حدیث دربارهدانشمند بى كردار ، نادان است

عَمّارُ بنُ ياسِر:بَعَثَني رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلى حَيٍّ مِن قَيسٍ اُعَلِّمُهُم شَرائِعَ الإِسلامِ، فَإِذا قَومٌ كَأَنَّهُمُ الإِبِلُ الوَحشِيَّةُ، طامِحَةً أبصارُهُم، لَيسَ لَهُم هَمٌّ إلاّ شاةٌ أو بَعيرٌ، فَانصَرَفتُ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَقالَ: يا عَمّارُ، ما عَمِلتَ؟ فَقَصَصتُ عَلَيهِ قِصَّةَ القَومِ، وأخبَرتُهُ بِما بِهِم مِنَ السَّهوَةِ ۱، قالَ: يا عَمّارُ ألا اُخبِرُكَ بِأَعجَبَ مِنهُم؟ قَومٌ عَلِموا ما جَهِلَ اُولئِكَ ثُمَّ سَهَوا كَسَهوِهِم ۲.
عمار بن ياسر:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مرا به سوى قبيله اى از قيس فرستاد تا احكام اسلام را به آنها بياموزم. با قومى روبرو شدم همچون شتران وحشى كه چشم دوخته بودند كه كجا گوسفندى يا شترى است. به سوى پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهبازگشتم. حضرت فرمود: اى عمّار! چه كردى؟. داستان قوم را حكايت كردم و درجه غفلت و نادانى آنها را بازگفتم. فرمود: اى عمّار! تو را به شگفت تر از آن خبر ندهم؟ قومى كه آنچه اينان نمى دانند مى دانند، ولى چون آنان غافل و فراموشكارند.
۱.السَّهوة: الغفلة (المصباح المنير: 293).
۲.مسند البزّار: 4 / 258 / 1431.

احادیث دیگر این موضوع

۸