قسّ بن ساعده
1 حدیث
الإمام الباقر عليه السلام:بَينا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ بِفِناءِ الكَعبَةِ يَومَ افتَتَحَ مَكَّةَ إذ أقبَلَ إلَيهِ وَفدٌ فَسَلَّموا عَلَيهِ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: مَنِ القَومُ؟ قالوا: وَفدُ بَكرِ بنِ وائِلٍ، قالَ: فَهَل عِندَكُم عِلمٌ مِن خَبَرِ قُسِّ بنِ ساعِدَةَ الأَيادِيِّ؟ قالوا: نَعَم يا رَسولَ اللّهِ، قالَ: فَما فَعَلَ؟ قالوا: ماتَ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: الحَمدُ للّهِِ رَبِّ المَوتِ ورَبِّ الحَياةِ، كُلُّ نَفسٍ ذائِقَةُ المَوتِ ۱، كَأَنّي أنظُرُ إلى قُسِّ بنِ ساعِدَةَ الأَيادِيِّ وهُوَ بِسوقِ عُكاظٍ عَلى جَمَلٍ لَهُ أحمَرَ وهُوَ يَخطُبُ النّاسَ ويَقولُ:
اِجتَمِعوا أيُّهَا النّاسُ، فَإِذَا اجتَمَعتُم فَأَنصِتوا، فَإِذا
امام باقر عليه السلام:در ايّام فتح مكه، روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در محوطه كعبه ايستاده بود كه هيأت نمايندگى قبيله اى به سوى ايشان آمد و سلام دادند. حضرت فرمود: از چه قبيله اى هستيد؟ گفتند: نمايندگان قبيله بكربن وائل هستيم. فرمود: آيا خبرى از قسّ بن ساعده ايادى داريد؟ گفتند: آرى، فرمود: چه كرد؟ گفتند: مُرد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهفرمود: سپاس خدايى را كه هم پروردگار مرگ است و هم پروردگار زندگى. هر نفسى چشنده مرگ است. گويى به قسّ بن ساعده ايادى مى نگرم كه در عكاظ بر شتر سرخ مويش نشسته است و براى مردم خطبه مى خواند و مى گويد: اى مردم! گرد آييد و چون گرد آمديد، خاموش شويد و چون خاموش شديد، گوش دهيد و چون شنيديد بينديشيد و كامل بگيريد و چون گرفتيد به خاطر بسپريد و چون به خاطر