حدیث دربارهحقوق كارگر

مَرَّ شَيخٌ مَكفُوفٌ كَبيرٌ يَسألُ. فَقالَ أميرُالمُؤمِنينَ:ما هذا؟ فقالُوا: يا أميرَالمُؤمِنينَ! نَصرانيٌّ. فَقالَ: استَعمَلتُمُوهُ حَتّى إذا كَبُرَ و عَجَزَ مَنَعتُمُوهُ، أنفِقُوا عَلَيهِ مِن بَيتِ المالِ؛ ۱
مَرَّ شَيخٌ مَكفُوفٌ كَبيرٌ يَسألُ. فَقالَ أميرُالمُؤمِنينَ:پير مرد فرتوت و نابينايى، در حال گدايى، بر اميرمؤمنان گذشت. امام فرمود: «اين مرد كيست و چرا گدايى مى كند؟» جواب گفتند: «نصرانى است». امام فرمود: «تا آن زمان كه قدرت كار كردن داشت از او كار كشيديد و اينك كه پير شده و قدرت كار كردن ندارد، از تأمين روزى وى دريغ مى ورزيد؟ از بيت المال زندگى او را تأمين كنيد».
۱.وسائل الشيعه، ج15، ص66.

احادیث دیگر این موضوع

۵