نتایج جستجو برای «بهار خودسازی»: ۷ حدیث
شباب قريش:قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله: اُوصيكُم بِالشُّبّانِ خَيرا فَإِنَّهُم أرَقُّ أفئِدَةً، إنَّ اللّهَ بَعَثَني بَشيرا ونَذيرا فَحالَفَنِي الشُّبّانُ وخالَفَنِي الشُّيوخُ، ثُمَّ قَرَأَ «فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمِْ» ۱. ۲
شباب قريش:پيامبر خدا فرمود:«شما را به نيكى با جوانان سفارش مى كنم؛ زيرا نرم ترينْ دل ها را دارند. به راستى كه خداوند، مرا بشارت دهنده و هشدار دهنده بر انگيخت، پس جوانان، با من پيمان بستند و پيران، با من به مخالفت برخاستند». و آن گاه، اين آيه را خواند: « «و عمر آنان به درازا كشيد، و دل هايشان سخت گرديد» ».
۱.الحديد: 16.
۲.شباب قريش: ص 1.
الإمام زين العابدين عليه السلام:مَرَّ رَسولُ اللّه بِقَومٍ يَرفَعونَ حَجَرا فَقالَ: ما هذا؟ قالوا: نَعرِفُ بِذاكَ أشَدَّنا وأقوانا. فَقالَ صلى الله عليه و آله: ألا اُخبِرُكُم بِأَشَدِّكُم وأقواكُم؟ قالوا: بَلى، يا رَسولَ اللّه. قالَ: أشَدُّكُم وَأقواكُم الَّذي إذا رَضِيَ لَم يُدخِله رِضاهُ في إثمٍ ولا باطِلٍ، وإذا سَخِط لَم يُخرِجهُ سَخَطُهُ مِن قَولِ الحَقِّ، وإذا قَدَرَ لَم يَتَعاطَ مالَيسَ بِحَقٍّ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله بر گروهى گذشت كه سنگى را بلند مى كردند. فرمود: «اين، چه كارى است؟». گفتند: با اين كار، نيرومندترين و استوارترينِ خود را مى شناسيم. فرمود: «آيا به شما خبر دهم كه استوارترين و نيرومندترينِ شما كيست؟». گفتند: بلى، اى پيامبر خدا! فرمود: «استوارترين و نيرومندترينِ شما، كسى است كه هر گاه خشنود شود، خشنودى اش او را به گناه و باطل نكشاند، و هر گاه خشمگين شود، خشمش او را از سخن حق، بيرون نراند، و هر گاه به قدرت رسيد، به كارِ غير حق، دست نزند».
۱.معاني الأخبار: ص 366.
شباب قريش:قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله: اُوصيكُم بِالشُّبّانِ خَيرا فَإِنَّهُم أرَقُّ أفئِدَةً، إنَّ اللّهَ بَعَثَني بَشيرا ونَذيرا فَحالَفَنِي الشُّبّانُ وخالَفَنِي الشُّيوخُ، ثُمَّ قَرَأَ «فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمِْ» ۱. ۲
شباب قريش:پيامبر خدا فرمود:«شما را به نيكى با جوانان سفارش مى كنم؛ زيرا نرم ترينْ دل ها را دارند. به راستى كه خداوند، مرا بشارت دهنده و هشدار دهنده بر انگيخت، پس جوانان، با من پيمان بستند و پيران، با من به مخالفت برخاستند». و آن گاه، اين آيه را خواند:« «و عمر آنان به درازا كشيد، و دل هايشان سخت گرديد» ».
۱.الحديد: 16.
۲.شباب قريش: ص 1.
