حدیث دربارهبهترين سوار
سنن الترمذي عن بريدة:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَخطُبُنا إذ جاءَ الحَسَنُ وَالحُسَينُ عليهماالسلام، عَلَيهِما قَميصانِ أحمَرانِ، يَمشِيانِ ويَعثِرانِ، فَنَزَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِنَ المِنبَرِ، فَحَمَلَهُما ووَضَعَهُما بَينَ يَدَيهِ، ثُمَّ قالَ:
صَدَقَ اللّهُ «إِنَّمَآ أَمْوَ لُكُمْ وَ أَوْلَـدُكُمْ فِتْنَةٌ» ۱ فَنَظَرتُ إلى هذَينِ الصَّبِيَّينِ يَمشِيانِ ويَعثِرانِ، فَلَم أصبِر حَتّى قَطَعتُ حَديثي ورَفَعتُهُما. ۲
سنن الترمذىـ به نقل از بُرَيده ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برايمان خطبه مى خواند كه حسن و حسين عليهماالسلامبا پيراهن هاى سرخ رنگ آمدند و گاه در حال راه رفتن، مى افتادند. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از منبر فرود آمد و آن دو را با خود برد و پيش رويش گذاشت و سپس فرمود: «خداوند، راست گفت كه: «اموال شما و فرزندانتان، تنها آزمايشى [براى شما]هستند» . من به اين دو پسر بچّه نگريستم و چون ديدم به هنگام راه رفتن، مى افتند، نتوانستم درنگ كنم و سخنم را قطع كردم و آن دو را بالا آوردم». ۳
۱.التغابن: 15.
۲.سنن الترمذي: ج 5 ص 658 ح 3774، سنن النسائي: ج 3 ص 192، مسند ابن حنبل: ج 9 ص 19 ح 23056، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 7 ص 513 ح 15 وفيه «ثمّ أخذ في خطبته» بدل «حتّى قطعت.»، تاريخ دمشق: ج 14 ص 161 ح 3489؛ المناقب لابن شهر آشوب: ج 3 ص 385 وليس فيه ذيله من «فنظرت»، بحار الأنوار: ج 43 ص 284.
۳.در المصنّف ابن ابى شيبه، پس از «نتوانستم درنگ كنم»، آمده است: سپس سخن خويش را پى گرفت.