حدیث دربارهدنياى بيش از كفاف

عنه عليه السلام:إنَّ الدُّنيا دارٌ مُنِيَ لَهَا ۱ الفَناءُ ولاِءَهلِها مِنهَا الجَلاءُ، وهِيَ حُلوَةٌ خَضراءُ، وقَد عَجِلَت لِلطّالِبِ وَالتَبَسَت بِقَلبِ النّاظِرِ، فَارتَحِلوا مِنها بِأَحسَنِ ما بِحَضرَتِكُم مِنَ الزّادِ، ولا تَسأَلوا فيها فَوقَ الكَفافِ، ولا تَطلُبوا مِنها أكثَرَ مِنَ البَلاغِ. ۲
امام على عليه السلام:دنيا، سرايى است كه براى آن، نيستى رقم خورده است و براى اهلش رخت بربستن از آن. دنيا، شيرين و دل پذير است و شتابان به سراغ خواهانش مى رود و به دل بيننده مى نشيند. پس با بهترين توشه اى كه در اختيار داريد، از دنيا بكوچيد و در آن، بيش از كفاف مخواهيد و از آن، بيش از آنچه شما را به مقصد مى رساند، نطلبيد.
۱.مُنِيَ له: أي قُدّر (لسان العرب: ج 15 ص 292 «مني»).
۲.نهج البلاغة: الخطبة 45، روضة الواعظين: ص 482 وفيه «مضى» بدل «مُني»، غرر الحكم: ح 3697، بحار الأنوار: ج 72 ص 68 ح 28.

احادیث دیگر این موضوع

۸
صحيح البخارى ـ به نقل از عمرو بن عوف انصارى ـ:پيامبر خدا، ابو عبيده جرّاح را به بحرين فرستاد تا جزيه آن را بياورد. پيامبر خدا با مردم بحرين [بر پرداخت جزيه] مصالحه كرده و علاء بن حَضرَمى را به اميرى ايشان گماشته بود. ابو عبيده با اموالى از بحرين آمد. انصار، خبر ورود ابو عبيده را شنيدند. نماز صبح را با پيامبر صلى الله عليه و آله گزاردند و ايشان، چون نماز صبح را با آنان خواند، برگشت. انصار، جلو او آمدند. پيامبر خدا، وقتى آنها را ديد، لبخندى زد و فرمود: «گمان مى كنم شنيده ايد كه ابو عبيده چيزى آورده است». گفتند: آرى، اى پيامبر خدا! حضرت فرمود: «پس مژده باد بر شما و اميدوار باشيد به چيزى كه خوش حالتان مى كند. به خدا سوگند، من از فقر بر شما نمى ترسم؛ بلكه از اين براى شما مى ترسم كه دنيا بر شما گسترده شود، چنان كه براى پيشينيان شما گسترده شد، و بر سرِ دنيا به رقابت برخيزيد، همچنان كه آنان به رقابت برخاستند، و دنيا شما را به هلاكت افكند، همچنان كه آنان را به هلاكت افكند.