حدیث دربارهزيان هاى ثروت اندوزى

رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ يُمهِلُ الظّالِمَ حَتّى يَقولَ: قَد أهمَلَني، ثُمَّ يَأخُذُهُ أخذَةً رابِيَةً. إنَّ اللّهَ حَمِدَ نَفسَهُ عِندَ هَلاكِ الظّالِمينَ فَقالَ: «فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَـلَمُواْ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا خداوند به ظالم مهلت مى دهد تا بگويد: «خدا مرا رها نهاده است». سپس وى را سخت گرفتار مى كند. خداوند، خود را به گاهِ هلاكت ظالمان ستوده و فرموده است: «پس بيخ و بن گروهى كه ستم كردند، بُريده شد؛ و ستايش، خداى راست، پروردگارِ جهانيان» .
۱.الأنعام: 45.
۲.أعلام الدين: ص 315.

احادیث دیگر این موضوع

۷
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از مال، برحذر باشيد، كه در روزگاران گذشته، مردى بود كه مال و فرزند گِرد مى آورد و به خود و خانواده اش مى پرداخت و براى ايشان، مال جمع مى كرد. پس فرشته مرگ، نزد وى آمد و در جامه بينوايى، درِ [خانه]او را كوبيد. دربانان به سوى وى رفتند. به آنان گفت: «سَرور خود را نزد من فرا خوانيد». گفتند: آيا سَرور ما به ديدار كسى چون تو آيد؟! سپس وى را راندند تا از آستانه خانه دورش كردند. ديگر بار، آن فرشته با همان شكل آمد و گفت: «سَرور خود را نزد من، فرا خوانيد و آگاهش كنيد كه من، فرشته مرگم». سَرور آنان، چون اين كلام را شنيد، بيمناك و بس هراسان بر نشست و به يارانش گفت: با وى به نرمى سخن برانيد و به وى بگوييد: خدايت بركت دهد! شايد به دنبال كسى جز سَرور ما هستى! گفت: «نه!». سپس بر وى وارد شد و به او گفت: «برخيز و هر چه خواهى، وصيّت كن، كه من پيش از بيرون شدن، جانت را مى ستانم». خانواده اش بانگ برآورده، گريستند. مرد گفت: صندوق ها را بگشاييد و هر چه زر و سيم در آن است، فهرست كنيد. آن گاه، آن مرد به مال خود روى كرد و آن را دشنام داده، گفت: خدايت لعنت كند! ياد پروردگارم را از خاطرم بُردى و از كار آخرت، غافلم كردى، چندان كه مرا در كار خدا به سركشى وا داشتى. سپس خداى متعال، آن مال را به سخن در آورد. مال گفت: چرا مرا دشنام مى دهى، حال آن كه تو از من نكوهيده تر هستى؟ آيا تو در چشم مردم، كوچك نبودى و چون اثر مرا در تو ديدند، گرامى ات نداشتند؟ آيا در محضر شاهان و بزرگان، همراه شايستگان، حضور نيافتى و پيش از ايشان وارد نشدى؟ آيا دختران شاهان و بزرگان را به همسرى نگرفتى، حال آن كه شايستگان هم خواستگار آنان بودند؛ امّا تو پذيرفته شدى و ايشان پذيرفته نگشتند؟ اگر مرا در راه خيرها صرف مى كردى، تو را باز نمى داشتم و اگر در راه خدا مصرفم مى نمودى، تو را نكوهش نمى كردم. پس چرا به من دشنام مى دهى، حال آن كه تو از من نكوهيده ترى؟ من و تو از خاك آفريده شديم؛ و اينك من، همان خاك پاكم و تو به گناه من آلوده اى. مال به صاحب خويش، چنين مى گويد.