نتایج جستجو برای «به کار نگماشتن افراد تشنه ریاست»: ۵ حدیث
صحيح البخاري عن أبي موسى:دَخَلتُ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله أنَا ورَجُلانِ مِن قَومي، فَقالَ أحَدُ الرَّجُلَينِ: أمِّرنا يا رَسولَ اللّهِ، وقالَ الآخَرُ مِثلَهُ. فَقالَ: إنّا لا نُوَلّي هذا مَن سَأَلَهُ، ولا مَن حَرَصَ عَلَيهِ. ۱
صحيح البخارىـ به نقل از ابو موسى ـ: من و دو نفر ديگر از قومم خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيديم. يكى از آن دو گفت: اى پيامبر خدا! مرا امير قرار ده. آن ديگرى نيز چنين درخواستى كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «ما اين كار را به كسى كه آن را درخواست يا آزمند بر آن باشد، نمى سپاريم».
۱.صحيح البخاري: ج 6 ص 2614 ح 6730.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّا لا نَستَعمِلُ عَلى عَمَلِنا مَن طَلَبَهُ، ولا مَن يَحرِصُ عَلَيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما كسى را كه طالب رياست و يا آزمند بر آن باشد، بركار خود نمى گماريم.
۱.الفردوس: ج 1 ص 55 ح 151 عن أبي موسى الأشعري.
صحيح البخاري عن أبي موسى:دَخَلتُ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله أنَا ورَجُلانِ مِن قَومي، فَقالَ أحَدُ الرَّجُلَينِ: أمِّرنا يا رَسولَ اللّهِ، وقالَ الآخَرُ مِثلَهُ. فَقالَ: إنّا لا نُوَلّي هذا مَن سَأَلَهُ، ولا مَن حَرَصَ عَلَيهِ. ۱
صحيح البخارىـ به نقل از ابو موسى ـ: من و دو نفر ديگر از قومم خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيديم. يكى از آن دو گفت: اى پيامبر خدا! مرا امير قرار ده. آن ديگرى نيز چنين درخواستى كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «ما اين كار را به كسى كه آن را درخواست يا آزمند بر آن باشد، نمى سپاريم».
۱.صحيح البخاري: ج 6 ص 2614 ح 6730.
سنن أبي داوود عن أبي بردة عن أبي موسى:اِنطَلَقتُ مَعَ رَجُلَينِ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، فَتَشَهَّدَ أحَدُهُما، ثُمَّ قالَ: جِئنا لِتَستَعينَ بِنا عَلى عَمَلِكَ، وقالَ الآخَرُ مِثلَ قَولِ صاحِبِهِ. فَقالَ: إنَّ أخوَنَكُم عِندَنا مَن طَلَبَهُ. فَاعتَذَرَ أبو موسى إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وقالَ: لَم أعلَم لِما جاءا لَهُ! فَلَم يَستَعِن بِهِما عَلى شَيءٍ حَتّى ماتَ. ۱
سنن أبى داوودـ به نقل از ابو برده، از ابو موسى ـ: با دو نفر خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رفتيم. يكى از آن دو شهادتين گفت و سپس افزود: آمده ايم كه در كار خود از ما كمك بگيرى. ۲ ديگرى نيز سخنى همانند او گفت. فرمود: «خيانتكارترينِ شما در نزد ما، كسى است كه طالب آن باشد». ابو موسى از پيامبر صلى الله عليه و آله پوزش خواست و گفت: من نمى دانستم كه اين دو براى چه آمده اند! پيامبر صلى الله عليه و آله تا زمانى كه از دنيا رفت، از اين دو در كارى كمك نگرفت.
۱.سنن أبي داوود: ج 3 ص 130 ح 2930.
۲.. يعنى: ما را حاكم و كارگزار جايى قرار دهى.
صحيح البخارى عن أبي موسى:أقبَلتُ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ومَعي رَجُلانِ مِنَ الأَشعَرِيّينَ، فَقُلتُ: ما عَمِلتُ ۱ أنَّهُما يَطلُبانِ العَمَلَ. فَقالَ [رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله]: لَن ـ أو لا ـ نَستَعمِلَ عَلى عَمَلِنا مَن أرادَهُ. ۲
صحيح البخارىـ به نقل از ابو موسى ـ: من به همراه دو مرد اَشعرى به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفتيم. گفتم: من نمى دانستم كه اين دو در جستجوى كارگزارى (حكومت) هستند. فرمود: «ما هرگز كارگزارى خود را به كسى كه خود، خواهان آن است، نمى سپاريم».
۱.هكذا في المصدر، والظاهر: «ما علمتُ».
۲.صحيح البخاري: ج 2 ص 789 ح 2142 وج 6 ص 2537 ح 6525.