حدیث دربارهتلخ تر از حنظلى كه بيمارى در دهان مى چرخاند
الإمام عليّ عليه السلام ـ في ذَمِّ الدُّنيا، ويَذكُرُ رَجُلاً أتاهُ بِبَعضِ الحَلوى ـ:لَدُنياكُم أهوَنُ عِندي مِن وَرَقَةٍ في في جَرادَةٍ تَقضَمُها، وأقذَرُ عِندي مِن عُراقَةِ خِنزيرٍ يَقذِفُ بِها أجذَمُها، وأمَرُّ عَلى فُؤادي مِن حَنظَلَةٍ يَلوكُها ۱ ذو سُقمٍ فَيَبشَمُها ۲، فَكَيفَ أقبَلُ مَلفوفاتٍ عَكَمَتها ۳ في طَيِّها، ومَعجونَةً كَأَنَّها عُجِنَت بِريقِ حَيَّةٍ أو قَيِّها؟! اللّهُمَّ إنّي نَفَرتُ عَنها نِفارَ المُهرَةِ مِن راكِبِها، اُريهِ السُّها ويُرينِي القَمَرَ! ۴
أ أمتَنِعُ مِن وَبرَةٍ مِن قَلوصِها ۵ ساقِطَةٍ، وأبتَلِعُ إبـِلاً في مَبرَكِها رابِطَةً؟! أدَبيبَ العَقارِبِ مِن وَكرِها ألتَقِطُ، أم قَواتِلَ الرَّقشِ ۶ في مَبيتي أرتَبِطُ؟! فَدَعوني أكتَفي مِن دُنياكُم بِمِلحي وأقراصي، فَبِتَقوَى اللّهِ أرجو خَلاصي.
ما لِعَلِيٍّ ونَعيمٍ يَفنى، ولَذَّةٍ تُنتِجُهَا (تَنحَتُهَا) المَعاصي، سَأَلقى وشيعَتي رَبَّنا بِعُيونٍ مُرّةٍ ۷، وبُطونٍ خِماصٍ «وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَيَمْحَقَ الْكَـفِرِينَ» ۸. ۹
امام على عليه السلام ـ در نكوهش دنيا و يادكرد مردى كه براى ايشان مقدارى شيرينى آورد ـ:هر آينه دنياى شما در نزد من، از برگى كه يك ملخ در دهانش مى جود، بى ارزش تر، و از استخوان خوكى كه يك جذامى به دور مى افكند، كثيف تر، و از حنظلى كه يك بيمار در دهان مى چرخاند و با نفرتْ آن را تُف مى كند، به مذاق جانم تلخ تر است. پس چگونه بسته هايى را كه محكم بسته اى، و شيرينى اى را كه گويا با آب دهان مار و يا استفراغ آن درست شده است، بپذيرم؟! بار خدايا! من از دنيا رميده ام، آن سان كه كره اسب از داغ كردنش مى رمد. من ستاره سُها را به او نشان مى دهم و او ماه را به من نشان مى دهد. ۱۰
من كه از برداشتن پَرِ كُركى افتاده از يك ماده اشتر جوان خوددارى مى كنم، [چگونه [شُترى را كه در آغلش بسته است، ببلعم؟! آيا عقرب هاى زهرآگين را از سوراخشان بگيرم، يا مارهاى سمّى كشنده را در خوابگاه خويش ببندم؟! ۱۱ رهايم كنيد تا از دنياى شما به نمك و چند گرده نانم بسنده كنم، كه با پروا كردن از خداوند، اميد رهايى خويش دارم.
على را با نعمتى كه فنا مى پذيرد و لذّتى كه از معاصى بر مى خيزد، چه كار؟ من و شيعيانم با چشمانى زردى گرفته و شكم هايى گود افتاده، پروردگارمان را ملاقات خواهيم كرد: «و تا خدا كسانى را كه ايمان آورده اند، خالص گرداند و كافران را نابود سازد» .
۱.يَلوكُها: أي يَمضُغها. واللَّوْك: إدارة الشيء في الفم (النهاية: ج 4 ص 278 «لوك»).
۲.بشِمتُ منه بَشَما: أي سئمتُ (الصحاح: ج 5 ص 1873 «بشم»).
۳.عَكَمتُ المتاع: شددته (الصحاح: ج 5 ص 1989 «عكم»).
۴.يُضرَبُ مَثَلاً لمن تخاطبه فيُبعِد في الجواب (جمهرة الأمثال: ج 1 ص 117). والسُّها: كُويكَب صغير خفيّ الضوء، والناس يمتحنون به أبصارَهم (لسان العرب: ج 14 ص 408 «سها»).
۵.القَلوص: الناقة الشابّة (النهاية: ج 4 ص 100 «قلص»).
۶.الرَّقشاء: الأفعى (النهاية: ج 2 ص 250 «رقش»).
۷.كذا في المصدر والظاهر أنه تصحيف «مُرهٍ».
۸.آل عمران: 141.
۹.الأمالي للصدوق: ص 722 ح 988 عن المفضّل بن عمر عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 40 ص 348 ح 29.
۱۰.اين جمله، ضرب المثلى است براى كسى كه شما از او سؤالى مى كنى و او جوابى بى ربط به شما مى دهد (جمهرة الأمثال: ج 1 ص 117). سُها، ستاره اى بسيار كوچك و كم نور است و مردم به وسيله آن، سوى چشم خود را امتحان مى كنند (لسان العرب: ج 14 ص 408 «سها»).
۱۱.به عبارت ديگر: آيا دست خويش در لانه عقرب هاى زهرآگين فرو برم، يا مارهاى كشنده در آستين بپرورم؟!