حدیث دربارهفرود آمدن فرشتگان

المعجم الصغير عن ابن عبّاس:مَرَّ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله بِعَبدِ اللّهِ بنِ رَواحَةَ الأَنصارِيِّ وهُوَ يُذَكِّرُ أصحابَهُ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أما إنَّكُمُ المَلَأُ الَّذينَ أمَرَنِي اللّهُ أن أصبِرَ نَفسي مَعَكُم، ثُمَّ تَلا هذِهِ الآيَةَ: «وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَوةِ وَ الْعَشِىِّ» إلى قَولِهِ: «وَ كَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا» ۱، أما إنَّهُ ما جَلَسَ عِدَّتُكُم إلّا جَلَسَ مَعَهُم عِدَّتُهم مِنَ المَلائِكَةِ، إن سَبَّحُوا اللّهَ سَبَّحوهُ، وإن حَمِدُوا اللّهَ حَمِدوهُ، وإن كَبَّرُوا اللّهَ كَبَّروهُ، ثُمَّ يَصعَدونَ إلَى الرَّبِّ وهُوَ أعلَمُ مِنهُم، فَيَقولونَ: يا رَبَّنا، عِبادُكَ سَبَّحوكَ فَسَبَّحنا، وكَبَّروكَ فَكَبَّرنا، وحَمِدوكَ فَحَمِدنا. فَيَقولُ رَبُّنا: يا مَلائِكَتي، اُشهِدُكُم أنّي قَد غَفَرتُ لَهُم. فَيَقولونَ: فيهِم فُلانٌ وفُلانٌ الخَطّاءُ! فَيَقولُ: هُمُ القَومُ لا يَشقى بِهِم جَليسُهُم. ۲
المعجم الصغيرـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله بر عبد اللّه بن رواحه انصارى گذشت كه يارانش را پند مى داد. پيامبر خدا فرمود: «هان! شما، همان گروهى هستيد كه خداوند به من فرمود تا خودم را با شما بدارم». سپس اين آيه را خواند: « «و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى خوانند» تا: «و [اساس]كارش بر زياده روى است» ». [و افزود:] «هان! هر تعداد از شما گِرد هم بنشينند، به همان شمار، از فرشتگان با آنان مى نشينند. اگر آنان خدا را تسبيح گويند، آن فرشتگان نيز او را تسبيح مى گويند، و اگر خدا را سپاس گويند، آن فرشتگان نيز او را سپاس مى گويند، و اگر خدا را به بزرگى ياد كنند، آنان نيز او را به بزرگى ياد مى كنند. سپس به درگاه پروردگارشان مى روند و به او ـ كه البته از آنان بهتر مى داند ـ، مى گويند: اى پروردگار ما! بندگانت، تو را تسبيح گفتند و ما نيز [هم صدا با آنان] تو را تسبيح گفتيم. آنان، تو را به بزرگى ياد كردند و ما نيز به بزرگى ياد كرديم. آنان، تو را سپاس گفتند و ما نيز سپاس گفتيم. پس پروردگار ما مى گويد: اى فرشتگان من! گواه باشيد كه آنان را آمرزيدم. فرشتگان مى گويند: فلان و بهمان گنه كار هم در ميان ايشان بود! خداوند مى فرمايد: آنان، جماعتى هستند كه به بركت ايشان، همنشينشان محروم نمى شود».
۱.الكهف: 28.
۲.المعجم الصغير: ج 2 ص 109، حلية الأولياء: ج 5 ص 117 عن عمر بن ذرّ عن أبيه، الدرّ المنثور: ج 5 ص 381 نقلاً عن ابن مردويه.

احادیث دیگر این موضوع

۴
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، فرشتگانى دارد كه در گذرگاه ها در جستجوى اهل ذكر مى گردند و هر گاه گروهى را بينند كه ذكر خدا مى گويند، صدا مى زنند كه: بياييد حاجتتان را بگيريد، و با بال هاى خود، آنان را تا آسمانِ زيرين درميان مى گيرند. پروردگارشان ـ با آن كه خود از فرشتگان بهتر مى داند ـ از آنان مى پرسد: «بندگانم چه مى گويند؟». فرشتگان مى گويند: تو را به پاكى و بزرگى مى ستايند و سپاسَت مى گويند و تمجيدت مى كنند. خداوند مى فرمايد: «آيا مرا ديده اند؟». فرشتگان مى گويند: به خدا سوگند كه تو را نديده اند! خداوند مى فرمايد: «اگر مرا ديده بودند، چه مى كردند؟». فرشتگان مى گويند: اگر تو را ديده بودند، بيشتر بندگى ات مى كردند و بزرگت مى داشتند و تسبيحت مى گفتند. خداوند مى فرمايد: «از من چه مى خواهند؟». [فرشتگان گويند:] از تو بهشت مى خواهند. خداوند مى فرمايد: «آيا آن را ديده اند؟». فرشتگان مى گويند: نه، به خدا سوگند ـ اى پروردگار ـ، آن را نديده اند. خداوند مى فرمايد: «پس اگر آن را ديده بودند، چه مى كردند؟». فرشتگان مى گويند: اگر آن را ديده بودند، به آن، آزمندتر و طالب تر و راغب تر مى بودند. خداوند مى فرمايد: «از چه پناه مى برند؟». فرشتگان مى گويند: از آتشِ دوزخ. خداوند مى فرمايد: «آيا آن را ديده اند؟». فرشتگان مى گويند: نه به خدا سوگند ـ اى پروردگار ـ، آن را نديده اند. خداوند مى فرمايد: «پس اگر آن را ديده بودند، چه مى كردند؟». فرشتگان مى گويند: اگر آن را ديده بودند، از آن گريزان تر و بيمناك تر مى بودند. خداوند مى فرمايد: «پس، گواه باشيد كه آنان را آمرزيدم». فرشته اى از فرشتگان مى گويد: در ميان ايشان، فلانى است كه از آنان نيست؛ بلكه براى حاجتى آمده است. خداوند مى فرمايد: «آنان، همنشين اند و به بركت آنان، همنشينشان، محروم نمى شوند».