رعايت اولويت ها

6 حدیث
ابنُ عَبّاس:جاءَ أعرابِيٌّ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، عَلِّمني مِن غَرائِبِ العِلمِ، قالَ: ما صَنَعتَ في رَأسِ العِلمِ حَتّى تَسأَلَ عَن غَرائِبِهِ؟! قالَ الرَّجُلُ: ما رَأسُ العِلمِ يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: مَعرِفَةُ اللّهِ حَقَّ مَعرِفَتِهِ، قالَ الأَعرابِيُّ: وما مَعرِفَةُ اللّهِ حَقَّ مَعرِفَتِهِ؟ قالَ: تَعرِفُهُ بِلا مِثلٍ ولا شِبهٍ ولا نِدٍّ، وأنَّهُ واحِدٌ أحَدٌ ظاهِرٌ باطِنٌ أوَّلٌ آخِرٌ، لا كُفوَ لَهُ ولا نَظيرَ، فَذلِكَ حَقُّ مَعرِفَتِهِ ۱.
ابن عباس:باديه نشينى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله! از شگفتيهاى دانش به من بياموز. حضرت فرمود: با اساس دانش چه كرده اى كه از شگفتيهايش مى پرسى؟ مرد گفت: اى رسول خدا صلى الله عليه و آله! اساس دانش چيست؟ فرمود: شناخت خدا آنچنان كه بايد. باديه نشين گفت: شناخت خدا آنچنان كه حقِّ شناخت اوست، چگونه است؟ فرمود: او را بى مانند و شبيه و همتا بدانى و اينكه يكتا، يگانه، پيدا، نهان، نخست و پايان است. نه همتايى دارد و نه همانندى، پس اين حقِّ شناخت اوست.
۱.التوحيد: 284/5.
عَبدُ اللّهِ بنُ مِسوَرٍ الهاشِمِيّ:جاءَ رَجُلٌ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وقالَ: جِئتُكَ لِتُعَلِّمَني مِن غَرائِبِ العِلمِ. قالَ: ما صَنَعتَ في رَأسِ العِلمِ؟ قالَ: وما رَأسُ العِلمِ؟ قالَ: هَل عَرَفتَ الرَّبَّ عز و جل؟ قالَ: نَعَم. قالَ: فَماذا فَعَلتَ في حَقِّهِ؟ قالَ: ما شاءَ اللّهُ. قالَ: وهَل عَرَفتَ المَوتَ؟ قالَ: نَعَم. قالَ: فَماذا أعدَدتَ لَهُ؟ قالَ: ما شاءَ اللّهُ. قالَ: اِذهَب فَاحكُم بِها هُناكَ، ثُمَّ تَعالَ حَتّى اُعَلِّمَكَ مِن غَرائِبِ العِلمِ. فَلَمّا جاءَهُ بَعدَ سِنينَ. قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: ضَع يَدَكَ عَلى قَلبِكَ، فَما لا تَرضى لِنَفسِكَ لا تَرضاهُ لِأَخيكَ المُسلِمِ، وما رَضيتَهُ لِنَفسِكَ فَارضَهُ لِأَخيكَ المُسلِمِ، وهُوَ مِن غَرائِبِ العِلم
عبداللّه بن مسور هاشمى:مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: نزد تو آمده ام تا مرا از شگفتيهاى دانش بياموزى. حضرت فرمود: با اساس دانش چه كرده اى؟ گفت: اساس دانش چيست؟ فرمود: آيا پروردگار عز و جل را شناخته اى؟ گفت: بلى. فرمود: در حقّ او چه كرده اى؟ گفت: آنچه خدا خواسته است. فرمود: آيا مرگ را شناخته اى؟ گفت: بلى. فرمود: چه چيز برايش آماده ساخته اى؟ گفت: آنچه خدا خواسته است. فرمود: برو و اينها را محكم كن. سپس بيا تا تو را از شگفتيهاى دانش بياموزم. هنگامى كه آن مرد پس از ساليانى باز آمد، پيامبر فرمود: دستت را به دلت بگذار، پس آنچه را بر خود روا نمى دارى بر برادر مسلمانت نيز روا مدار و آنچه را براى خود روا مى دارى، براى برادر مسلمانت نيز روا دار و اين از شگفتيهاى دانش است.
۱.تنبيه الغافلين: 36 / 20، وراجع حلية الأولياء: 1 / 24؛ روضة الواعظين: 537.
الإمام عليّ عليه السلام:سَل عَمّا لابُدَّ لَكَ مِن عِلمِهِ ولا تُعذَرُ في جَهلِهِ ۱.
امام على عليه السلام:از آنچه كه ناچارى بدان و عذرى در ندانستن آن ندارى، بپرس.
۱.غرر الحكم: 5595، وراجع منية المريد: 258.
عنه عليه السلامـ فيما نُسِبَ إلَيهِـ: العُمُرُ أقصَرُ مِن أن تَعَلَّمَ كُلَّ ما يَحسُنُ بِكَ عِلمُهُ، فَتَعَلَّمِ الأَهَمَّ فَالأَهَم ۱.
امام على عليه السلامـ در كلمات منسوب به ايشانـ: عمر كوتاهتر از آن است كه همه آنچه كه دانشش زيبنده توست، فراگيرى، پس به ترتيب اهميّت بياموز.
۱.شرح نهج البلاغة: 20 / 262 / 60.
عنه عليه السلامـ مِن وَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ الحَسَنِ عليه السلامـ:. وأن أبتَدِئَكَ بِتَعليمِ كِتابِ اللّهِ عز و جلوتَأويلِهِ، وشَرائِعِ الإِسلامِ وأحكامِهِ، وحَلالِهِ وحَرامِهِ، لا اُجاوِزُ ذلِكَ بِكَ إلى غَيرِهِ ۱.
امام على عليه السلام:در سفارش به پسرش امام حسن عليه السلام ـ:. در آموزش تو، به ياددادن كتاب خداى عز و جل و تأويل آن و دستورهاى اسلام و احكام آن و حلال و حرامش، آغاز مى كنم و براى تو آن را فروگذار نكرده تا به چيز ديگرى پردازم.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 31، تحف العقول: 71، وراجع منية المريد: 232.
الإمام الباقر عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ الجامِعِـ: واشغَل قَلبيِ بِحِفظِ ما لا تَقبَلُ مِنّي جَهلَهُ ۱.
امام باقر عليه السلام:ـ در دعاى جامعـ: دلم را به نگاهدارى آنچه ندانستنش را از من نمى پذيرى، مشغول بدار.
۱.الكافي: 2 / 587 / 26، التهذيب: 3 / 76 / 234 كلاهما عن أبي حمزة، إقبال الأعمال: 1 / 107 عن الإمام الصادق عليه السلام، مُهج الدعوات: 216.