً فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ.
امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هِشام بن حَكَم ـ: اى هشام! هر چيزى را نشانه اى است و نشانه خردمند، انديشه كردن است و نشانه انديشه كردن، سكوت است، و هر چيزى را مركبى است و مركب خردمند، فروتنى است. براى نادانى تو، همين بس كه كارى را كه از آن نهى شده اى، انجام دهى.
اى هشام! اگر در دست تو گردويى بود و مردم گفتند: «در دست تو دُرّى است» و تو مى دانى گردوست، [سخن آنان] تو را سودى نمى بخشد، و اگر در دست تو دُرّى بود و مردم گفتند: «گردوست»، [از سخن آنان]آسيبى به تو نمى رسد، تا زمانى كه تو مى دانى كه دُرّ است.
اى هشام! خداوند، پيامبران و رسولان را به سوى مردمْ مبعوث نكرد، مگر بدان جهت كه مردم از خداوند، خرد دريافت كنند [و از بينش الهى برخوردار گردند]. پس بهترين كسانى كه پيامبران را اجابت مى كنند،
۱.تحف العقول: ص 386، الكافي: ج 1 ص 16 ح 12 نحوه وفيه «دليل العقل» بدل «دليل العاقل» و «قليل العمل من العالم» بدل «قليل العمل من العاقل» وكلاهما عن هشام بن الحكم، بحار الأنوار: ج 1 ص 138 ح 30.
۲.در احاديث متعددى به موضوع «دريافت خِرد (عقل) از خداوند متعال» با جملاتى نظير «عقل عن اللّه»، «ليعقلوا عن اللّه»، «يعقل عن اللّه»، «لم يعقل عن اللّه» اشاره شده است. علاّمه مجلسى رحمه اللهدر بيان مقصود از اين جمله مى فرمايد: «عقل عن اللّه، أى حصل له معرفة ذاته وصفاته وأحكامه وشرايعه، أو أعطاه اللّه العقل، أو علم الاُمور بعلم ينتهى إلى اللّه بأن أخذه عن أنبياءه وحججه، اما بلا واسطة أو بواسطة، أو بلغ عقله إلى درجة يفيض اللّه علومه عليه بغير تعليم بشر؛ عقل عن اللّه، يعنى معرفت ذات و صفات و احكام شرع خداوندى برايش حاصل شد، و يا اين كه خداوند به وى خِرد عطا كرد، و يا اين كه به امور و حقايق از طريق پيامبران و حجّت هاى الهى و يا بدون واسطه آگاه گشت، و يا اين كه خِردش به آن جا رسيد كه خداوند بدون فراگيرى از انسانى، دانش هايش را به وى افاضه مى كند» (بحار الأنوار: ج 1 ص 138).
با عنايت به آنچه در مقدمه اين بخش درباره معناى «عقل» در قرآن و احاديث اسلامى ذكر شد، مى توان گفت مقصود از «عقل»، نور و بينش و يا بصيرتى است كه انسان در پر تو آن، حق را از باطل تميز مى دهد، چنان كه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهنقل شده است كه: «العقل نور فى القلب يفرق به بين الحق والباطل؛ خرد، نورى است در دل كه بدان، حق را از باطل جدا مى كند» (ر. ك: ح 2).
همه انسان ها در ژرفاى وجود خود، از اين نور برخوردارند. انبياء الهى آمده اند تا با موانع شكوفايى نور خِرد در وجود انسان مبارزه كنند و زمينه پرورش آن را فراهم سازند، تا با شكوفا شدن عقل، انسان به نور علم دست يابد، چنان كه در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است: «ليس العلم بكثرة التعلّم. إنّما هو نور يقع في قلب مَن يريد اللّه تبارك وتعالى أن يهديه؛ دانش، به زياد آموختن نيست. همانا دانش، نورى است كه در دل هر كس كه خداوند متعال بخواهد او را هدايت كند، قرار مى گيرد» (ر. ك: ج 2 ح 1283).