تفسير القمّي:قَولُهُ: «وَ عَجِبُواْ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ» ۱ قَال نَزَلَت بِمَكَّةَ لَمّا أظهَرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله الدَّعوَةَ بِمَكَّةَ اجتَمَعَت قُرَيشٌ إلى أبي طالِبٍ، فَقالوا: يا أبا طالِبٍ إِنَّ ابنَ أخيكَ قَد سَفَّهَ أحلامَنا، وسَبَّ آلِهَتَنا، وأفسَدَ شَبابَنا، وَفَرَّقَ جَماعَتَنا، فَإِن كانَ الَّذي يَحمِلُهُ عَلى ذلِكَ العُدمَ جَمَعنا لَهُ مالاً حَتّى يَكونَ أغنى رَجُلٍ في قُرَيشٍ ونُمَلِّكُهُ عَلَينا، فَأَخبَرَ أبو طالِبٍ رَسولَ اللّه صلى الله عليه و آله بِذلِكَ، فَقالَ: لَو وَضَعُوا الشَّمسَ في يَميني وَالقَمَرَ في يَساري ما أرَدتُهُ. ۲
تفسير القمّى:آيه «و از اين كه هشدار دهنده اى از خودشان بر ايشان آمده، در شگفت اند» ، در مكّه نازل شد. آن گاه كه پيامبر خدا دعوتش را در مكّه علنى ساخت، قريش نزد ابو طالب آمدند و گفتند: اى ابو طالب! برادرزاده ات، انديشه هاى ما را نادرست دانسته، خدايانمان را دشنام داده، جوانان ما را به تباهى كشانده و ميان ما جدايى انداخته است. اگر ندارىْ او را بر اين كار وا داشته، برايش ثروتى گِرد آوريم تا ثروتمندترينِ قريش شود و او را به رياست خود بر گزينيم. ابو طالب، اين مطالب را به پيامبر خدا گزارش داد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اگر خورشيد را در دست راست من، و ماه را در دست چپ من بگذارند، آن را نخواهم پذيرفت».
۱.ص: 4.
۲.تفسير القمّي: ج 2 ص 228، بحارالأنوار: ج 18 ص 282 ح 12.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن تَعَلَّمَ في شَبابِهِ كانَ بِمَنزِلَةِ الوَشمِ فِي الحَجَرِ، ومَن تَعَلَّمَ وهُوَ كَبيرٌ كانَ بِمَنزِلَةِ الكِتابِ عَلى وَجهِ الماءِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آن كه در جوانى اش بياموزد، آموخته اش مانند نقش بر سنگ است، و آن كه در بزرگ سالى بياموزد، مانند نوشتن بر روى آب است.
۱.النوادر للراوندي: ص 132 ح 169 عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 1 ص 222 ح 6.
عنه صلى الله عليه و آله:حِفْظُ الغُلامِ كَالوَسْمِ على الحَجَرِ، وحِفْظُ الرّجُلِ بَعدما يَكْبُرُ كالكِتابَةِ على الماءِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:يادگيرى جوان، مانند نقش بر سنگ است، و يادگيرى مرد، مانند نوشتن بر روى آب است.
۱.كنز العمّال: ج 10 ص 238 ح 29258 نقلاً عن أبي نعيم عن أنس.
الإمام زين العابدين عليه السلام:مَرَّ رَسولُ اللّه بِقَومٍ يَرفَعونَ حَجَرا فَقالَ: ما هذا؟ قالوا: نَعرِفُ بِذاكَ أشَدَّنا وأقوانا. فَقالَ صلى الله عليه و آله: ألا اُخبِرُكُم بِأَشَدِّكُم وأقواكُم؟ قالوا: بَلى، يا رَسولَ اللّه. قالَ: أشَدُّكُم وَأقواكُم الَّذي إذا رَضِيَ لَم يُدخِله رِضاهُ في إثمٍ ولا باطِلٍ، وإذا سَخِط لَم يُخرِجهُ سَخَطُهُ مِن قَولِ الحَقِّ، وإذا قَدَرَ لَم يَتَعاطَ مالَيسَ بِحَقٍّ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله بر گروهى گذشت كه سنگى را بلند مى كردند. فرمود: «اين، چه كارى است؟». گفتند: با اين كار، نيرومندترين و استوارترينِ خود را مى شناسيم. فرمود: «آيا به شما خبر دهم كه استوارترين و نيرومندترينِ شما كيست؟». گفتند: بلى، اى پيامبر خدا! فرمود: «استوارترين و نيرومندترينِ شما، كسى است كه هر گاه خشنود شود، خشنودى اش او را به گناه و باطل نكشاند، و هر گاه خشمگين شود، خشمش او را از سخن حق، بيرون نراند، و هر گاه به قدرت رسيد، به كارِ غير حق، دست نزند».
۱.معاني الأخبار: ص 366 عن غياث بن إبراهيم عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام، بحارالأنوار: ج 75 ص 28 ح 16.