حدیث دربارهاختلاف حُكمها
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ في ذَمِّ اختِلافِ العُلَماءِ في الفُتيا ـ: تَرِدُ على أحدِهِمُ القَضيّةُ في حُكمٍ مِن الأحكامِ فَيَحكُمُ فيها بِرَأيِهِ، ثُمّ تَرِدُ تلكَ القَضيّةُ بعَينِها على غيرِهِ فيَحكُمُ فيها بخِلافِ قَولِهِ، ثُمّ يَجتَمِعُ القُضاةُ بذلكَ عندَ الإمامِ الذي استَقضاهُم فَيُصَوِّبُ آراءَهُم جَميعا و إلهُهُم واحِدٌ و نَبيُّهُم واحِدٌ و كتابُهُم واحِدٌ! أ فأمَرَهُم اللّهُ سبحانَهُ بالاختِلافِ فَأطاعُوهُ؟! أم نَهاهُم عَنهُ فَعَصَوهُ؟! أم أنزَلَ اللّهُ سبحانَهُ دِينا ناقِصا فاستَعانَ بِهِم على إتمامِهِ؟! ۱
امام على عليه السلامـ در نكوهش اختلاف علما در فتوا ـفرمود: قضاوت در حكمى از احكام به يكى از آنان ارجاع مى شود و او درباره آن به نظر خود حكمى صادر مى كند. سپس همان مشكل نزد ديگرى بُرده مى شود و او بر خلاف حكم اوّلى رأى مى دهد. آن گاه قاضيان حكمهاى صادره خود را نزد پيشوايى كه آنان را به قضاوت گماشته است، مى برند و او آراى همه آنان را تأييد مى كند. حال آن كه خدايشان يكى و پيامبرشان يكى و كتابشان يكى است! آيا خداوند سبحان آنان را به اختلاف [احكام و آرا] دستور داده است و از او پيروى كرده اند؟ يا آنها را از اختلاف نهى فرموده و بر خلاف نهى او عمل كرده اند؟ يا نكند خداوند سبحان دين ناقصى فرستاده و براى كامل كردن آن از ايشان كمك خواسته است؟!
۱.نهج البلاغة: الخطبة 18.