حدیث دربارههشدار از ترك آموختن
عنه عليه السلامـ لِكُمَيلِ بنِ زِيادـ: يا كُمَيلُ، إنَّ هذِهِ القُلوبَ أوعِيَةٌ، فَخَيرُها أوعاها لِلخَيرِ. والنّاسُ ثَلاثَةٌ: فَعالِمٌ رَبّانِيٌّ، ومُتَعَلِّمٌ عَلى سَبيلِ نَجاةٍ، وهَمَجٌ رَعاعٌ أتباعُ كُلِّ ناعِقٍ، لَم يَستَضيؤوا بِنورِ العِلمِ ولَم يَلجَؤوا إلى رُكنٍ وَثيقٍ. إنَّ ها هُنا لَعِلمًا ـ وأشارَ بِيَدِهِ إلى صَدرِهِ ـ لَو أصَبتُ لَهُ حَمَلَةً! لَقَد أصَبتُ لَقِنًا ۱ غَيرَ مَأمونٍ يَستَعمِلُ الدّينَ لِلدُّنيا، ويَستَظهِرُ بِحُجَجِ اللّهِ عَلى كِتابِهِ، وبِنِعَمِهِ عَلى مَعاصيهِ، اُفٍّ لِحامِلِ حَقٍّ لا يُصَيِّرُهُ لَهُ، يَنقَدِحُ الشَّكُّ في قَلبِهِ بِأَوَّلِ عارِضٍ مِن شُبهَةٍ، لا يَدري أينَ الحَقُّ، إن قالَ أخطَأَ، وإن أخطَأَ لَم يَدرِ، مَشغوفٌ بِما لا يَدري حَقيقَتَهُ، فَهُوَ فِتنَةٌ لِمَنِ افتُتِنَ بِهِ، وإنَّ مِنَ الخَيرِ كُلِّهِ مَن عَرَّفَهُ اللّهُ دينَهُ، وكَفى بِالمَرءِ جَهلاً أن لا يَعرِفَ دينَهُ. ۲
امام على عليه السلام:خطاب به كميل بن زياد ـ: اى كميل! اين دلها همچون ظرف اند كه بهترين آنها پرگنجايشترين آنها نسبت به خير و نيكى است و مردم سه گونه اند: دانشمند ربّانى، دانشجوى راه نجات و بى سروپايان پستى كه به دنبال هر بانگى روان باشند. از نور دانش پرتوى بر نگرفته و به ستون استوارى پناه نبرده اند. در اينجا ـ اشاره حضرت با دست به سينه اش ـ دانشى [فراوان]نهفته است. كاش براى آن حاملانى مى يافتم. به حاملانى تيزهوش ولى غيرقابل اعتماد برخورده ام كه دين را ابزار دنيا مى كنند و از حجّتهاى خدا بر ضدّ كتابش و از نعمتهاى او بر معصيتها يارى مى جويند. واى بر حامل حقّى كه به سوى حقّ نگرايد و با نخستين شبهه، شكّ در دلش زبانه كشد و نداند كه حقّ كجاست. چون سخن گويد خطا كند و اگر خطا رود نفهمد. دلباخته چيزى است كه حقيقتش را نمى داند. پس براى كسى كه مفتونش گردد، فتنه است. همه خير در اين است كه خداوند دينش را به كسى بشناساند و در نادانى انسان همين بس كه دينش را نشناسد.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلآنچه شایسته جاهل است +3 مورد دیگر