حدیث دربارهنهى از افراط و تفريط
عنه عليه السلام:لقد عُلِّقَ بِنِياطِ هذا الإنسانِ بَضعَةٌ هي أعجَبُ ما فيهِ: و ذلكَ القلبُ، و ذلكَ أنَّ لَهُ مَوادَّ مِن الحِكمَةِ و أضدادا مِن خِلافِها، فإن سَنَحَ لَهُ الرَّجاءُ أذَلَّهُ الطَّمَعُ، و إن هاجَ بهِ الطَّمَعُ أهلَكَهُ الحِرصُ، و إن مَلكَهُ اليَأسُ قَتَلَهُ الأسَفُ. و إن أفرَطَ بهِ الشِّبَعُ كَظَّتهُ البِطنَةُ، فَكُلُّ تَقصيرٍ بهِ مُضِرٌّ، و كُلُّ إفراطٍ لَهُ مُفسِدٌ. ۱
امام على عليه السلام:به رگى از رگهاى بدن اين انسان گوشت پاره اى آويخته كه شگفت انگيزترين عضو اوست و آن قلب است؛ زيرا كه در آن مايه هاى حكمت و مايه هاى ضد حكمت وجود دارد. به طورى كه اگر اميد و آرزو به آن [قلب]دست دهد، طمع خوارش گرداند و اگر طمع آن را به هيجان آورد، حرص نابودش كند و اگر نوميدى بر آن تسلّط يابد، افسوس و اندوه او را بكشد. و اگر در سيرى افراط كند، پُرىِ شكم او را بيازارد. پس، هر تفريطى به او زيان زند و هر افراطى او را تباه گرداند.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 108.