حدیث دربارهجرجيس عليه السلام

قصص الأنبياء عن ابن عبّاسٍ:بَعثَ اللّهُ تعالى جرجيسَ عليه السلام إلى مَلِكٍ بالشّامِ يقالُ لَهُ: دازانةُ ۱ يَعبُدُ صَنَما، فقالَ لَهُ: أ يُّها المَلِكُ اقبَلْ نَصيحَتي، لا يَنبَغي للخَلقِ أن يَعبُدوا غَيرَ اللّهِ تعالى، و لا يَرغَبوا إلاّ إلَيهِ، فقالَ لَهُ المَلِكُ: مِن أيِّ أرضٍ أنتَ؟ قال: مِن الرُّومِ قاطِنينَ بفلَسطينَ، فأمرَ بحَبسِهِ، ثُمّ مَشَطَ جَسَدَهُ بأمشاطٍ مِن حَديدٍ حتّى تَساقَطَ لَحمُهُ. ۲
قصص الأنبياءـ به نقل از ابن عبّاس ـ: خداوند متعال جرجيس عليه السلام را به سوى پادشاهى بت پرست در شام كه به او دازانه مى گفتند، فرستاد. آن حضرت به او گفت: پادشاها! نصيحت مرا بپذير. براى خلايق سزاوار نيست كه چيزى جز خداوند متعال را بپرستند و جز به او رو كنند. پادشاه به او گفت: تو از كدام سرزمين هستى؟ فرمود: از روميان ساكن فلسطين. پادشاه دستور داد جرجيس را به زندان افكندند و سپس بدن او را با شانه هاى آهنى چندان شانه كشيدند كه گوشتهايش ريخت.
۱.في بعض النسخ و عن بعض المصادر: راذانة، و في بحار الأنوار: داذانة. (كما في هامش المصدر).
۲.قصص الأنبياء: 238/307، انظر تمام الحديث.
کلیدواژه‌ها جرجیس علیه السلام