حدیث دربارهمايه درستى رأى

أبُو الأَسوَد:إنَّ رَجُلاً سَأَلَ أميرَالمُؤمِنينَ عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ عليه السلام عَن سُؤالٍ، فَبادَرَ فَدَخَلَ مَنزِلَهُ ثُمَّ خَرَجَ فَقالَ: أينَ السّائِلُ؟ فَقالَ الرَّجُلُ: ها أنَا ذا يا أميرَ المُؤمِنينَ. قالَ: ما مَسأَلَتُكَ؟ قالَ: كَيتَ وكَيتَ، فَأَجابَهُ عَن سُؤالِهِ. فَقيلَ: يا أميرَ المُؤمِنينَ، كُنّا عَهِدناكَ إذا سُئِلتَ عَنِ المَسأَلَةِ كُنتَ فيها كَالسِّكَّةِ المُحماةِ جَوابًا، فَما بالُكَ أبطَأتَ اليَومَ عَن جَوابِ هذَا الرَّجُلِ حَتّى دَخَلتَ الحُجرَةَ ثُمَّ خَرَجتَ فَأَجَبتَهُ؟ فَقالَ: كُنتُ حاقِنًا، ولا رَأيَ لِثَلاثَةٍ: لِحاقِنٍ، ولا حازِقٍ ۱ [ولا حاقِبٍ©?«] ۲.
ابوالاسود:مردى از اميرمؤمنان على بن ابى طالب عليه السلاممسأله اى پرسيد. حضرت ابتدا داخل منزلش شد و سپس خارج شد و فرمود: پرسشگر كجاست؟ مرد گفت: اى اميرمؤمنان! من اينجا هستم. حضرت فرمود: پرسش تو چيست؟ گفت: فلان و فلان، پس حضرت به پرسش وى پاسخ داد. آن گاه گفته شد: اى اميرمؤمنان! ما ديده بوديم هرگاه از تو پرسشى مى شود، مانند سكّه داغ تند و زود پاسخ را كف دست پرسشگر مى گذاشتى، امّا امروز چه شد كه در پاسخ اين مرد درنگ كردى، تا آنجا كه داخل خانه شدى و پس از بيرون آمدن پاسخش را دادى؟ حضرت فرمود: از بول در تنگنا بودم و سه كس را رأى نباشد: آنكه از بول و غايط و يا كفشش در تنگنا باشد.
۱.الحاقن: هو الذي حُبس بولُه، كالحاقب للغائط. الحازق: الذي ضاق عليه خُفُّه فخرق رجله: أي عصرها و ضغطها (النهاية: 1 / 416 و 378).
۲.أمالي الطوسي: 514 / 1125؛ جامع بيان العلم: 2 / 113 عن الحارث الأعور وفي ذيله «ولا رأي لحاقن».

احادیث دیگر این موضوع

۴