حدیث دربارهريشه هر خطا
الإمام زين العابدين عليه السلام ـ لَمّا سُئِلَ عَن أفضَلِ الأَعمالِ عِندَ اللّهِ ـ:ما مِن عَمَلٍ بَعدَ مَعرِفَةِ اللّهِ ـ جَلَّ وعَزَّ ـ ومَعرِفَةِ رَسولِهِ صلى الله عليه و آله أفضَلَ مِن بُغضِ الدُّنيا، وإنَّ لِذلِكَ لَشُعَبا كَثيرَةً ۱، ولِلمَعاصي شُعَبا: فَأَوَّلُ ما عُصِيَ اللّهُ بِهِ الكِبرُ؛ وهِيَ مَعصِيَةُ إبليسَ حينَ أبى وَاستَكبَرَ وكانَ مِنَ الكافِرينَ، وَالحِرصُ؛ وهِيَ مَعصِيَةُ آدَم وحَوّاءَ حينَ قالَ اللّهُ لَهُما: «كُلاَ مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَـذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّــلِمِين» ۲، فَأَخَذا ما لا حاجَةَ بِهِما إلَيهِ، فَدَخَلَ ذلِكَ عَلى ذُرِّيَّتِهِما إلى يَومِ القِيامَةِ، وذلِكَ أنَّ أكثَرَ ما يَطلُبُ ابنُ آدَمَ ما لا حاجَةَ بِهِ إلَيهِ، ثُمَّ الحَسَدُ؛ وهِيَ مَعصِيَةُ ابنِ آدَمَ حَيثُ حَسَدَ أخاهُ فَقَتَلَهُ، فَتَشَعَّبَ مِن ذلِكَ: حُبُّ النِّساءِ، وحُبُّ
الدُّنيا، وحُبُّ الرِّئاسَةِ، وحُبُّ الرّاحَةِ، وحُبُّ الكَلامِ، وحُبُّ العُلُوِّ وَالثَّروَةِ، فَصِرنَ سَبعَ خِصالٍ، فَاجتَمَعنَ كُلُّهُنَّ في حُبِّ الدُّنيا، فَقالَ الأَنبِياء وَالعُلَماء بَعدَ مَعرِفَةِ ذلِكَ: حُبُّ الدُّنيا رَأسُ كُلِّ خَطيئَةٍ. ۳
امام زين العابدين عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از برترين اعمال در نزد خداوندـ:بعد از شناخت خداوند و شناخت پيامبر او صلى الله عليه و آله، هيچ عملى برتر از نفرت از دنيا نيست، و براى آن، شاخه هاى بسيارى است، ۴ چنان كه گناهان نيز شاخه هايى دارند و نخستين چيزى كه خدا با آن نافرمانى شد، تكبّر بود و آن، نافرمانى شيطان بود، آن گاه كه سرپيچى و گردن فرازى كرد و از كافران شد. و [دوم، [آزمندى بود و آن، نافرمانى آدم و حوّا بود، آن گاه كه خداوند به آن دو فرمود: «از هر چه مى خواهيد، بخوريد؛ ولى به اين درخت، نزديك مشويد كه از ستمكاران خواهيد بود» ؛ امّا آن دو [از سر آزمندى، [چيزى را برداشتند كه بدان نيازى نداشتند، و اين خصلت به نسل آنها راه يافت تا روز قيامت. از همين رو، آدميزاد، به بيشتر آنچه مى طلبد، نيازى ندارد. و [سوم،] حسد بود و آن، نافرمانى پسر آدم بود، آن گاه كه به برادرش حسادت ورزيد و او را كشت.
و از اين خصلت ها، زن دوستى، دنيادوستى، رياست خواهى، راحت طلبى، شهوت كلام، حبّ جاه و ثروت، نشئت گرفت. پس، هفت خصلت شدند كه همگى در دنيادوستى گرد آمده اند. از اين رو، پيغمبران و دانشمندان ـ كه اين نكته را شناخته اند ـ گفته اند: دنيادوستى، منشأ هر گناهى است.
۱.«إنّ لذلك» أي لبُغض الدنيا، «لَشُعَبا» أي من الصفات الحسنة والأعمال الصالحة، وهي ضدّ شعب المعاصي (مرآة العقول: ج 8 ص 279).
۲.الأعراف: 19.
۳.الكافي: ج 2 ص 130 ح 11 وص 317 ح 8 كلاهما عن الزهري محمّد بن مسلم بن شهاب، مشكاة الأنوار: ص 465 ح 1555، بحار الأنوار: ج 73 ص 59 ح 29.
۴.يعنى: نفرت از دنيا، شاخه ها و نتايج فراوانى از صفات نيك و كارهاى شايسته دارد، كه ضدّ شاخه هاى معصيت اند.