مرگ در تعقيب انسان است

10 حدیث
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:مَثَلُ الّذي يَفِرُّ من المَوتِ كالثَّعلَبِ تَطلُبُهُ الأرضُ بدَينٍ، فجَعَلَ يَسعى حتّى إذا أعيا و انبَهَرَ دَخَلَ جُحرَهُ، فقالَت لَهُ الأرضُ عندَ سَبَلَتِهِ: دَيني دَيني يا ثَعلبُ! فخَرَجَ لَهُ حُصاصُ، فلَم يَزَلْ كذلكَ حتّى انقَطعَت عُنُقُهُ فماتَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت كسى كه از مرگ مى گريزد، حكايت روباهى است كه زمين از او طلبكار است و آن روباه از او مى گريزد چندان كه خسته مى شود و از نفس مى افتد و به لانه خود مى رود و زمين در بيخ سبيل [گوش]او مرتب مى گويد: اى روباه! طلبم را بده، طلبم را بده! و در اين هنگام با عجله از لانه خود خارج مى شود و شروع به دويدن مى كند تا آنكه گردنش قطع مى شود و مى ميرد.
۱.كنز العمّال: 42145.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ مِن وَصاياهُ لابنِهِ الحسنِ عليه السلام ـ: اعلَمْ يا بُنَيَّ أنَّكَ إنّما خُلِقتَ للآخِرَةِ لا للدُّنيا، و للفَناءِ لا للبَقاءِ، و للمَوتِ لا للحَياةِ، و أنَّكَ في قُلعَةٍ و دارِ بُلغَةٍ و طَريقٍ إلَى الآخِرَةِ، و أنّكَ طَريدُ المَوتِ الّذي لا يَنجو مِنهُ هارِبُهُ، و لا يَفوتُهُ طالِبُهُ، و لا بُدَّ أنّهُ مُدرِكُهُ، فكُن مِنهُ على حَذَرٍ أن يُدرِكَكَ و أنتَ على حالٍ سَيِّئةٍ، قد كنتَ تُحَدِّثُ نفسَكَ مِنها بالتَّوبَةِ فيَحولُ بينَكَ و بينَ ذلكَ، فإذا أنتَ قد أهلَكتَ نفسَكَ. ۱
امام على عليه السلامـ در سفارش هاى خود به فرزند بزرگوارش حضرت حسن عليه السلام ـنوشت: بدان اى فرزندم! كه تو در حقيقت، براى آخرت آفريده شده اى نه براى دنيا، براى رفتن نه براى ماندن، براى مردن نه براى زيستن. تو در منزلگاهى كوچ كردنى و در سرايى ناپايدار و عاريتى و در راه آخرت هستى. تو فرارى و تعقيب شده مرگ هستى؛ مرگى كه نه گريزنده اش را از چنگ آن رهايى است و نه جوينده اش از دست او به در رود، بلكه ناگزير به او مى رسد. پس، بترس از اينكه مرگ، تو را به هنگامى در رسد كه در حال گناهى باشى كه خودت را به توبه از آن وعده مى دادى و او نگذارد توبه كنى و آن گاه است كه خود را به هلاكت در افكنده اى.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 31.
عنه عليه السلام:لو أنّ أحَدا يَجِدُ إلَى البَقاءِ سُلَّما أو لِدَفعِ المَوتِ سَبيلاً لَكانَ ذلكَ سُلَيمانَ بنَ داودَ عليه السلام، الّذي سُخِّرَ لَهُ مُلكُ الجِنِّ و الإنسِ، مَع النُّبُوَّةِ و عَظيمِ الزُّلفَةِ، فلَمّا استَوفى طُعمَتَهُ و استَكمَلَ مُدَّتَهُ رَمَتهُ قِسِيُّ الفَناءِ بنِبالِ المَوتِ، و أصبَحَتِ الدِّيارُ مِنهُ خالِيَةً، و المَساكِنُ مُعَطَّلَةً، و وَرِثَها قَومٌ آخَرونَ. ۱
امام على عليه السلام:اگر بنا بود كسى براى ماندن [در اين دنيا]نردبانى بيابد، يا براى دور كردن مرگ [از خود]راهى پيدا كند، آن كس بى گمان سليمان بن داوود عليه السلام بود كه بر جنّ و انس پادشاهى مى كرد و از مقام نبوّت و منزلت والايى برخوردار بود. امّا چون روزىِ خويش را به كمال و تمام دريافت كرد و مدّت عمرش به سر آمد، كمان هاى نيستى تيرهاى مرگ را به سوى او نشانه رفتند و خانه ها از او خالى شد و مسكن ها بى صاحب ماند و مردمانى ديگر وارث آنها شدند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 182.
