حدیث دربارهگروه هايى كه پيامبر صلى الله عليه و آله

عنه صلى الله عليه و آلهـ في حَجَّةِ الوَداعِ وهُوَ عَلى ناقَتِهِ، ويَدُهُ عَلى مَنكِبِ عَلِيٍّ عليه السلام ـ: اللّهُمَّ هَل بَلَّغتُ؟ اللّهُمَّ هَل بَلَّغتُ؟ هذَا ابنُ عَمّي وأبو وُلدي، اللّهُمَّ كُبَّ مَن عاداهُ فِي النّارِ! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در حجّة الوداع، در حالى كه بر ناقه خويش سوار و دستش بر شانه على عليه السلام بود ـ: بار خدايا! آيا رساندم؟ بار خدايا! آيا رساندم؟ اين، پسر عموى من و پدرِ فرزندان من است. بار خدايا! هر كه را با او دشمنى كند، در آتش، سرنگون ساز.
۱.المعجم الأوسط: ج 6 ص 300 ح 6468.

احادیث دیگر این موضوع

۷
صحيح البخارى:عبد اللّه بن مسعود گفت: پيامبر خدا، در كنار كعبه به نماز ايستاده بود و گروه قريش، در انجمن هاى خويش بودند كه يكى از ايشان گفت: بنگريد اين رياكار را! كدام يك از شما حاضر است به كشتارگاه خاندان فلانى برود و سرگين و خون و بچه دانِ كشتارهاى آنها را بياورد و صبر كند تا چون به سجده رفت، آنها را بر پشت و گردن او بيندازد؟ پليدترين فرد آنان، برخاست و چون پيامبر خدا به سجده رفت، آن كثافات را بر پشت و گردن ايشان ريخت و پيامبر صلى الله عليه و آله همچنان در سجده مانْد. قريش، شروع به خنديدن كردند، چنان كه از شدّت خنده به يكديگر مى خوردند. شخصى نزد فاطمه عليهاالسلام ـ كه دختر بچّه اى بود ـ رفت [و خبر بُرد]. فاطمه عليهاالسلامدوان دوان آمد و آن كثافات را از پشت پيامبر صلى الله عليه و آله ـ كه همچنان در حال سجده بود ـ كنار زد و به ناسزاگويى به آن جماعت پرداخت. پيامبر خدا، چون نمازش را به پايان بُرد، گفت: «بار خدايا! قريش را گوشمالى ده. بار خدايا! قريش را گوشمالى ده. بار خدايا! قريش را گوشمالى ده». سپس نام بُرد: «بار خدايا! عمرو بن هِشام و عُتبة بن ربيعه و شيبة بن ربيعه و وليد بن عتبه و اميّة بن خلف و عُقبة بن ابى مُعيط و عُمارة بن وليد را گوشمالى ده». عبد اللّه گفت: به خدا سوگند كه ديدم اين عدّه، در روز بدر، كشته شدند و اجسادشان را در چاه قليب: گودال. ظاهرا قليب، به چاهى هم گفته مى شود كه گودبردارى شده، ولى هنوز سنگ چين و آماده نشده است. در اين حديث، قطعا مراد، چاه هاى آب موجود در بدر نيست. ريختند. سپس پيامبر خدا فرمود: «لعنتِ پيوسته بر اصحاب چاه باد!».