حدیث دربارهدعا براى رفاه در زندگى

صحيح مسلم عن أبي هريرة:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: اللّهُمَّ أصلِح لي دينِيَ الَّذي هُوَ عِصمَةُ أمري، وأصلِح لي دُنيايَ الَّتي فيها مَعاشي. ۱
صحيح مسلم ـ به نقل از ابو هريره ـ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هميشه مى فرمود:بار خدايا! دين مرا كه مايه نگهدارى كار من است، برايم اصلاح فرما و دنيايم را نيز كه زندگى من در آن است، برايم اصلاح كن.
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 2087 ح 71، الأدب المفرد: ص 201 ح 668، المعجم الأوسط: ج 7 ص 198 ح 7261، مشكاة المصابيح: ج 1 ص 760 ح 2483، كنز العمّال: ج 2 ص 182 ح 3645.

احادیث دیگر این موضوع

۸
مسند أبى يعلى ـ به نقل از اَنـَس ـ:پيامبر خدا، هرگاه سه روز فردى از برادرانش را نمى ديد، جوياى او مى شد؛ اگر [در شهر] نبود، برايش دعا مى كرد؛ اگر [در شهر [بود، به ديدارش مى رفت و اگر بيمار بود، به عيادتش مى رفت. يك بار، سه روز مردى از انصار را نديد، جوياى حال او شد. گفته شد: اى پيامبر خدا! از نزد او كه آمديم، مثل يك جوجه شده بود و هرچه مى خورد، دفع مى كرد. پيامبر خدا به عدّه اى از يارانش فرمود: «از برادرتان عيادت كنيد». ما به همراه پيامبر خدا به عيادت او رفتيم. ابو بكر و عمر هم در آن جمع بودند. چون بر او در آمديم، ديديم همان گونه است كه به ما گفته شده بود. پيامبر خدا فرمود: «حالت چگونه است؟». گفت: هرچه مى خورم، دفع مى كنم. فرمود: «چرا به اين روز افتادى؟». گفت: اى پيامبر خدا! روزى به تو برخوردم. مشغول خواندن نماز مغرب بودى و من هم به تو اقتدا كردم و سوره: «الْقَـارِعَةُ * مَا الْقَارِعَةُ» تا آخرش «نَارٌ حَامِيَةُم» را قرائت مى كردى. من گفتم: خدايا! اگر گناهى دارم كه به واسطه آن، مرا در آخرت عذاب خواهى كرد، كيفر آن را در همين دنيا به من بچشان. اين بلا بر من آمد كه مى بينى. پيامبر خدا فرمود: «بد چيزى گفته اى. چرا از خدا درخواست نكردى كه در دنيا و در آخرت به تو نيكى دهد و از عذاب آتش، نگاهت دارد؟!». پس، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود كه اين گونه دعا كند. آن مرد هم چنان دعا كرد. و پيامبر صلى الله عليه و آله نيز همين گونه دعا كرد و او سرِحال شد و از جا برخاست، چنان كه گويى بند از پايش باز شده باشد.
امام صادق عليه السلام:على بن حسين عليهماالسلام اين دعا را مى خواند: «بار خدايا! از تو نيكويىِ معشيت را درخواست مى كنم؛ معيشتى كه با آن بتوانم همه نيازهايم را برآورم، و بدان وسيله، در اين زندگى به آخرتم نايل آيم؛ نه آن چنان مرا در آن غوطه ور سازى كه دچار طغيان شوم، و نه آن سان بر من تنگ گيرى كه به رنج و سختى بيفتم، از روزىِ حلالت به من گشايش ده و از باران فضلت بر من بريزان. نعمتى بى نقض و دَهِشى بى وقفه از جانب خودت [به من ارزانى دار]؛ امّا نه چندان بر آن بيفزاى كه خرّمى اش مرا به خود سرگرم سازد و شكوه و زيبايى اش فريفته ام گردانَد و در نتيجه، از شكر نعمتت بازمانم، و نه چندان آن را بر من بِكاه كه رنج تحصيلش باعث كوتاهى ام در عمل [وعبادت] شود و همّ و غمش سينه ام را پُر كند. اى معبود من! از اين روزى ات آن قدر به من عطا فرما كه از بَدانِ خَلقت بى نياز شوم و به وسيله آن، به خشنودىِ (/ بهشتِ) رضوان تو نايل آيم. پناه مى برم به تو، اى معبود من! از شرّ دنيا و شرّ آنچه در دنياست. دنيا را بر من زندان مگردان و جدايى آن را مايه اندوهم قرار مده. مرا از اين سراى آزمايش، در حالى به سراى زندگانى و سكونتگاه نيكان [آخرت [بِبَر كه از من، خشنود باشى و اعمالم پذيرفته باشد، و نعمت هاى آن سراى ماندگار را جايگزين اين دنياى فنا پذيرم كن. بار خدايا! به تو پناه مى برم از سختى و بلاهاى دنيا و يورش هاى شياطين و سلاطين آن، و تنبيه و مجازات هايش، و از زورگويى و ستمِ كسى كه در اين دنيا به من ستم كند و زورگويى كند. بار خدايا! هركه برايم نقشه كشيد، تو برايش نقشه بكش، و هركه قصد من كرد، قصد او كن و تيغ آن كس را كه بر رويم تيغ كشيد، كُند كن و آتش آن كس را كه براى من آتش افروخت، خاموش كن و دسيسه دسيسه گران را از من بگردان و چشم هاى كافران را از من، كور گردان و بدسِگالى كسى را كه نسبت به من در سر پرورانده، از من دور كن و گزند بدخواهان (يا: شور چشمان) را از من دفع كن و با آرامش [خود]، مرا از آن نگه دار و زره محكم خود را بر من بپوشان و مرا در پرده نگه دارنده ات پنهان بدار، حالم را نكو گردان و كردارم را مطابق گفتارم قرار ده و به خانواده ام و اموالم بركت عطا فرما.