بنا بر اين، يكى از مهم ترين دلايل بعثت انبياى الهى، شكوفاسازى نيروى عقل در وجود انسان است، چنان كه امام على عليه السلام در اين باره مى فرمايد: «ويثيروا لهم دفائن العقول؛ گنجينه هاى خِرد را برايشان آشكار مى سازد» (ر. ك: ح 240).
به عبارت ديگر، انبياى الهى آمده اند تا زمينه دريافت نور خِرد را از خداوند متعال براى انسان فراهم سازند، چنان كه امام كاظم عليه السلام مى فرمايد: «ما بعث اللّه انبياءه ورسله إلى عباده إلاّ ليعقلوا عن اللّه؛ خداوند، رسولان و پيامبرانش را به سوى بندگان نفرستاد مگر بدان جهت كه بينش و بصيرت الهى پيدا كنند» (ر. ك: ح 162).
بر اين پايه، مقصود از دريافت خِرد از خداوند متعال، شكوفا سازى خِرد فطرى (فطرت عقل) از طريق عمل به رهنمودهاى پيامبران و برخوردارى از بينش و بصيرت است و بدين سان مى توان «عقل» را در جمله «عَقَلَ عَنِ اللّه ِ»، به «برخوردارى از بصيرت الهى» تفسير كرد. با شكوفا شدن فطرت عقل و رسيدن انسان به نور علم و بصيرت الهى، حقيقت دنيا براى او آشكار مى گردد و لذا ـ چنان كه در روايت بالا آمده ـ كسى كه از خداوند خِرد دريافت كرد، نسبت به دنيا و اهل دنيا بى رغبت مى شود و نيز معرفت حقيقى نسبت به خداوند پيدا مى كند و چنين كسى خدا را در قضا و قَدَرش متّهم نمى نمايد و در روزى دادنش كُند نمى شمارد.
الإمام عليّ عليهالسلام: آفَةُ العَقلِ الهَوى. ۱
امام على عليهالسلام: آفت خرد، هوس است.
۱.غرر الحكم: ح 3925.
عنه عليهالسلام: الهَوى آفَةُ الأَلبابِ. ۱
امام على عليهالسلام: هوس، آفت خرد است.
۱.غرر الحكم: ح 314، عيون الحكم والمواعظ: ص 24 ح 236.
عنه عليهالسلام: يَسيرُ الهَوى يُفسِدُ العَقلَ. ۱
امام على عليهالسلام: اندكى [از] هوس، خرد را تباه مىسازد.
۱.غرر الحكم: ح 10985، عيون الحكم والمواعظ: ص 550 ح 10144.
عنه عليهالسلام: طاعَةُ الهَوى تُفسِدُ العَقلَ. ۱
امام على عليهالسلام: پيروى از هوس، خرد را تباه مىكند.
۱.غرر الحكم: ح 5983، عيون الحكم والمواعظ: ص 317 ح 5527.
عنه عليهالسلام: غَلَبَةُ الهَوى تُفسِدُ الدّينَ وَالعَقلَ. ۱
امام على عليهالسلام: پيروى هوس، دين و خرد را تباه مىسازد.
۱.غرر الحكم: ح 6414، عيون الحكم والمواعظ: ص 348 ح 5899.
عنه عليهالسلام: الهَوى عَدُوُّ العَقلِ. ۱
امام على عليهالسلام: هوس، دشمن خرد است.
۱.غرر الحكم: ح 266، عيون الحكم والمواعظ: ص 61 ح 1583.
عنه عليهالسلام: ما ضادَّ العَقلَ كَالهَوى. ۱
امام على عليهالسلام: هيچ چيز به اندازه هوس، با خرد، دشمنى ندارد.
۱.غرر الحكم: ح 9475، عيون الحكم والمواعظ: ص 480 ح 8830.
عنه عليهالسلام: لا عَقلَ مَعَ هَوىً. ۱
امام على عليهالسلام: خردمندى، با هوس، جمع نمىشود.
۱.غرر الحكم: ح 10541، عيون الحكم والمواعظ: ص 531 ح 9667.
عنه عليهالسلام: حِفظُ العَقلِ بِمُخالَفَةِ الهَوى وَالعُزوفِ عَنِ الدُّنيا. ۱
امام على عليهالسلام: نگهدارى خرد، در گرو مخالفت با هوس و دورى از دنياست.
