جنگ خيبر

2 حدیث
كنز العمّال عن بُرَيدة:لَمّا كانَ يومُ خَيبَرَ أخَذَ اللِّواءَ أبو بكرٍ، فَرَجَعَ ولَم يُفتَحْ لَهُ، فَلَمّا كانَ مِن الغَدِ أخَذَ عُمَرُ ولَم يُفتَحْ لَهُ، وقُتِلَ ابنُ مُسلِمَةَ ورَجَعَ الناسُ، فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لَأدفَعَنَّ لِوائي هذا إلى رَجُلٍ يُحِبُّ اللّهَ ورسولَهُ ويُحِبُّهُ اللّهُ ورسولُهُ، لَن يَرجِعَ حتى يُفتَحَ علَيهِ. فَبِتنا طَيِّبةً أنفُسُنا أنَّ الفَتحَ غَدا، فَصَلّى رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله الغَداةَ ثُمّ دَعا بِاللِّواءِ وقامَ قائما، فما مِنّا مِن رَجُلٍ لَهُ مَنزِلَةٌ مِن رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلّا وهُو يَرجُو أن يكونَ ذلكَ الرَّجُلَ؛ حتّى تَطاوَلتُ أنا لها ورَفَعتُ رَأسِي لِمَنزِلَةٍ كانَت لي مِنهُ، فَدَعا عليَّ بنَ أبي طالبٍ وهو

كنز العمّالـ به نقل از بُرَيده ـ: در روز خيبر، ابو بكر، پرچم را گرفت؛ امّا بدون آن كه موفّق به فتح شود، برگشت. روز بعد، عمر پرچم را گرفت و اوهم ناكام برگشت و ابن سَلَمه كشته شد و مردم (مسلمانان) برگشتند. پيامبر خدا، فرمود: «هر آينه، اين پرچم را به كسى خواهم داد كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش نيز او را دوست دارند و هرگز بر نمى گردد تا پيروزى نصيبش شود. ما آن شب را خوش حال از اين كه فردا روز پيروزى است، به صبح رسانديم. پيامبر خدا، نماز صبح را خواند و آن گاه، پرچم را خواست و از جا بلند شد. هر يك از ما كه نزد پيامبر خدا منزلتى داشت، اميدوار بود كه آن مرد او باشد. حتّى من به جهت منزلتى كه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله داشتم، گردن كشيدم و سرم را بالا گرفتم؛ امّا پيامبر خدا، على

۱.كنز العمّال: ج 10 ص 463 ح 30120.
كنز العمّال عن أبي طلحة:لَمّا أصبَحَ النبيُّ صلى الله عليه و آله خَيبَرَ وقد أخَذُوا مَساحِيَهُم ۱ ومَكاتِلَهُم وغَدَوا على حُرُوثِهم، فلمّا رَأوُا النبيَّ صلى الله عليه و آله مَعهُ الخميسُ نَكَصُوا مُدبِرِينَ، فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: اللّهُ أكبَرُ اللّهُ أكبرُ خَرِبَت خَيبَرُ، إنّا إذا نَزَلنا بساحَهِ قَومٍ فَساءَ صَباحُ المُنذَرِينَ. ۲
كنز العمّالـ به نقل از ابو طلحه ـ: وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله به خيبر رسيد، اهالى خيبر با بيل و زنبيل هاى خود براى رفتن به مزارعشان بيرون آمدند و چون پيامبر صلى الله عليه و آله و سپاه او را ديدند، برگشتند و فرار كردند. پيامبر خدا فرمود: «اللّه اكبر، اللّه اكبر! خيبر ويران شد (سقوط كرد). ما هر گاه در ميدان قومى فرود آييم، بيم داده شدگان، صبحِ بدى خواهند داشت».
۱.المساحي: جمع مسحاة، وهي المجرفة من الحديد، والميم زائدة، لأنّه من السحو: الكشف والإزالة. (النهاية: ج 4 ص 328).
۲.كنز العمّال: ج 10 ص 465 ح 30125.