فیلترها
نتایج جستجو برای «ستم کردن به اهل بیت علیهم السلام»: ۹ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اِشتَدَّ غَضَبُ اللّهِ عَلى مَن آذاني في عِترَتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خشم خداوند بر كسى كه مرا با آزردن عترت من بيازارد، سخت است.
۱.كنز العمّال: ج 12 ص 93 ح 34143.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن آذاني في أهلي فَقَد آذَى اللّهَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه مرا با آزردن اهل بيتم بيازارد، هر آينه، خدا را آزرده است.
۱.كنز العمّال: ج 12 ص 103 ح 34197.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ عز و جل اشتَدَّ غَضَبُهُ عَلَى اليَهودِ أن قالوا: عُزَيرٌ اِبنُ اللّهِ، وَاشتَدَّ غَضَبُهُ عَلَى النَّصارى أن قالُوا: المَسيحُ ابنُ اللّهِ، و إنَّ اللّهَ اشتَدَّ غَضَبُهُ عَلى مَن أراق دَمي و آذاني في عِترَتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل بر يهود به شدّت، خشم گرفت؛ چون گفتند: عُزَير، پسر خداست. بر نصارا نيز به شدّت خشم گرفت؛ چون گفتند: مسيح، پسر خداست. خشم خدا بر كسى كه با ريختن خون و آزردن عترت من، [در واقع،]خون مرا بريزد و مرا بيازارد، سخت است.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 267 ح 1343.
المعجم الكبير عن أنَس بن مالِكٍ:دَخَلتُ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: قَد اُعطيتُ الكَوثَرَ، قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، ومَا الكَوثَرُ؟ قالَ: نَهرٌ فِي الجَنَّةِ عَرضُهُ وطولُهُ ما بَينَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ، ولا يَشرَبُ مِنهُ أحَدٌ فَيَظمَأَ، ولا يَتَوَضَّأُ مِنهُ أحَدٌ فَيَشعَثَ، لا يَشرَبُهُ إنسانٌ خَفَرَ ذِمَّتي ولا قَتَلَ أهلَ بَيتي. ۱
المعجم الكبيرـ به نقل از اَنَس بن مالك ـ: بر پيامبر خدا وارد شدم. ايشان فرمود: «كوثر به من داده شد».
گفتم: اى پيامبر خدا! كوثر چيست؟
فرمود: «نهرى است در بهشت كه طول و عرض آن، از مشرق تا مغرب است. هر كس از آن بياشامد، ديگر هرگز تشنه نمى شود و هر كس با آب آن، خود را بشويد، ديگر هرگز خاك آلود نمى شود. هر انسانى كه پيمان مرا بشكند يا اهل بيت مرا به قتل برساند، از آن نخواهد آشاميد».
۱.المعجم الكبير: ج 3 ص 126 ح 2882.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:وَيحَ الفِراخِ فِراخِ آلِ مُحَمَّدٍ مِن خَليفَةٍ مُستَخلِفٍ مُترَفٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آه و اندوها از ستم هايى كه از جانب خليفه اى مسلّط و عيّاش، به جوجه هاى (كودكان) خاندان محمّد مى رسد!
۱.الفردوس: ج 4 ص 307 ح 7147.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ أهلَ بَيتي سَيَلقَونَ مِن بَعدي مِن اُمَّتي قَتلاً وتَشريدًا، وإنَّ أشَدَّ قَومِنا لَنا بُغضًا بَنو اُمَيَّةَ وبَنُو المُغيرَةِ وبَنو مَخزومٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به زودى پس از من، اهل بيتم به وسيله امّتم با كشتار و آوارگى مواجه خواهند شد. همانا كينه توزترين قوم ما نسبت به ما، بنى اميّه وبنى مغيره وبنى مخزوم اند.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 534 ح 8500.
مسند أبي يعلى عن عائشة:رَأَيتُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله التَزَمَ عَلِيًّا وقَبَّلَهُ ويَقولُ: بِأَبِي الوَحيدُ الشَّهيدُ، بِأَبِيَ الوَحيدُ الشَّهيدُ. ۱
مسند أبى يعلىـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله را ديدم كه على عليه السلام را در آغوش كشيد و بوسيد و فرمود: «پدرم فداى تو شهيد تنها! پدرم فداى تو شهيد تنها!».
۱.مسند أبي يعلى: ج 4 ص 318 ح 4558.
دلائل النبوّة لأبي نعيم عن سُحَيم عن أنس بن الحارث:سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: إنَّ ابني هذا يُقتَلُ بِأَرضِ العِراقِ، فَمَن أدرَكَهُ مِنكُم فَليَنصُرهُ. قالَ: فَقُتِلَ أنَسٌ مَعَ الحُسَينِ عليه السلام. ۱
دلائل النبوّة، ابو نعيمـ به نقل از سُحَيم ـ: اَنَس بن حارث گفت كه شنيدم پيامبر خدا مى فرمود: «اين فرزندم، در خاك عراق كشته خواهد شد. پس هر يك از شما او را يافت، يارى اش رسانَد».
اَنَس به همراه حسين عليه السلام كشته شد.
۱.دلائل النبوّة لأبي نعيم: ص 554 ح 493.
مسند ابن حنبل عن عبد اللّه بن نُجَيٍّ عن أبيه:إنَّهُ سارَ مَعَ عَلِيٍّ عليه السلام، وكانَ صاحِبَ مَطهَرَتِهِ، فَلَمّا حاذى نَينَوى وهُوَ مُنطَلِقٌ إلى صِفّينَ فَنادى عَلِيٌّ عليه السلام: اِصبِر أبا عَبدِ اللّهِ، اِصبِر أبا عَبدِ اللّهِ بِشَطِّ الفُراتِ. قُلتُ: وماذا؟ قالَ: دَخَلتُ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ وعَيناهُ تَفيضانِ، قُلتُ: يا نَبِيَّ اللّهِ، أغضَبَكَ أحَدٌ! ما شَأنُ عَينَيكَ تَفيضانِ؟ قالَ: بَل قامَ مِن عِندي جَبرَئيلُ قَبلُ فَحَدَّثَني أنَّ الحُسَينَ يُقتَلُ بِشَطِّ الفُراتِ. قالَ: فَقالَ: هَل لَكَ إلى أن اُشِمَّكَ مِن تُربَتِهِ؟ قالَ: قُلتُ: نَعَم، فَمَدَّ يَدَهُ فَقَبَضَ قَبضَةً مِن تُرابٍ فَأَعطانيها، فَلَم أملِك عَينَيَّ أن فاضَتا. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از عبد اللّه بن نُجَى، درباره پدرش ـ: زمانى كه على عليه السلام به صِفّين مى رفت، او اِبريقْ دار ايشان بود. هنگامى كه امام عليه السلام در راه صفّين به نينوا رسيد، صدا زد: «صبر كن، ابو عبد اللّه! در كنار شطّ فرات، صبر كن، ابو عبد اللّه!».
گفتم: چه شده است؟
فرمود: «روزى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدم. ديدم چشمانش گريان است. گفتم: اى پيامبر خدا! كسى شما را ناراحت كرده است؟ چرا ديدگانتان گِريان است؟
فرمود: نه. اندكى پيش، جبرئيل عليه السلام از پيش من رفت. او به من گفت كه حسين، نزديك شطّ فرات به قتل خواهد رسيد. جبرئيل عليه السلام به من گفت: آيا مى خواهى از شميم تربتش به تو ببويانم؟
گفتم: آرى. پس جبرئيل عليه السلام دستش را دراز كرد و مشتى خاك برداشت و آن را به
۱.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 184 ح 648.