حدیث دربارهمردانِ ياد خدا

حلية الأولياء عن عقبة بن عامر:كُنّا نَتَناوَبُ الرِّعيَةَ، فَلَمّا كانَ نَوبَتي سَرَحتُ ۱ إبِلي فَجِئتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُوَ يَخطُبُ، فَسَمِعتُهُ يَقولُ: يُجمَعُ النّاسُ في صَعيدٍ واحِدٍ، يَنفُذُهُمُ ۲ البَصَرُ ويُسمِعُهُمُ الدّاعي، ثُمَّ ينادي مُنادٍ: سَيَعلَمُ أهلُ الجَمعِ لِمَنِ العِزُّ وَالكَرَمُ ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ. ثُمَّ يَقولُ: أينَ الَّذينَ كانَت «تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَ طَمَعًا» ۳ الآيَةَ. ثُمَّ يُنادي: سَيَعلَمُ أهلُ الجَمعِ لِمَنِ العِزُّ وَالكَرَمُ. ثُمَّ يَقولُ: أينَ الَّذينَ كانَت «لَا تُلْهِيهِمْ تِجَـرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ. ثُمَّ يَقولُ: أينَ الحَمّادونَ الَّذينَ كانوا يَحمَدون اللّهَ؟ ۴
حلية الأولياءـ به نقل از عقبة بن عامر ـ: ما به نوبت، شبانى مى كرديم و چون نوبت من شد، شترانم را در چراگاه رها ساختم و نزد پيامبر خدا كه خطبه مى خواند، آمدم. شنيدم كه مى فرمايد: «[در روز رستاخيز،]مردم در بيابانى چنان هموار، گرد مى آيند كه چشم، همه آنها را مى بيند و صداى جارزننده، به همه آنها مى رسد. سپس جارزننده اى سه بار جار مى زند كه: به زودى، اهل محشر خواهند دانست كه عزّت و بزرگوارى، از آنِ كيست!. سپس مى گويد: كجايند آنان كه «پهلوهايشان را از بسترهايشان جدا مى كنند و با بيم و اميد، پروردگارشان را مى خوانند و از آنچه روزى شان داده ايم، انفاق مى كنند» ؟. آن گاه بانگ مى زند كه: به زودى، اهل محشر خواهند دانست كه عزّت و بزرگوارى، از آنِ كيست!. سپس سه بار مى گويد: كجايند آنان كه «نه تجارت و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا باز نمى دارد؟» . آن گاه مى گويد: كجايند ستايندگانى كه خدا را مى ستودند؟».
۱.سَرَحتُ الماشيَةَ: أخرجتها بالغَداةِ إلى المرعى (لسان العرب: ج 2 ص 478 «سرح»).
۲.يُقال: نَفَذَ فيّ بَصَرُه: إذا بَلَغَني و جاوزَني (النهاية: ج 5 ص 91 «نفذ»).
۳.السجدة: 16.
۴.حلية الأولياء: ج 2 ص 9، مسند إسحاق بن راهويه: ج 5 ص 180 ح 2305، المنتخب من مسند عبد بن حميد: ص 457 ح 1581 كلاهما عن أسماء بنت يزيد نحوه، كنز العمّال: ج 15 ص 852 ح 43391 و 43392.

