حدیث دربارهبى ارزش تر از كفش وصله دار

نهج البلاغة عن ابن عبّاس:دَخَلتُ عَلى أميرِ المُؤمِنين عليه السلام بِذي قارٍ وهُوَ يَخصِفُ ۱ نَعلَهُ، فَقالَ لي: ما قيمَةُ هذَا النَّعلِ؟ فَقُلتُ: لا قيمَةَ لَها! فَقالَ عليه السلام: وَاللّهِ لَهِيَ أحَبُّ إلَيَّ مِن إمرَتِكُم، إلاّ أن اُقيمَ حَقّا أو أدفَعَ باطِلاً. ۲
نهج البلاغة ـ به نقل از ابن عبّاس ـ:در ذى قار، بر امير مؤمنان عليه السلام در آمدم كه مشغول وصله كردن كفش خويش بود. به من فرمود: «اين كفش، چند مى ارزد؟». گفتم: ارزشى ندارد! فرمود: «به خدا سوگند كه اين كفش در نزد من، محبوب تر از فرمان روايى بر شماست، مگر آن كه حقّى را به پا دارم، يا باطلى را از ميان بردارم».
۱.يَخصِف نَعْلَه: أي يَخرِزُها؛ من الخَصْف: الضمّ والجمع (النهاية: ج 2 ص 38 «خصف»).
۲.نهج البلاغة: الخطبة 33، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 9، بحار الأنوار: ج 32 ص 76 ح 50.

احادیث دیگر این موضوع

۱