مَثَل منافق
4 حدیث
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:مَثَلُ المؤمنِ و المُنافِقِ و الكافِرِ كمَثَلِ رَهطٍ ثَلاثةٍ وَقَعوا إلى نَهرٍ، فوَقَعَ المؤمنُ فقَطعَ، ثُمّ وَقَعَ المُنافِقُ حتّى إذا كادَ أن يَصِلَ إلَى المؤمنِ ناداهُ الكافِرُ أنْ هَلُمَّ إلَيَّ فإنِّي أخشى علَيكَ، و ناداهُ المؤمنُ أنْ هَلُمَّ إلَيّ فإنّ عِندي و عِندي يحظى لَهُ ما عِندَهُ. فما زالَ المُنافقُ يَتَردّدُ بَينَهُما حتّى أتى عَليهِ أذىً فغَرّقَهُ، و إنّ المُنافقَ لَم يَزَلْ في شَكٍّ و شُبهَةٍ حتّى أتى علَيهِ المَوتُ و هُو كَذلكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت مؤمن و منافق و كافر، حكايت يك گروه سه نفرى است كه به سوى رودخانه اى مى روند. ابتدا مؤمن وارد رودخانه مى شود و از آن مى گذرد. سپس منافق وارد مى شود و چيزى نمانده كه خودش را به مؤمن برساند امّا كافر صدايش مى زند: به سوى من بيا؛ زيرا براى تو نگرانم و مؤمن صدا مى زند كه: به سوى من بيا؛ زيرا نزد من بهره مند خواهى بود. منافق پيوسته ميان آن دو تردّد مى كند تا آن كه بالاخره گزندى به او مى رسد و غرقش مى كند. آرى منافق پيوسته در شك و شبهه به سر مى برد تا آن كه مرگش فرا مى رسد. او چنين حالتى دارد.
۱.كنز العمّال: 869.
عنه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ المُنافقِ كمَثَلِ الشّاةِ العائرَةِ بَينَ الغَنَمَينِ، تَعِيرُ إلى هذهِ مَرّةً و إلى هذهِ مَرّةً لا تَدري أَيُّهما تَتبَعُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت منافق، حكايت گوسفندى است كه ميان دو رمه گوسفند سرگردان است؛ گاه به طرف اين رمه مى رود و گاه به طرف آن رمه و نمى داند دنبال كدام يك برود.
۱.كنز العمّال: 852.
عنه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ المُنافقِ مَثَلُ جِذعِ النَّخلِ؛ أرادَ صاحِبُهُ أن يَنتَفِعَ بهِ في بَعضِ بِنائهِ فلَم يَستَقِمْ لَهُ في المَوضِعِ الّذي أرادَ، فحَوّلَهُ في مَوضِعٍ آخَرَ فلَم يَستَقِمْ لَهُ، فكانَ آخِرُ ذلكَ أنْ أحرَقَهُ بالنّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت منافق، حكايت تنه درخت خرماست كه صاحبش مى خواهد از آن در قسمتى از ساختمان خانه اش استفاده كند و در جايى كه مى خواهد بگذارد، درست قرار نمى گيرد. لذا آن را در جاى ديگر ساختمان مى گذارد و براى آن جا هم مناسب نيست و بالاخره كار به آن جا مى رسد كه آن را مى سوزاند.
۱.الكافي: 2/396/5.