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام على عليه السلامـ از سخن ايشان در هنگام تلاوت اين آيه: «و در آنها، هر بامداد و شامگاه، مردانى نيايش مى كنند كه نه تجارتى و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا باز نمى دارد» » ـ: خداوندِ پاك و والا، ياد [خود] را جلا دهنده دل ها قرار داد، به طورى كه به سبب آن، دل هاى ناشنوا، شنوا، و دل هاى نابينا، بينا، و دل هاى سركش، رام مى شوند. خداوند ـ كه نعمت هايش گران سنگ است ـ، در هر برهه اى و در هر دوره اى، همواره بندگانى داشته كه با آنان، در ژرفاى انديشه شان نجوا كرده، و در اندرون خِردهايشان، با ايشان سخن گفته است و در نتيجه، نور بيدارى، در چشم و گوش و دل هاى آنان، فروزان گشته بوده است. [آنان]روزهاى خدا را [به مردم]يادآور مى شدند و از مقام او مى ترسانيدند، چونان راه نمايان در بيابان ها كه هر كس راه راست را در پيش مى گرفت، راهش را مى ستودند و نويد رهايى و نجاتش مى دادند، و هر كه را به راست و چپ مى رفت، راهش را مى نكوهيدند و از نابودى بر حذرش مى داشتند. آرى. اين چنين، چراغ هايى در آن تاريكى ها و راه نمايانى در آن شبهات بودند. ياد خدا، اهلى دارد كه آن را به جاى اين دنيا گرفته اند و از اين رو، نه تجارتى و نه خريد و فروشى، آنان را از ياد خدا باز نمى دارد. [آنان] روزهاى زندگى را با ياد خدا مى گذرانند و عوامل باز دارنده از حرام هاى خدا را در گوش بى خبران، فرياد مى زنند و به دادگرى فرمان مى دهند و خود به اين فرمان، عمل مى كنند، و از زشتى ها باز مى دارند و خود، از آنها باز مى ايستند. پس، با آن كه در دنيا به سر مى برند، گويا دنيا را در نورديده و به آخرت رسيده اند و فراسوى دنيا را مشاهده كرده اند، و گويا بر احوال نهان برزخيان ـ كه روزگار درازى است در آن به سر مى برند ـ، پى برده اند، و [گويا] قيامت، وعده هاى خويش را براى ايشان، تحقّق بخشيده است. پس، پرده آن را براى اهل دنيا كنار زده اند، تا جايى كه گويا چيزهايى را مى بينند كه مردم نمى بينند و چيزهايى را مى شنوند كه مردم نمى شنوند. اگر آنان را در ذهن خود، مجسّم نمايى ـ كه با وجود آن مقام هاى پسنديده و جايگاه هاى شكوهمندشان، كارنامه هاى خويش را گشوده اند و به حساب اعمال خود، رسيدگى مى كنند، از هر عمل خُرد و كلانى كه مى بايست انجام مى دادند و نداده اند، يا از انجام دادن آنها نهى شده اند، ولى آنها را به جا آورده اند، و بارِ گناهان خويش بر پشت مى كشند و از حمل آنها ناتوان اند، و هِق هِق كنان، مى گريند و زارزنان، هم نوايى مى كنند و از سر پشيمانى و اعتراف [به گناهان]، به درگاه پروردگارشان فرياد كمك خواهى سر مى دهند ـ، آنان را نشانه هاى راهيابى و چراغ هاى تاريكى ها خواهى يافت كه فرشتگان، آنان را در ميان گرفته اند و آرامش بر ايشان فرود آمده است و درهاى آسمان، به رويشان گشوده شده و كرسى هاى كرامت ها ـ در جايى كه خداوند از آن جا بر ايشان اشراف دارد ـ، آماده شده است و [خداوند] از تلاش آنان خرسند است و مقام ايشان را ستوده است. [آنان] با نيايش به درگاهش نسيم عفو و بخشش را استشمام مى كنند، گروگانِ نيازمندى به فضل اويند، و در برابر عظمتش اسيرانى ذليل اند. درازىِ اندوه، دل هايشان را ريش ساخته و گريه هاى طولانى، چشمانشان را خسته كرده است. به هر درى به درگاه خداوند، دست نياز و زارى مى كوبند و از او كه عرصه هاى فراخِ بخشايشش، تنگى ندارد و هيچ خواهنده اى از درگاهش نوميد باز نمى گردد، درخواست مى كنند. پس، تو خود به حساب خويش رسيدگى كن، كه ديگران، خود حسابرسى دارند.