حدیث دربارهمبارزه با ستمكار

الإمام عليّ عليه السلام:لَولا حُضورُ الحاضِرِ، وقِيامُ الحُجَّةِ بِوُجودِ النّاصِرِ، وما أخَذَ اللّهُ عَلَى العُلَماءِ ألاّ يُقارّوا عَلى كِظَّةِ ظالِمٍ ولا سَغَبِ مَظلومٍ، لَأَلقَيتُ حَبلَها عَلى غارِبِها ۱.
امام على عليه السلام:اگر حضور اين جمع نبود و با وجود ياور حجّت تمام نمى شد و اگر خداوند از دانشمندان پيمان نگرفته بود كه با پرخورى ستمكار و گرسنگى ستمديده موافقت نكنند، زمام خلافت را به حال خود رها مى كردم.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 3، معاني الأخبار: 362 / 1 وفي صدره «لولا حضور الناصر» وليس فيه «بوجود الناصر»، علل الشرايع: 151 / 12 كلاهما عن ابن عبّاس، غررالحكم: 10149.

احادیث دیگر این موضوع

۱
امام حسين عليه السلامـ در امر به معروف و نهى از منكرـ: اى مردم! از آنچه خدا دوستانش را بدان پند داده پند گيريد؛ همچون بدگويى او از كاهنانِ يهود. آنجا كه مى فرمايد: «چرا علماى ربّانى و دانشمندانشان آنان را از گفتار گناه آلودشان نهى نمى كنند؟» و مى فرمايد: «كافران بنى اسرائيل لعنت شدند ـ تا آنجا كه فرمايد ـ چه بد بود آنچه كردند» و خداوند ايشان را نكوهيد؛ زيرا از ستمكارانى كه در ميانشان بودند، زشت و فساد بسيار ديدند، ولى به طمع بهره اى كه از آن ستمگران مى بردند و از بيم آنكه بى نصيب بمانند، ايشان را نهى نمى كردند؛ در حالى كه خدا مى فرمايد: «و از مردم نترسيد و از من پروا كنيد» و نيز مى فرمايد: «مردان و زنان مؤمن دوستان يكديگرند. امر به معروف و نهى از منكر مى كنند» . خدا از آن رو امر به معروف و نهى از منكر را نخستين فريضه خود قرار داد كه مى دانست چون اين فريضه ادا گردد و برپا داشته شود، تمام فريضه هاى ديگر، از آسان و دشوار، برپا ايستند و اين از آن روست كه امر به معروف و نهى از منكر دعوت به اسلام است؛ همراه با ردّ مظالم و مخالفت با ستمكار و تقسيم درآمد عمومى و غنيمتهاى جنگى و گرفتن زكات (و صدقات) از جاى خود و مصرف آن در جاى خود. سپس شما اى گروه به هم پيوسته! گروهى نامور به دانش و نامدار به نكويى و معروف به خيرخواهى. به لطف خدا در دل مردم شكوهمند هستيد. بزرگ از شما پروا كند و ناتوان گراميتان دارد و آن كس كه بر او برترى نداريد و احسانى به او نكرده ايد، شما را بر خويش مقدم مى دارد. هرگاه نيازمندان از رسيدن به نياز خود محروم مانند، شما را شفيع كنند و شما به شكوهى چون شوكتِ شهرياران و بزرگوارىِ بزرگان در راه گام برمى داريد. آيا اين همه از آن رو نيست كه شما به جايگاهى رسيده ايد كه مردم از شما اميد دارند، تا به حقّ خدا قيام كنيد؟ اگرچه از قيام به بيشتر حقوق الهى كوتاهى كرديد، پس حقّ امامان را خوار شمرده ايد و حقّ ناتوانان را تباه ساخته، ولى آنچه را حقّ خود مى پنداريد خواسته و بدان دست يافته ايد. نه مالى بذل كرديد و نه جانى را در راهِ جان آفرين به خطر افكنديد و نه براى خدا با گروهى در افتاديد. شما از خدا آرزوى بهشت و همجوارىِ پيامبران و امان از كيفرش را داريد. اى كسانى كه چنين آرزويى از خداوند داريد! من بر شما از آن مى ترسم كه انتقامى از انتقامهاى خدايى بر شما فرود