نتایج جستجو برای «سرای فاسقان»: ۱ حدیث
تفسير العياشي:عن محمّد بن سابِقِ بن طَلحَة الأَنصاريّ: كانَ مِمّا قالَ هارونُ لاِءَبِي الحَسَنِ موسى عليه السلام حينَ اُدخِلَ عَلَيهِ: ما هذِهِ الدّارُ؟ قالَ: هذِهِ دارُ الفاسِقينَ. قالَ: وقَرَأَ: «سَأَصْرِفُ عَنْ ءَايَـتِىَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِى الأَْرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وإِن يَرَوْاْ كُلَّ ءَايَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الرُّشْدِ لاَ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الْغَىِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً» ۱. فَقالَ لَهُ هارون: فَدارُ مَن هِيَ؟ قالَ: هِيَ لِشيعَتِنا فَترَةٌ، ولِغَيرِهِم فِتنَةٌ. قالَ: فَما بالُ صاحِبِ الدّارِ لا يَأخُذُها؟ قالَ: اُخِذَت مِنهُ عامِرَةً، ولا يَأخُذُها إلاّ مَعمورَةً. ۲

تفسير العياشى ـ به نقل از محمّد بن سابق بن طلحه انصارى ـ:هنگامى كه ابو الحسن (امام كاظم عليه السلام را نزد هارون بردند، از جمله چيزهايى كه هارون به ايشان گفت، اين بود كه: اين سرا (دنيا) چيست؟ فرمود: «اين، سراى فاسقان است. [خداوند متعال] فرمود: «[به زودى سراى فاسقان را به شما نشان مى دهم.] به زودى كسانى را كه در زمين به ناحق تكبّر مى ورزند، از آياتم روى گردان مى سازم [به طورى كه] اگر هر نشانه اى را [از قدرت من] بنگرند، بدان ايمان نمى آورند، و اگر راه صواب را ببينند، آن را بر نمى گزينند و اگر راه گم راهى را ببينند، آن را راه خود قرار مى دهند» ». هارون به ايشان گفت: بنا بر اين، اين سراى كيست؟ فرمود: «براى شيعيان ما يك مرحله است و براى ديگران، مايه فتنه». گفت: پس چرا صاحب سراى، آن را

۱.الأعراف: 146.
۲.تفسير العياشي: ج2 ص29 ح78، الإختصاص: ص 262، بحار الأنوار: ج 48 ص 138 ح 13.
۳.به نظر مي رسد كه امام كاظم عليه السلام در گفتگو، دنياي نكوهيده را كه هارون از آن كام مي گرفت، ابتدا سراي كام رواييِ فاسقان مي نامد، در ادامه، هارون با اشاره به امام عليه السلام مي گويد: اگر دنيا، سراي فاسقان است، ارتباطى با شما و پيروانتان كه مدّعى خلافت هستيد، ندارد. امام عليه السلام اشاره مى فرمايد كه اگر دنيا در اختيارِ صاحبان واقعى آن ـ كه پيروان ما هستند ـ قرار مى گرفت، مرحله اى بود براى خودسازى و سازندگى؛ امّا براى غير آنها مايه فتنه است. در اين جا هارون با صراحت مى گويد: اگر شما واقعاً خود را صاحب خانه دنيا مى دانيد، چرا آن را نمى گيريد؟ امام عليه السلام پاسخ مى دهد: «هنگامى كه اين خانه (يعنى خلافت) از ما گرفته شد، آباد بود و اكنون، خراب شده است». به سخن ديگر، امام كاظم عليه السلام همان عذر جدّش امام على عليه السلام در نپذيرفتن خلافت را تكرار كرد كه مى فرمود «إنَّ الآفاقَ قَد أَغامَت وَالمَحَجَّةَ قَد تَنَكَّرَت» (ر.ك: دانش نامه اميرالمؤمنين: بخش پنجم / فصل يكم / حديث 1285). فرزندش امام رضا عليه السلام نيز براى نپذيرفتن ولايت عهدى مأمون همين جمله را تكرار فرمود.