حدیث دربارهذوالقرنين عليه السلام

الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ لَمّا سُئلَ عن ذي القَرنَينِ أ نَبيّا كان أم مَلِكا ـ: لا نَبيّا و لا مَلِكا، بَل عَبدا أحَبَّ اللّهَ فأحَبَّهُ اللّهُ، و نَصحَ للّهِ فنَصَحَ لَهُ، فبَعَثَهُ إلى قَومِهِ فضَربوهُ على قَرنِهِ الأيمَنِ، فغابَ عنهُم ما شاءَ اللّهُ أن يَغيبَ، ثُمّ بَعَثَهُ الثّانيَةَ فضَرَبوهُ على قَرنِهِ الأيسَرِ فغابَ عنهُم ما شاءَ اللّهُ أن يَغيبَ، ثُمّ بَعَثَهُ اللّهُ الثّالثَةَ فَمكَّنَ اللّهُ لَهُ في الأرضِ، و فيكُم مِثلُهُ ـ يَعني نفسَهُ ـ. ۱
امام على عليه السلامـ در پاسخ به اين سؤال كه آيا ذو القرنين پيامبر بود يا فرشته ـفرمود: نه پيامبر بود و نه فرشته، بلكه بنده اى بود كه خدا را دوست مى داشت و خدا هم او را دوست داشت و براى خدا خيرخواهى مى كرد و خدا هم خيرخواه او شد. پس او را به سوى قومش فرستاد، امّا مردم بر شاخ راست سر او كوفتند. پس، ذو القرنين تا مدّت زمانى كه خدا مى خواست از ميان مردم ناپديد شد. سپس بار ديگر او را فرستاد و اين بار مردم بر شاخ چپ سر او كوفتند و او باز تا مدتى كه خدا مى خواست از ميانشان ناپديد شد. سپس بار سوم خداوند مبعوثش كرد و در زمين به او قدرت داد. نمونه او در ميان شما نيز هست ـ مقصود خود آن حضرت است ـ.
۱.بحار الأنوار: 12/178/5.

احادیث دیگر این موضوع

۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ذو القرنين، بنده اى شايسته بود كه خداوند عزّ و جلّ او را حجّت بر بندگان خود قرار داد و او قوم خويش را به سوى خدا دعوت كرد و آنان را به پرهيزگارى فراخواند. امّا مردم بر شاخ قَرْن: هر يك از دو گوشه جلو سر انسان، شاخ سر. سر او كوفتند. ذو القرنين مدتى از ميان آنان ناپديد گشت، به طورى كه گفته شد: او در هر وادى اى بوده مرده يا به هلاكت رسيده است. اما وى سپس آشكار شد و به ميان مردم خود برگشت و اين بار نيز مردم بر گوشه ديگر جلو سر او ضربتى كوفتند. در ميان شما نيز يك نفر هست كه ماجرايى چون او دارد. خداوند عزّ و جلّ به ذو القرنين در جهان قدرت داد و از هر چيزى براى او وسيله اى قرار داد و او به مغرب و مشرق رسيد. خداوند تبارك و تعالى به زودى سنّت و شيوه او را درباره قائم از فرزندان من نيز جارى خواهد ساخت و او را به شرق و غرب جهان مى رساند، به طورى كه هيچ منزلگاه و دشت و كوهى نيست كه ذو القرنين زير پا گذاشته باشد مگر اينكه قائم نيز آنها را زير پا مى گذارد و خداوند عزّ و جلّ گنج ها و معادن زمين را برايش آشكار مى سازد و به وسيله رعب و وحشت او را پيروز مى گرداند و به واسطه او زمين را، همان گونه كه پر از جور و ستم شده است، پر از عدل و داد مى كند.