نتایج جستجو برای «اقسام اجل»: ۵ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في قَولِهِ تَعالى: «يَمْحُواْ اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِندَهُ أُمُّ الْكِتَـبِ» ۱ ـ: يَمحو مِنَ الأَجَلِ ما يَشاءُ، ويَزيدُ فيهِ ما يَشاءُ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره آيه: «خدا آنچه را بخواهد، محو يا اثبات مى كند و اصل كتاب، در نزد اوست» ـ: [يعنى]از اجل، هر اندازه كه بخواهد، مى زُدايد [و كم]مى كند و هر اندازه كه بخواهد، به آن مى افزايد.
۱.الرعد: 39.
۲.الفردوس: ج 5 ص 261 ح 8126.
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كِتابٍ لَهُ إلى مُعاوِيَةَ ـ: كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذَا احمَرَّ البَأسُ ۱ وأحجَمَ النّاسُ، قَدَّمَ أهلَ بَيتِهِ فَوَقى بِهِم أصحابَهُ حَرَّ السُّيوفِ وَالأَسِنَّةِ، فَقُتِلَ عُبَيدَةُ بنُ الحارِثِ يَومَ بَدرٍ، وقُتِلَ حَمزَةُ يَومَ اُحُدٍ، وقُتِلَ جَعفَرٌ يَومَ مُؤتَةَ ۲، وأرادَ مَن لَو شِئتُ ذَكَرتُ اسمَهُ مِثلَ الَّذي أرادوا مِنَ الشَّهادَةِ، ولكِنَّ آجالَهُم عُجِّلَت، ومَنِيَّتَهُ اُجِّلَت. ۳
امام على عليه السلامـ در نامه اى به معاويه ـ: هر گاه جنگ، شدّت مى گرفت و مردم پا پس مى نهادند، پيامبر خدا افراد خانواده اش را پيش مى افكند (سپر بلا مى ساخت) و به واسطه آنان، يارانش را از سوزش شمشيرها و نيزه ها حفظ مى كرد. چنين بود كه عبيدة بن حارث در جنگ بدر، حمزه در جنگ اُحُد، و جعفر در جنگ موته، كشته شدند. و آن كسى هم كه اگر بخواهم، نامش را مى برم، ۴ همانند آن بزرگواران، خواهان شهادت بود؛ امّا اجل هاى آنها پيش افتاد و مرگ او به تأخير افكنده شد.
۱.احمرّ البأس: اشتدّت الحرب (النهاية: ج 1 ص 438 «حمر»).
۲.مؤتة: قرية من قرى البلقاء، في حدود الشام (معجم البلدان: ج 5 ص 220).
۳.نهج البلاغة: الكتاب 9.
۴.. مراد، خودِ امام على عليه السلام است.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في قَولِهِ تَعالى: «يَمْحُواْ اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِندَهُ أُمُّ الْكِتَـبِ» ۱ ـ: يَمحو مِنَ الأَجَلِ ما يَشاءُ، ويَزيدُ فيهِ ما يَشاءُ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره آيه: «خدا آنچه را بخواهد، محو يا اثبات مى كند و اصل كتاب، در نزد اوست» ـ: [يعنى] از اجل، هر اندازه كه بخواهد، مى زُدايد [و كم]مى كند و هر اندازه كه بخواهد، به آن مى افزايد.
۱.الرعد: 39.
۲.الفردوس: ج 5 ص 261 ح 8126 عن ابن عبّاس.
