ويژگى هاى شب قدر
4 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:آمِنوا بِلَيلَةِ القَدرِ؛ إنَّها تَكونُ لِعَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ ولِوُلدِهِ الأَحَدَ عَشَرَ مِن بَعدي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به شب قدر، ايمان بياوريد. آن شب، پس از من، از آنِ على بن ابى طالب و فرزندان يازده گانه اوست.
۱.الكافي: ج 1 ص 533 ح 12.
الإمام الجواد عليه السلام:إنَّ أميرَ المُؤمِنينَ عليه السلام قالَ لِابنِ عَبّاسٍ: إنَّ لَيلَةَ القَدرِ في كُلِّ سَنَةٍ، وإنَّهُ يَنزِلُ في تِلكَ اللَّيلَةِ أمرُ السَّنَةِ، ولِذلِكَ الأَمرِ وُلاةٌ بَعدَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله.
فَقالَ ابنُ عَبَّاسٍ: مَن هُم؟
قالَ عليه السلام: أنَا وأحَدَ عَشَرَ مِن صُلبي أئِمَّةٌ مُحَدَّثونَ. ۱
امام جواد عليه السلام:امير مؤمنان، به ابن عبّاس فرمود: «شب قدر، در هر سال هست. در آن شب، برنامه سال، فرود مى آيد و پس از پيامبر خدا، آن برنامه را عهده دارانى است».
ابن عبّاس گفت: آنان، كيان اند؟
فرمود: «من و يازده نفر از پشت من، پيشوايانى مُحدَّث [كه از عالم غيب با آنان، سخن گفته مى شود]».
۱.الكافي: ج 1 ص 532 ح 11.
الإمام عليّ عليه السلام:قالَ لي رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: يا عَلِيُّ، أتَدري ما مَعنى لَيلَةِ القَدرِ؟
فَقُلتُ: لا، يا رَسولَ اللّهِ.
فَقالَ صلى الله عليه و آله: إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى قَدَّرَ فيها ما هُوَ كائِنٌ إلى يَومِ القِيامَةِ، فَكانَ فيما قَدَّرَ عز و جل وِلايَتُكَ ووِلايَةُ الأَئِمَّةِ مِن وُلدِكَ إلى يَومِ القِيامَةِ. ۱
امام على عليه السلام:پيامبر خدا به من فرمود: «اى على! آيا مى دانى معناى شب قدر چيست؟».
گفتم: نه، اى پيامبر خدا!
فرمود: «خداوند متعال، در آن شب، آنچه را تا روز قيامت خواهد شد، مقدّر كرده است و از جمله آنچه مقدّر كرده، ولايت تو و ولايت امامان از فرزندان تو تا روز قيامت است».
۱.معاني الأخبار: ص 315 ح 1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ الشَّيطانَ لا يَخرُجُ في هذِهِ اللَّيلَةِ حَتّى يُضِيء فَجرُها وَلا يَستَطِيعُ فيها عَلى أحَدٍ بِخَبَلٍ أو داءٍ، أو ضَربٍ مِن ضُروبِ الفَسادِ، ولا يُنفَذُ فيهِ سِحرُ ساحِرٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شيطان، در اين شب (شب قدر)، بيرون نمى آيد، تا آن كه سپيده اش تابان شود و در آن شب، او نمى تواند كسى را فلج يا دردمند سازد، يا فسادى بر كسى وارد آورد. در آن [شب]، جادوى هيچ جادوگرى كارگر نمى شود.
۱.مجمع البيان: ج 10 ص 789.