عنه عليه السلام:أنتُم طُرَداءُ المَوتِ، إن أقَمتُم لَهُ أخَذَكُم، و إن فَرَرتُم مِنهُ أدرَكَكُم، و هُو ألزَمُ لَكُم مِن ظِلِّكُم، المَوتُ مَعقودٌ بنَواصيكُم. ۱
امام على عليه السلام:شما فراريان و تعقيب شدگان مرگ هستيد. اگر برايش بايستيد، شما را مى گيرد و اگر هم از آن بگريزيد، به شما مى رسد. او از سايه شما به شما پيوسته تر است. مرگ به ناصيه هاى شما گره خورده است.
۱.نهج البلاغة: الكتاب27.
عنه عليه السلام:إنّ المَوتَ لَمَعقودٌ بنَواصيكُم، و الدُّنيا تُطوى مِن خَلفِكُم. ۱
امام على عليه السلام:مرگ، به موهاى جلوى پيشانى شما گره خورده است و دنيا از پشتِ سر شما [طومار وار]درهم پيچيده مى شود.
۱.غرر الحكم: 3614.
عنه عليه السلام:المَوتُ ألزَمُ لَكُم مِن ظِلِّكُم، و أملَكُ بِكُم مِن أنفُسِكُم. ۱
امام على عليه السلام:مرگ از سايه تان به شما چسبيده تر است و بيشتر از خودتان اختياردار شماست.
۱.غرر الحكم: 1961.
عنه عليه السلام:كُلُّ مَعدودٍ مُنقَضٍ، و كُلُّ مُتَوَقَّعٍ آتٍ. ۱
امام على عليه السلام:هرچه شمردنى است به سر آيد و هرچه انتظار كشيدنى (مقدّر) است، به برآيد.
۱.بحار الأنوار: 73/128/131.
عنه عليه السلام:لكُلِّ ذي رَمَقٍ قُوتٌ، و لكُلِّ حَبَّةٍ آكِلٌ، و أنتَ قُوتُ المَوتِ. ۱
امام على عليه السلام:براى هر جاندارى، خوراكى است و براى هر دانه اى، خورنده اى و تو [نيز]خوراك مرگ هستى.
۱.تحف العقول: 98.
عنه عليه السلام:أيُّها النّاسُ، كلُّ امرئٍ لاقٍ في فِرارِهِ ما مِنهُ يَفِرُّ، و الأجَلُ مَساقُ النَّفسِ إلَيهِ، و الهَرَبُ مِنهُ مُوافاتُهُ! ۱
امام على عليه السلام:اى مردم! هر انسانى در گريز خود به همان چيزى مى رسد كه از آن مى گريزد و اجل سوق دهنده نفْس به سوى خود است و گريز از اجل خود موجب رسيدن به آن مى باشد.
۱.بحار الأنوار: 6/126/7.
عنه عليه السلام:وَ وَأى على نَفسهِ ألاّ يَضطَرِبَ شَبَحٌ مِمّا أولَجَ فيه الرُّوحَ، إلاّ و جَعَلَ الحِمامَ مَوعِدَهُ، و الفَناءَ غايَتَهُ. ۱
امام على عليه السلام:و خداوند مقرّر داشت جنبده اى كه جان در آن دميده است، نجنبد مگر اينكه مرگ را وعده گاه او قرار دهد و نيستى را پايان كارش.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 165.