نتایج جستجو برای «آسیب های انسانیت»: ۵ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:خَلَقَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ الإِنسَ ثَلاثَةَ أصنافٍ: صِنفٌ كَالبَهائِمِ، قالَ اللّهُ تَعالى: «لَهُمْ قُلُوبٌ لَايَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَايُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ ءَاذَانٌ لَايَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالأَْنْعَـمِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» . وصِنفٌ أجسادُهُم أجسادُ بَني آدَمَ، وأرواحُهُم أرواحُ الشَّياطينَ. وصِنفٌ في ظِلِّ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ يَومَ لا ظِلَّ إلّا ظِلُّهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل انسان ها را بر سه گروه آفريد: گروهى چون ستوران اند. خداوند متعال فرموده است: «دل هايى دارند كه با آنها دريافت نمى كنند، و چشمانى دارند كه با آنها نمى بينند، و گوش هايى دارند كه با آنها نمى شنوند. آنان، همانند چارپايان اند؛ بلكه گم راه ترند» . گروهى تن هايشان، تن هاى آدمى زادگان است، و جان هايشان، جان هاى اهريمنان، و گروهى در سايه خداوند عز و جل هستند در آن روزى كه سايه اى جز سايه او نيست.
۱.كتاب العظمة لأبى الشيخ: ص 416 ح 1093، المطالب العالية: ج 3 ص 267 ح 3450، نوادر الاُصول: ج 1 ص 128، تفسير القرطبي: ج 1 ص 318 كلّها عن أبي الدرداء والثلاثة الأخيرة نحوه، كنز العمّال: ج 6 ص 143 ح 15179؛ بحار الأنوار: ج 63 ص 292 نقلاً عن ابن أبي الدنيا في كتاب مكائد الشيطان عن أبي الدرداء.
الإمام عليّ عليه السلامـ في الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: قَبيحٌ بِذِي العَقلِ أن يَكونَ بَهيمَةً وقَد أمكَنَهُ أن يَكونَ إنسانا، وقَد أمكَنَهُ أن يَكونَ مَلَكا، وأن يَرضى لِنَفسِهِ بِقُنيَةٍ مُعارَةٍ وحَياةٍ مُستَرَدَّةٍ، ولَهُ أن يَتَّخِذَ قُنيَةً مُخَلَّدَةً وحَياةً مُؤَبَّدَةً. ۱
امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: براى صاحب خِرد، زشت است كه حيوان باشد، در حالى كه مى تواند انسان باشد، و مى تواند فرشته باشد، و [برايش زشت است كه] به دارايىِ عاريتى و زندگى باز ستاندنى رضايت دهد، در حالى كه مى تواند دارايى جاويدان و زندگى ابدى به دست آورد.
۱.شرح نهج البلاغة: ج 20 ص 306 ح 508.
الإمام زين العابدين عليه السلامـ مِن دُعائِهِ عليه السلام فِي التَّحميدِ للّهِِ عَزَّ وجَلَّ ـ:. الحَمدُ للّهِِ الَّذي لَو حَبَسَ عَن عِبادِهِ مَعرِفَةَ حَمدِهِ عَلى ما أبلاهُم مِن مِنَنِهِ المُتَتابِعَةِ وأسبَغَ عَلَيهِم مِن نِعَمِهِ المُتَظاهِرَةِ، لَتَصَرَّفوا في مِنَنِهِ فَلَم يَحمَدوهُ، وتَوَسَّعوا في رِزقِهِ فَلَم يَشكُروهُ، ولَو كانوا كَذلِكَ لَخَرَجوا مِن حُدودِ الإِنسانِيَّةِ إلى حَدِّ البَهيمِيَّةِ، فَكانوا كَما وَصَفَ في مُحكَمِ كِتابِهِ: «إِنْ هُمْ إِلَا كَالْأَنْعَـمِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلاً» ۱. ۲
امام زين العابدين عليه السلامـ از دعاى ايشان در ستايش خداوند عز و جل ـ:. ستايش، خدايى را كه اگر شناخت ستايش خود را در برابر احسان هاى پياپى و نعمت هاى فراوانى را كه به بندگانش ارزانى داشته است، از آنان باز مى داشت، از نعمت هايش بهره مى گرفتند و ستايشش نمى كردند، و از روزى او، بى دريغ برخوردار مى شدند؛ ليكن سپاسش نمى گفتند، و اگر چنين بودند، آن گاه از مرزهاى انسانيت به مرز حيوانيت، سقوط مى كردند و چنان مى شدند كه خداوند در كتاب استوار خود فرموده است: «آنان، همانند چارپايان اند؛ بلكه گم راه تر از آنان اند» .
۱.الفرقان: 44.
