وليد بن عُقبه

1 حدیث
الإمام عليّ عليه السلام:إنَّ امرَأَةَ الوَليدِ بنِ عُقبَةَ جاءَت إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، تَشتَكِي الوَليدَ أنَّهُ يَضرِبُها، فَقالَ لَها: اِرجِعي فَقولي لَهُ: إنَّ رَسولَ اللّهِ قَد أجارَني. فَانطَلَقَت، فَمَكَثَت ساعَةً ثُمَّ جاءَت، فَقالَت: يا رَسولَ اللّهِ ما أقلَعَ عَنّي، فَقَطَعَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله هُدبَةً مِن ثَوبٍ ۱ فَأَعطاها، فَقالَ: قولي: إنَّ رَسولَ اللّهِ قَد أجارَني، هذِهِ هُدبَةٌ مِن ثَوبِهِ. فَمَكَثَت ساعَةً، ثُمَّ إنَّها رَجَعَت، فَقالَت: يا رَسولَ اللّهِ ما زادَني إلّا ضَربا، فَرَفَعَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَدَيهِ، فَقالَ: «اللّهُمَّ عَلَيكَ بِالوَليدِ» مَرَّتَينِ أو ثَلاثا. ۲
امام على عليه السلام:همسر وليد بن عقبه، نزد پيامبر خدا آمد و از وليد، شكايت كرد كه او را كتك مى زند. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «برگرد و به او بگو: پيامبر خدا، مرا پناه داده است». زن رفت. ساعتى گذشت و باز آمد و گفت: اى پيامبر خدا! از من، دست بردار نيست. پيامبر خدا، ريشه اى از جامه خود كَنْد و به او داد و فرمود: «بگو: پيامبر خدا، مرا پناه داده است و اين هم، ريشه اى از جامه اوست». ساعتى گذشت. دوباره برگشت و گفت: اى پيامبر خدا! بيش از پيش، مرا كتك زَد. پيامبر خدا، دستانش را بلند كرد و دو يا سه بار گفت: «بار خدايا! به حساب وليد بِرِس».
۱.في تاريخ دمشق: ج 63 ص 234 ح 12974: «ثوبه» وهو الأنسب بالسياق.
۲.مسند أبي يعلى: ج 1 ص 181 ح 289.