فیلترها
نتایج جستجو برای «زیان های ثروت اندوزی بیش از زیان های فقر است»: ۱۴ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما أخشى عَلَيكُمُ الفَقرَ، ولكِن أخشى عَلَيكُمُ التَّكاثُرَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من از فقر بر شما بيم ندارم؛ امّا از فخرفروشى با ثروت، بر شما بيم دارم.
۱.. مسند ابن حنبل: ج 3 ص 178 ح 8080 وص 646 ح 10958 وفيه «واللّه ما أخشى» وكلاهما عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:أخوَفُ ما أخافُ عَلى اُمَّتي زَهرَةُ الدُّنيا وكَثرَتُها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آنچه بيش از همه بر امّت خود، از آن بيمناكم، شُكوه و افزونىِ دنياست.
۱.. تفسير الطبري: ج 13 الجزء 25 ص 30 عن قتادة؛ نور الثقلين: ج 4 ص 579 ح 91.
عنه صلى الله عليه و آله:أخوَفُ ما أخافُ عَلى اُمَّتي أن يَكثُرَ لَهُمُ المالُ فَيَتَحاسَدوا ويَقتَتِلوا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بيش از هر چيز، بر امّت خود، از آن بيم دارم كه مالشان فراوان گردد و حسد ورزند و يكديگر را بكُشند.
۱.. تنبيه الخواطر: ج 1 ص 127.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّي لَستُ أخشى عَلَيكُم أن تُشرِكوا، ولكِنّي أخشى عَلَيكُمُ الدُّنيا أن تَنافَسوها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من بر شما از شرك ورزيدن بيم ندارم؛ بلكه از آن بيم دارم كه در دنيااندوزى زياده روى كنيد.
۱.. صحيح البخاري: ج 4 ص 1486 ح 3816 وج 1 ص 451 ح 1279 عن عقبة بن عامر نحوه.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّما أتَخَوَّفُ عَلى اُمَّتي مِن بَعدي ثَلاثَ خِصالٍ: أن يَتَأَوَّلُوا القُرآنَ عَلى غَيرِ تَأويلِهِ، أو يَبتَغوا زَلَّةَ العالِمِ، أو يَظهَرَ فيهِمُ المالُ حَتّى يَطغَوا ويَبطَروا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جز اين نيست كه بر امّت خود، پس از خويش، از سه چيز مى ترسم: قرآن را ناروا تأويل كنند؛ به دنبال لغزش عالِم روند؛ و يا آن قدر [كسب] مال در ميانشان رواج يابد كه به سركشى و طغيان در افتند.
۱.. الخصال: ص 164 ح 216 عن محمّد بن كعب، بحار الأنوار: ج 72 ص 63 ح 7.
عنه صلى الله عليه و آله:لَأَنَا في فِتنَةِ السَّرّاءِ أخوَفُ عَلَيكُم مِن فِتنَةِ الضَّرّاءِ؛ إنَّكُم قَدِ ابتُليتُم بِفِتنَةِ الضَّرّاءِ فَصَبَرتُم، وإنَّ الدُّنيا خَضِرَةٌ حُلوَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر آينه من از فتنه گشاده دستى، بيش از فتنه تنگ دستى، بر شما بيمناكم. شما به فتنه تنگ دستى آزموده شده ايد. پس شكيبا باشيد كه دنيا، خوش نقش و شيرين است.
۱.. مسند أبي يعلى: ج 1 ص 364 ح 776 عن سعد [ابن أبي وقّاص].
صحيح مسلم عن أبي سعيد الخدريّ:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أخوَفُ ما أخافُ عَلَيكُم ما يُخرِجُ اللّهُ لَكُم مِن زَهرَةِ الدُّنيا. قالوا: وما زَهرَةُ الدُّنيا يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: بَرَكاتُ الأَرضِ. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ: پيامبر خدا فرمود: «بيش از هر چيز، از شُكوه دنيا كه خدا ارزانى تان مى دارد، بر شما بيمناكم».
گفتند: اى پيامبر خدا! شُكوه دنيا چيست؟
فرمود: «بركت هاى زمين».
۱.. صحيح مسلم: ج 2 ص 728 ح 122؛ تنبيه الخواطر: ج 1 ص 133.
السنن الكبرى عن عبد اللّه بن حوالة:كُنّا عِندَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَشَكَونا إلَيهِ العُريَ وَالفَقرَ وقِلَّةَ الشَّيءِ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أبشِروا! فَوَاللّهِ لَأَنَا بِكَثرَةِ الشَّيءِ أخوَفُني عَلَيكُم مِن قِلَّتِهِ. ۱
السنن الكبرىـ به نقل از عبد اللّه بن حواله ـ: نزد پيامبر خدا بوديم و از بى جامگى و فقر و كم مايگى، به ايشان شكايت برديم. فرمود: «مژده باد شما را! به خدا سوگند كه از پُرمايگى، بيش از كم مايگى، بر شما بيمناكم».
۱.. السنن الكبرى: ج 9 ص 302 ح 18609.