۱.غرر الحكم: ح 4921، عيون الحكم والمواعظ: ص 233 ح 4479.
عنه عليهالسلام: مَن غَلَبَ شَهوَتَهُ ظَهَرَ عَقلُهُ. ۱
امام على عليهالسلام: آن كه بر شهوتش پيروز شود، خردش آشكار مىگردد.
۱.غرر الحكم: ح 7953، عيون الحكم والمواعظ: ص 430 ح 7351.
عنه عليهالسلام: مَن غَلَبَ هَواهُ عَقلَهُ افتَضَحَ. ۱
امام على عليهالسلام: آن كه هوسش را بر خردش غالب سازد، رسوا مىگردد.
۱.غرر الحكم: ح 8358، عيون الحكم والمواعظ: ص 447 ح 7914.
عنه عليهالسلام: مَن غَلَبَ هَواهُ عَلى عَقلِهِ ظَهَرَت عَلَيهِ الفَضائِحُ. ۱
امام على عليهالسلام: آن كه هوسش را بر خردش غالب سازد، زشتىهايش آشكار مىشوند.
۱.غرر الحكم: ح 8698، عيون الحكم والمواعظ: ص 439 ح 7627.
عنه عليهالسلام: قَرينُ الشَّهوَةِ مَريضُ النَّفسِ مَعلولُ العَقلِ. ۱
امام على عليهالسلام: همنشين شهوت، جانى بيمار و خردى معيوب دارد.
۱.غرر الحكم: ح 6790، عيون الحكم والمواعظ: ص 372 ح 6307.
عنه عليهالسلام: كَم مِن عَقلٍ أسيرٍ تَحتَ هَوىً أميرٍ. ۱
امام على عليهالسلام: چه بسيار خردهايى كه اسيرِ فرماندهىِ هوس اند!
۱.نهج البلاغة: الحكمة 211، غرر الحكم: ح 6923 وفيه «عند» بدل «تحت»، بحار الأنوار: ج 69 ص 410 ح 125.
عنه عليهالسلام: صِل عَجَلَتَكَ بِتَأَنّيكَ، وسَطوَتَكَ بِرِفقِكَ، وشَرَّكَ بِخَيرِكَ، وَانصُرِ العَقلَ عَلَى الهَوى، تَملِكِ النُّهى. ۱
امام على عليهالسلام: شتابَت را به سنجيدگى، توانايىات را به نرمى، و بدىات را به خوبى، پيوند ده و خرد را بر ضدّ هوس يارى كن كه مالكِ خرد خواهى شد.
۱.غرر الحكم: ح 5849، عيون الحكم والمواعظ: ص 302 ح 5362.
عنه عليهالسلام: العَقلُ صاحِبُ جَيشِ الرَّحمنِ، وَالهَوى قائِدُ جَيشِ الشَّيطانِ، وَالنَّفسُ مُتَجاذَبَةٌ بَينَهُما، فَأَيُّهُما غَلَبَ كانَت في حَيِّزِهِ. ۱
امام على عليهالسلام: خرد، فرمانده لشكر الهى است و هوس، فرمانده لشكر شيطان است. نفْس، در ميان اين و آن، سرگردان است. پس هر كدام پيروز گردد، [نفْس]در اختيار آن خواهد بود.
۱.غرر الحكم: ح 2099، عيون الحكم والمواعظ: ص 64 ح 1650.
عنه عليهالسلام: العَقلُ وَالشَّهوَةُ ضِدّانِ، ومُؤَيِّدُ العَقلِ العِلمُ، ومُزَيِّنُ الشَّهوَةِ الهَوى، وَالنَّفسُ مُتَنازَعَةٌ بَينَهُما، فَأَيُّهُما قَهَرَ كانَت في جانِبِهِ. ۱
امام على عليهالسلام: خرد و شهوت، ضدّ يكديگرند. تأييد كننده خرد، دانش است و آراينده شهوت، هوس. و نفْس، در ميانه اين نزاع است؛ هر كدام پيروز گردد، جانب آن را مىگيرد.
۱.غرر الحكم: ح 2100.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۸۴۰