آيد؛ زيرا شما از كرم الهى به اين جايگاه برتر دست يافتيد، ولى مردان الهى را بزرگ نمى داريد. از شكسته شدن برخى از پيمانهاى پدرانتان هراسان مى شويد، ولى با اينكه مى بينيد پيمانهاى الهى شكسته شده هراسان نمى گرديد؛ حال آنكه عهد (و ولايتِ) پيامبر صلى الله عليه و آلهخوار شمرده شده است و نابينايان و گنگها و زمينگيران در همه شهرهاى (جهان اسلام) درمانده اند و بر آنها ترحّمى نمى شود. شما به اندازه منزلتى كه از آن برخورداريد، كارى نمى كنيد و نه بدان كس كه [در اين جهت]كار مى كند مددى مى رسانيد و با چرب زبانى و سازش با ستمگران خود را آسوده مى سازيد. همه اينها از آن چيزهاست كه خداوند شما را به جلوگيرى (فردى) و هميارىِ با ديگران در جلوگيرى از آنها فرمان داده و شما غافليد. مصيبت شما از همه مردم بزرگتر است اگر نيك دانستيد، و اين بدان جهت است كه در نگهدارى جايگاه دانشمندان كوتاهى كرديد؛ زيرا گردش امور و جريان احكام به دست دانشمندان به خداوند است كه بر حلال و حرامش امين اند و اين جايگاه از شما گرفته شده است و اين سلبِ منزلت جز به سبب پراكندگى از حقّ واختلافتان در سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله پس از دليلى روشن نيست. اگر بر آزار شكيبايى مى كرديد و در راه خدا تحمّل به خرج مى داديد، امور خدا بر شما وارد و از شما صادر مى شد و به شما بازمى گشت؛ ولى شما خود ستمكاران را در جايگاه خويش جاى داديد و زمام امور (حكومت) خدايى را به دستِ آنان سپرديد، تا به شبهه كار كنند و به راهِ شهوتها روند. گريز شما از مرگ و خوش آمدنتان از زندگى، كه به هر حال از شما جدا مى شود، آنان را بر اين مقام مسلّط كرد. شما ناتوانان را به چنگال آنها سپرديد كه برخى را بنده و مقهور كنند و پاره اى را درمانده از تأمين معيشت و مغلوب سازند. مملكت را با خودكامگى زير و زبر كنند و به پيروى از تبهكاران و جسارت بر خداىِ جبّار، رسوايىِ هوسرانيهايشان را به دل خويش هموار دارند. به هر شهرى سخنرانى زبانباز بر منبر دارند و تمام سرزمين اسلام، بى دفاع زير پايشان افتاده، و دستشان در همه جاى آن باز است و مردم بَردِه وار در اختيار آنان اند، و دست درازى آنان را نمى توانند از خود دور كنند. برخى زورگو و لجوج، بر ناتوان بسختى حمله مى برند، و پاره اى فرمانروايى هستند كه آورنده وبازگرداننده اى [وخدا وقيامتى]نمى شناسند. شگفتا! و چرا در شگفت نباشم كه زمين از آنِ ستمگرى دغل پيشه و باجگيرى ستمگر و كارگزارى است كه بر مؤمنان رحم نياورد، پس خدا در كشاكشى كه ما داريم، حاكم و به حكم خود در مشاجره اى كه ميان ماست داوَر باد. خدايا! تو خود مى دانى آنچه از ما برآمده از سرِ رقابتِ در سلطنت و طلب كالاى پستِ دنيا نبوده است؛ بلكه از آن روست كه پرچم دين تو را برافراشته بينيم و اصلاح را در كشورت آشكار كنيم و بندگان ستمديده ات در امان باشند و به واجبات و سنّتها و احكامت عمل شود. پس اگر شما ما را يارى نكنيد وبه ما حقّ ندهيد، ستمگران همچنان بر شما قدرت خواهند داشت و به خاموش كردن نور پيامبرتان مى پردازند. خداوند ما را بس كه بر او توكّل مى كنيم و به او روى مى آوريم و بازگشتْ هم به سوى اوست.