مسند ابن حنبل عن عوف بن مالك:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قامَ في أصحابِهِ فَقالَ: آلفَقرَ تَخافونَ؟! أوِ العَوَزَ؟! أو تُهِمُّكُمُ الدُّنيا؟! فَإِنَّ اللّهَ فاتِحٌ لَكُم أرضَ فارِسَ وَالرُّومِ، وتُصَبُّ عَلَيكُمُ الدُّنيا صَبّا حَتّى لا يُزيغَنَّكُم بَعدي إن أزاغَكُم إلّا هِيَ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از عوف بن مالك ـ: پيامبر خدا، در ميان يارانش به پا خاست و فرمود: «آيا از فقر بيم داريد، يا از تنگ دستى و يا دنيا براى شما اهمّيت دارد؟ همانا خداوند، سرزمين فارس و روم را بر شما مى گشايد و دنيا، بسى فراوان بر شما نعمت مى ريزد، چندان كه پس از من، هيچ چيز جز دنيا مايه گم راهى شما نمى گردد».
۱.. مسند ابن حنبل: ج 9 ص 256 ح 24037.
مسند ابن حنبل عن أبي ذرّ:قامَ أعرابِيٌّ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، أكَلَتنَا الضَّبُعُ. قالَ: غَيرُ ذلِكَ أخوَفُ لي عَلَيكُم؛ الدُّنيا إذا صُبَّت عَلَيكُم صَبّا، فَيا لَيتَ اُمَّتي لا يَلبَسونَ الذَّهَبَ! ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو ذر ـ: عربى بيابان نشين نزد پيامبر خدا آمد و گفت: قحطى، ما را كُشت!
فرمود: «بر شما از چيزى بيش از اين مى ترسم و آن، هنگامى است كه دنيا بسيار بر شما نعمت ريزد. اى كاش امّت من، طلا بر خويش نمى پوشاندند!».
۱.. مسند ابن حنبل: ج 8 ص 85 ح 21428 وص 130 ح 21603 نحوه.
سنن ابن ماجة عن أبي الدرداء:خَرَجَ عَلَينا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ونَحنُ نَذكُرُ الفَقرَ ونَتَخَوَّفُهُ، فَقالَ: آلفَقرَ تَخافونَ؟! وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ لَتُصَبَّنَّ عَلَيكُمُ الدُّنيا صَبّا حَتّى لا يُزيغَ قَلبَ أحَدِكُم إزاغَةً إلّا هِيَه! وَايمُ اللّهِ، لَقَد تَرَكتُكُم عَلى مِثلِ البَيضاءِ، لَيلُها ونَهارُها سَواءٌ. ۱
سنن ابن ماجةـ به نقل از ابو دردا ـ: پيامبر خدا بر ما وارد شد، در حالى كه از فقر سخن گفته و از آن بيمناك بوديم. فرمود: «آيا از فقر مى ترسيد؟ سوگند به آن كه جانم در دست اوست، دنيا آن قدر بر شما نعمت مى ريزد كه هيچ چيز جز آن، دلتان را به باطل نمى گرايانَد. به خدا سوگند، شما را بر راهى روشن ترك كردم، كه شب و روزش يكسان [و به يك اندازه روشن] است.
۱.. سنن ابن ماجة: ج 1 ص 4 ح 5.
صحيح البخاري عن أبي سعيد الخدريّ:إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله جَلَسَ ذاتَ يَومٍ عَلَى المِنبَرِ وجَلَسنا حَولَهُ، فَقالَ: إنّي مِمّا أخافُ عَلَيكُم مِن بَعدي ما يُفتَحُ عَلَيكُم مِن زَهرَةِ الدُّنيا وزينَتِها. فَقالَ رَجُلٌ: يا رَسولَ اللّهِ، أوَ يَأتِي الخَيرُ بِالشَّرِّ؟ فَسَكَتَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله. فَقيلَ لَهُ: ما شَأنُكَ تُكَلِّمُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله ولا يُكَلِّمُكَ؟! فَرَأَينا أنَّهُ يُنزَلُ عَلَيهِ، قالَ: فَمَسَحَ عَنهُ الرُّحَضاءَ، فَقالَ: أينَ السّائِلُ؟ ـ وكَأَنَّهُ حَمِدَهُ ـ فَقالَ: إنَّهُ لا يَأتِي الخَيرُ بِالشَّرِّ، وإنَّ مِمّا يُنبِتُ الرَّبيعُ يَقتُلُ أو يُلِمُّ، إلّا آكِلَةَ الخَضراءِ أكَلَت حَتّى إذَا امتَدَّت خاصِرَتاهَا استَقبَلَت عَينَ
صحيح البخارىـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ: روزى پيامبر صلى الله عليه و آله بر منبر نشست و ما گِردش جمع شديم. فرمود: «پس از خويش، بر شما از زيبايىِ دنيا و زيور آن بيمناكم».
