خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
علم و حکمت ج ۲
موضوعات
فروتنى براى شاگرد
1311. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: …
حدیث درباره
فروتنى براى شاگرد
علم و حکمت ج ۲، ص ۴۷۵، ح ۱۳۱۱
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
فروتنى براى شاگرد
ابنُ عَبّاس:
إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله قالَ: عَلِّموا ويَسِّروا ولا تُعَسِّروا
۱
.
ابن عباس:
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: ياد دهيد و آسان گيريد و سخت مگيريد.
۱.
مسند ابن حنبل: 1 / 515 / 2136، الأدب المفرد: 83 / 245، جامع بيان العلم: 1 / 125 وفي آخره «ثلاثا».
کلیدواژهها
آموزش
آداب آموزش
فروتنی برای شاگرد
احادیث دیگر این موضوع
۸
حضرت عيسى عليه السلامبراى حواريون خود خوراكى آماده ساخت و چون خوردند، حضرت خود [دستان] ايشان را شُست، آنان گفتند: اى روح خدا! ما از شما سزاوارتريم كه آن را انجام دهيم. فرمود: من اين كار را كردم تا شما هم براى كسانى كه به آنها مى آموزيد انجام دهيد.
امام على عليه السلام:هركس براى شاگردان فروتنى كند و در برابر دانشمندان خوارى نشان دهد، دانشش رواج يابد.
امام صادق عليه السلام:دانش را بطلبيد و آن را با بردبارى و وقار زينت دهيد و براى آن كس كه به او دانش مى آموزيد، فروتنى نماييد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:با كسى كه به او مى آموزيد و نيز كسى كه از او فرا مى گيريد، نرمى كنيد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بياموزيد و آسان گيريد. بياموزيد و آسان گيريد ـ تا سه بار ـ و دوبار فرمود: هنگامى كه به خشم مى آيى، خاموشى گزين.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند مرا سخت گير و آزاردهنده برنينگيخت؛ بلكه مرا آموزگارى آسان گير برانگيخت.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ياد دهيد و سخت نگيريد كه ياددهنده از سخت گيرنده بهتر است.
معاوية بن حكم سلمى: هنگامى كه با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نماز مى خواندم، ناگهان مردى از ميان نمازگزاران عطسه كرد. گفتم: خداوند تو را رحمت كند. همه آنان با نگاهشان مرا نشانه گرفتند ومن گفتم: مادرم به عزايم بنشيند، شما را چه شده است كه به من چشم دوخته ايد، پس شروع به زدن دستهايشان بر روى رانهايشان كردند و چون ديدم كه مرا به خاموشى مى خوانند، ساكت شدم. هنگامى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ پدر و مادرم فدايش باد كه نه پيش از او و نه پس از او آموزگارى را نيكوتر از وى در ياد دادن نديدممعاوية بن حكم سلمى: هنگامى كه با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نماز مى خواندم، ناگهان مردى از ميان نمازگزاران عطسه كرد. گفتم: خداوند تو را رحمت كند. همه آنان با نگاهشان مرا نشانه گرفتند ومن گفتم: مادرم به عزايم بنشيند، شما را چه شده است كه به من چشم دوخته ايد، پس شروع به زدن دستهايشان بر روى رانهايشان كردند و چون ديدم كه مرا به خاموشى مى خوانند، ساكت شدم. هنگامى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ نمازش را به پايان برد. به خدا سوگند نه به من چشم زهر رفت و نه مرا كتك زد و نه به من دشنام داد و [فقط]فرمود: در اين نماز هيچ سخنى از سخنان آدميان سزاوار نيست، آن تنها تسبيح و تكبير و قرآن خواندن است.
حدیث 1310
موضوع
حدیث 1312