حدیث دربارهبازى پيامبر صلى الله عليه و آله با او
تاريخ دمشق عن أبي هريرة:سَمِعَت اُذُنايَ هاتانِ، وأبصَرَت عَينايَ هاتانِ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وهُوَ آخِذٌ بِكَفَّيهِ جَميعاً ـ يَعني حَسَنا أو حُسَينا ـ وقَدَماهُ عَلى قَدَمِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وهُوَ يَقولُ: «حُزُقَّةٌ حُزُقَّةٌ، تَرَقَّ عَينَ بَقَّةَ» ۱، فَيَرقَى الغُلامُ حَتّى يَضَعَ قَدَمَيهِ عَلى صَدرِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله.
ثُمَّ قالَ لَهُ: اِفتَح فاك، ثُمَّ قَبَّلَهُ، ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ أحِبَّهُ فَإِنّي اُحِبُّهُ. ۲
تاريخ دمشقـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: با اين دو گوش خود شنيدم و با همين دو چشم خود ديدم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، حسن يا حسين عليهماالسلام را با دو دست خود گرفته بود و در حالى كه پاهايش روى پاى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بود، برايش مى خواند: «كوچولو، اى كوچولو! بالا بيا، چشم كوچولو!» و كودك بالا مى آمد تا آن كه پاهايش را روى سينه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى نهاد.
سپس پيامبر صلى الله عليه و آله به او گفت: «دهانت را باز كن» و دهانِ او را بوسيد و گفت: «خدايا! من، او را دوست دارم. تو هم او را دوست بدار».
۱.الحُزُقّة: الضعيف المُتقارب الخطو من ضعفه.، ذكرها على سبيل المداعبة والتأنيس له. وتَرَقّ: بمعنى اصعد، وعين بقّة: كناية عن صغر العين (النهاية: ج 1 ص 378 «حزق»).
۲.تاريخ دمشق: ج 13 ص 194 ح 3160، الإصابة: ج 2 ص 62، المصنف لابن أبي شيبة: ج 7 ص 514 ح 19، ذخائر العقبى: ص 213 كلاهما نحوه، كنزالعمّال: ج 13 ص 649 ح 37643 وراجع: الصراط المستقيم: ج 2 ص 140.