مردى گفت: اى پيامبر خدا! آيا خير، شر مى آورد؟
پيامبر صلى الله عليه و آله سكوت كرد. به آن مرد گفته شد: چه كرده اى كه با پيامبر سخن مى گويى و او پاسخت را نمى دهد؟
سپس ديديم كه پيامبر صلى الله عليه و آله به حالتِ دريافت وحى است. پس عَرَق از رخسار خود زُدود و گويا كه قصد ستودنش را داشته باشد، فرمود: «آن پُرسنده كجاست؟».
سپس فرمود: «هر آينه، خير، شر نمى آورد. برخى از آنچه بهار [از زمين]مى رويانَد، مى كُشد يا نزديك است كه بكُشد، مگر براى علفخوارى كه آن قدر مى خورَد تا برابر قرص خورشيد، پاى دراز كند و سرگين افكند و بول
۱.. صحيح البخاري: ج 2 ص 532 ح 1396.
صحيح البخاري عن عمرو بن عوف:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَعَثَ أبا عُبَيدَةَ بنَ الجَرّاحِ إلَى البَحرَينِ يَأتي بِجِزيَتِها، وكانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله هُوَ صالَحَ أهلَ البَحرَينِ وأمَّرَ عَلَيهِمُ العَلاءَ بنَ الحَضرَمِيِّ. فَقَدِمَ أبو عُبَيدَةَ بِمالٍ مِنَ البَحرَينِ، فَسَمِعَتِ الأَنصارُ بِقُدومِ أبي عُبَيدَةَ، فَوافَت صَلاةَ الصُّبحِ مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، فَلَمّا صَلّى بِهِمُ الفَجرَ انصَرَفَ، فَتَعَرَّضوا لَهُ، فَتَبَسَّمَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حينَ رَآهُم وقالَ: أظُنُّكُم قَد سَمِعتُم أنَّ أبا عُبَيدَةَ قَد جاءَ بِشَيءٍ! قالوا: أجَل يا رَسولَ اللّهِ. قالَ: فَأَبشِروا وأمِّلوا ما يَسُرُّكُم! فَوَاللّهِ لَا الفَقرَ أخشى عَلَيكُم،
صحيح البخارىـ به نقل از عمرو بن عوف ـ: پيامبر خدا، ابو عبيدة بن جرّاح را به بحرين فرستاد تا جزيه آن جا را بستاند. پيش تر، پيامبر صلى الله عليه و آله با مردم بحرين مصالحه كرده و علاء بن حَضرَمى را بر ايشان به حكومت گماشته بود. پس ابو عبيده با مالى از بحرين باز گشت. انصار شنيدند كه وى باز آمده است. او نماز صبح را با پيامبر صلى الله عليه و آله به جاى آورد و چون نماز را با ايشان گزارد، خواست باز گردد. افراد بر راه او در آمدند. پيامبر خدا با ديدن آنان، لبخندى زد و فرمود: «گمان دارم كه شنيده ايد ابوعبيده با مالى باز آمده است».
گفتند: آرى، اى پيامبر خدا!
فرمود: «پس شادمان باشيد و به آنچه خرسندتان مى كند، اميدوار باشيد. به خدا سوگند، من از فقر بر شما بيم ندارم؛ بلكه از آن بر شما مى ترسم كه دنيا
۱.. صحيح البخاري: ج 3 ص 1152 ح 2988 وج 4 ص 1473 ح 3791 وليس فيه «صلّى بهم الفجر».
صحيح البخاري عن عقبة بن عامر:صَلّى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلى قَتلى اُحُدٍ بَعدَ ثَماني سِنينَ كَالمُوَدِّعِ لِلأَحياءِ وَالأَمواتِ، ثُمَّ طَلَعَ المِنبَرَ فَقالَ: إنّي بَينَ أيديكُم فَرَطٌ، وأنَا عَلَيكُم شَهيدٌ، وإنَّ مَوعِدَكُمُ الحَوضُ، وإنّي لَأَنظُرُ إلَيهِ مِن مَقامي هذا، وإنّي لَستُ أخشى عَلَيكُم أن تُشرِكوا، ولكِنّي أخشى عَلَيكُمُ الدُّنيا أن تَنافَسوها.
قالَ: فَكانَت آخِرَ نَظرَةٍ نَظَرتُها إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله. ۱
صحيح البخارىـ به نقل از عقبة بن عامر ـ: پيامبر خدا، پس از هشت سال، بر كشتگان اُحد، درود فرستاد، همچون درود فرستادن به زندگان و مُردگان. سپس بر منبر رفت و فرمود: «من، پيش تر از شما از دنيا مى روم. من بر شما گواه خواهم بود و با من، بر كناره حوض [كوثر]وعده خواهيد داشت و من از همين جايگاه، آن را مى بينم. بيم من، از آن نيست كه شرك بورزيد؛ بلكه از آن بيم دارم كه بر سرِ دنيا رقابت كنيد».
اين، واپسين بارى بود كه پيامبر خدا را ديدم.
۱.. صحيح البخاري: ج 4 ص 1486 ح 3816.