صحيح البخاري عن أبي عثمان عن اُسامة بن زيد:أرسَلَتِ ابنَةُ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله إلَيهِ: إنَّ ابنا لي قُبِضَ فَائتِنا، فَأَرسَلَ يُقرِئُ السَّلامَ ويَقولُ: إنَّ للّهِِ ما أخَذَ ولَهُ ما أعطى، وكُلٌّ عِندَهُ بِأَجَلٍ مُسَمّىً، فَلتَصبِر وَلتَحتَسِب. فَأَرسَلَت إلَيهِ تُقسِمُ عَلَيهِ لَيَأتِيَنَّها. فَقامَ ومَعَهُ سَعدُ بنُ عُبادَةَ، ومُعاذُ بنُ جَبَلٍ، واُبَيُّ بنُ كَعبٍ، وزَيدُ بنُ ثابِتٍ ورِجالٌ، فَرُفِعَ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله الصَّبِيُّ ونَفسُهُ تَتَقَعقَعُ ۱ ـ قالَ: حَسِبتُهُ أنَّهُ قالَ: كَأَنَّها شَنٌّ ۲ ـ فَفاضَت عَيناهُ، فَقالَ سَعدٌ: يا رَسولَ اللّهِ ما هذا؟ فَقالَ: هذِهِ رَحمَةٌ جَعَلَهَا اللّهُ في قُلوبِ عِبادِهِ، وإنَّما يَرحَمُ اللّهُ مِن عِبادِهِ

صحيح البخارىـ به نقل از ابو عثمان، از اُسامة بن زيد ـ: دختر پيامبر صلى الله عليه و آله به ايشان پيغام داد كه فرزندم در حال قبض روح است، تشريف بياوريد. پيامبر صلى الله عليه و آله كسى را روانه كرد كه سلام [ـِ ايشان را به دخترش] برساند و بگويد كه آنچه خدا مى گيرد و مى دهد، از آنِ [خودِ] اوست و همه اينها نزد خداوند، اجلى معيّن دارند. بنا بر اين، صبور باشد و پاداش الهى را در نظر بگيرد. دختر پيامبر صلى الله عليه و آله، كسى را نزد ايشان فرستاد و ايشان را سوگند داد كه نزد وى بيايد. پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست و همراه سعد بن عباده، معاذ بن جبل، اُبَىّ بن كعب، زيد بن ثابت و عدّه اى ديگر رفت. كودك را كه بدنش مى لرزيد و در حال جان دادن بود، نزد پيامبر خدا آوردند. به گمانم فرمود: «گويى مَشكِ

۱.تَتَقَعْقَع: أي تضطرِب وتتحرّك. أي: كلّما صار إلى حالٍ لم يلبث أن ينتقل إلى اُخرى تقرّبه من الموت (النهاية: ج 4 ص 88 «قعقع»).
۲.الشَّنّ: القربة الخَلَق. وشنَّتِ القربة: إذا يبست (لسان العرب: ج 13 ص 241 «شنن»).
۳.صحيح البخاري: ج 1 ص 432 ح 1224.
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كِتابٍ لَهُ إلى مُعاوِيَةَ ـ: كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذَا احمَرَّ البَأسُ ۱ وأحجَمَ النّاسُ، قَدَّمَ أهلَ بَيتِهِ فَوَقى بِهِم أصحابَهُ حَرَّ السُّيوفِ وَالأَسِنَّةِ، فَقُتِلَ عُبَيدَةُ بنُ الحارِثِ يَومَ بَدرٍ، وقُتِلَ حَمزَةُ يَومَ اُحُدٍ، وقُتِلَ جَعفَرٌ يَومَ مُؤتَةَ ۲، وأرادَ مَن لَو شِئتُ ذَكَرتُ اسمَهُ مِثلَ الَّذي أرادوا مِنَ الشَّهادَةِ، ولكِنَّ آجالَهُم عُجِّلَت، ومَنِيَّتَهُ اُجِّلَت. ۳
امام على عليه السلامـ در نامه اى به معاويه ـ: هر گاه جنگ، شدّت مى گرفت و مردم پا پس مى نهادند، پيامبر خدا افراد خانواده اش را پيش مى افكند (سپر بلا مى ساخت) و به واسطه آنان، يارانش را از سوزش شمشيرها و نيزه ها حفظ مى كرد. چنين بود كه عبيدة بن حارث در جنگ بدر، حمزه در جنگ اُحُد، و جعفر در جنگ موته، كشته شدند. و آن كسى هم كه اگر بخواهم، نامش را مى برم، ۴ همانند آن بزرگواران، خواهان شهادت بود؛ امّا اجل هاى آنها پيش افتاد و مرگ او به تأخير افكنده شد.
۱.احمرّ البأس: اشتدّت الحرب (النهاية: ج 1 ص 438 «حمر»).
۲.مؤتة: قرية من قرى البلقاء، في حدود الشام (معجم البلدان: ج 5 ص 220).
۳.نهج البلاغة: الكتاب 9، بحارالأنوار: ج 33 ص 115.
۴.مراد، خودِ امام على عليه السلام است.