۲.الصحيفة السجّادية: ص 20 الدعاء 1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فِي الإِخبارِ بِما يَأتي عَلى اُمَّتِهِ ـ: مَساجِدُهُم مَعمورَةٌ بِالأَذانِ، وقُلوبُهُم خالِيَةٌ مِنَ الإِيمانِ بِمَا استَخَفّوا بِالقُرآنِ، وبَلَغَ المُؤمِنَ عَنهُم كُلُّ هَوانٍ. فَعِندَ ذلِكَ تَرى وُجوهَهُم وَجوهَ الآدَمِيّينَ، وقُلوبَهُم قُلوبُ الشَّياطينِ، كَلامُهُم أحلى مِنَ العَسَلِ، وقُلوبُهُم أمَرُّ مِنَ الحَنظَلِ، فَهُم ذِئابٌ عَلَيهِم ثِيابٌ، ما مِن يَومٍ إلّا يَقولُ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: أفَبي تَغتَرّونَ ۱؟ أم عَلَيَّ تَجتَرِئونَ؟ «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَـكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ» ۲. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در خبر دادن از آنچه براى امّتش پيش مى آيد ـ: مسجدهايشان از اذان، آباد است، و دل هايشان از ايمان، تهى است؛ زيرا كه قرآن را سبُك مى انگارند و از ايشان، هر گونه تحقيرى به مؤمنان مى رسد. پس در اين هنگام، ايشان را بينى كه چهره هايشان، چهره آدميان است و دل هايشان، دل هاى شياطين. گفتارشان از شهد، شيرين تر است و دل هايشان از شرنگ، تلخ تر. گرگ هايى هستند كه جامه در پوشيده اند. هيچ روزى نيست، مگر آن كه خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مى فرمايد: «آيا به من غرّه مى شويد يا كه بر من، گستاخ گشته ايد؟ «آيا پنداشته ايد كه ما شما را بيهوده آفريده ايم و به سوى ما باز نمى گرديد؟» .
۱.في المصدر: «أنّى تفترون» وما في المتن أثبتناه من بحارالأنوار.
۲.. المؤمنون: 115.
۳.جامع الأخبار: ص 396 ح 1100 عن جابر بن عبداللّه الأنصارى، بحارالأنوار: ج 52 ص 262 ح 148.
الإمام عليّ عليه السلامـ في صِفاتِ الفُسّاقِ ـ: وآخَرُ قَد تَسَمّى عالِما ولَيسَ بِهِ، فَاقتَبَسَ جَهائِلَ مِن جُهّالٍ، وأضاليلَ مِن ضُلّالٍ، ونَصَبَ لِلنّاسِ أشراكا مِن حَبائِلِ غُرورٍ، وقَولِ زورٍ؛ قَد حَمَلَ الكِتابَ عَلى آرائِهِ، وعَطَفَ الحَقَّ عَلى أهوائِهِ، يُؤمِنُ النّاسَ مِنَ العَظائِمِ، ويُهَوِّنُ كَبيرَ الجَرائِمِ، يَقولُ: أقِفُ عِندَ الشُّبَهاتِ، وفيها وَقَعَ؛ ويَقولُ: أعتَزِلُ البِدَعَ، وبَينَهَا اضطَجَعَ؛ فَالصّورَةُ صورَةُ إنسانٍ، وَالقَلبُ قَلبُ حَيَوانٍ، لا يَعرِفُ بابَ الهُدى فَيَتَّبِعَهُ، ولا بابَ العَمى فَيَصُدَّ عَنهُ. وذلِكَ مَيِّتُ الأَحياءِ! ۱
امام على عليه السلامـ در وصف فاسقان ـ: و ديگرى كه دانشمندش مى نامند؛ ليكن چنان نيست، كه او از نادانان، مجموعه اى نادانى، و از گم راهان، مُشتى گم راهى فرا گرفته است و دام هايى از ريسمان هاى فريب و گفتار دروغ، براى مردم گسترده است. قرآن را بر انديشه هاى خود سوار مى كند، و حق را بر محور هوس ها [و عقايد]خود مى چرخاند. مردم را از بلاها، آسوده خاطر مى دارد و گناهان بزرگ را در نظرشان كوچك مى نماياند. مى گويد: «به گاهِ شبهات، درنگ مى كنم»؛ در حالى كه در آنها فرو افتاده است. مى گويد: «از بدعت ها كناره مى گيرم»؛ در حالى كه ميان آنها خفته است. چهره اش چهره انسان است و دلش دلِ حيوان. نه راه راست را مى شناسد كه آن را بپيمايد، و نه راه كورى و گم راهى را كه از آن روى برتابد. او مُرده اى است در ميان زندگان.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 87، بحارالأنوار: ج 2 ص 57 ح 5.