حدیث دربارهنكوهش شوخى زياد و شوخى به
الترغيب والترهيب عن أبي الحسَنِـ وكانَ عَقَبيّا بَدْريّا ـ: كُنّا جُلوسا معَ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فقامَ رجُلٌ ونَسِيَ نَعلَيهِ، فأخَذَهُما رجُلٌ فوَضَعهُما تَحتَهُ، فرَجعَ الرّجُلُ فقالَ: نَعْلَيَّ، فقالَ القَومُ: ما رأيناهُما، فقالَ: هُوَ ذَه، فقالَ [رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله]: فكيفَ برَوعَةِ المؤمنِ؟! فقالَ: يا رسولَ اللّهِ، إنّما صَنعتُهُ لاعِبا، فقال: فكيفَ برَوعَةِ المؤمنِ؟! ـ مَرَّتينِ أو ثلاثا ـ. ۱
الترغيب و الترهيبـ به نقل از ابو الحسن كه از شركت كنندگان در پيمان عَقَبه و جنگ بدر بود ـ: با پيامبر خدا نشسته بوديم كه مردى [از جمع ما]برخاست و رفت و كفش هايش را فراموش كرد [ببرد]. يك نفر، آنها را برداشت و زير خود گذاشت. آن مرد برگشت و گفت: كفش هايم كو؟
كسانى كه آن جا نشسته بودند، گفتند: ما آنها را نديده ايم.
مردى كه كفش ها را زير خود پنهان كرده بود، گفت: اين جاست.
پيامبر خدا فرمود: «ترساندن مؤمن، چه معنا دارد؟!».
مرد گفت: اى پيامبر خدا! به شوخى، اين كار را كردم.
[پيامبر صلى الله عليه و آله] دو يا سه بار فرمود: «ترساندن مؤمن، چه معنا دارد؟!».
۱.الترغيب والترهيب: ج 3 ص 484 ح 5.