معناى «امر ميان دو امر»

1 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ لا يُطاعُ جَبرا ولا يُعصى مَغلوبا ولَم يُهمِلِ العِبادَ مِنَ المَملَكَةِ، ولكِنَّهُ القادِرُ عَلى ما أقدَرَهُم عَلَيهِ، وَالمالِكُ لِما مَلَّكَهُم إيّاهُ، فَإِنَّ العِبادَ إنِ ائتَمَروا بِطاعَةِ اللّهِ لَم يَكُن مِنها مانِعٌ ولا عَنها صادٌّ، وإن عَمِلوا بِمَعصِيَتِهِ فَشاءَ أن يَحولَ بَينَهُم وبَينَها فَعَلَ، ولَيسَ مَن إن شاءَ أن يَحولَ بَينَهُ وبَينَ شَيءٍ (فَعَلَ)، ولَم يَفعَلهُ، فَأَتاهُ الَّذي فَعَلَهُ، كانَ هُوَ الَّذي أدخَلَهُ فيهِ ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند از روى اجبار، فرمانبرى، و از روى شكست، نافرمانى نمى شود و بندگان را بدون سرپرست، رها نكرده است؛ ليكن او بر آنچه آنان را بر آن نيرومند ساخته، تواناست و چيزى را كه به آنان تمليك نموده، مالك است؛ چرا كه اگر بندگان، از خدا فرمان برند، چيزى و كسى نمى تواند از آن باز بدارد، و اگر [قصد كنند كه]مرتكب نافرمانى خدا شوند و خدا بخواهد ميان آنان و آن [نافرمانى]جدايى اندازد، چنين مى كند، و [البتّه]چنين نيست كه اگر كسى خواست ميان كسى و كار او مانع شود، ولى نشد و آن شخص آن كار را انجام داد، [بتوان گفت كه]مانع كار، آن كس را به آن كار وادار نموده است ۳.
۱.توضيح ذلك: إنّ مجرّد القدرة على الحيلولة بين العبد وفعله لا يدلّ على كونه تعالى فاعله، إذ القدرة على المنع غير المنع، ولا يوجب إسناد الفعل إليه سبحانه.
۲.تحف العقول: ص 37.
۳.توضيح، اين كه: صِرف قدرت داشتن خداوندبر حايل شدن ميان شخص و كارش، بر اين كه خداوند، كننده آن كار است، دلالت نمى كند؛ زيرا توانايى بر جلوگيرى، غير از جلوگيرى كردن است و موجب نسبت دادن كار به خداوند سبحان نمى شود.