دنياطلبى با كار آخرت

7 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ريحُ الجَنَّةِ توجَدُ مِن مَسيرَةِ خَمسِمِئَةِ عامٍ، ولا يَجِدُ رَيحَ الجَنَّةِ مَن طَلَبَ الدُّنيا بِعَمَلِ الآخِرَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بوى بهشت از فاصله پانصد سال به مشام مى رسد؛ امّا كسى كه دنيا را با كار آخرت بطلبد، بوى بهشت را استشمام نمى كند.
۱.الفردوس: ج 2 ص 271 ح 3261 عن ابن عبّاس، كنز العمّال: ج 3 ص 474 ح 7492.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن طَلَبَ الدُّنيا بِعَمَلِ الآخِرَةِ طُمِسَ ۱ وَجهُهُ، ومُحِقَ ذِكرُهُ، واُثبِتَ اسمُهُ فِي النّارِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هركس با كار آخرت، دنيا را بجويد، چهره [ى انسانى]اش محو مى شود، ۳ يادش نابود مى گردد و نامش در آتش ثبت مى شود.
۱.الطُّمُوس: الدروسُ والامِّحاء (الصحاح: ج 3 ص 944 «طمس»).
۲.المعجم الكبير: ج 2 ص 268 ح 2128، كشف الخفاء: ج 2 ص 261 ح 2527، كنز العمّال: ج 3 ص 227 ح 6275 نقلاً عن المعجم الأوسط وكلّها عن الجارود بن المعلّى.
۳.اشاره است به آيه 47 سوره نساء: «مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا؛ پيش از آن كه چهره هايى را محو كنيم» (ر. ك: تفسير اين آيه. گفتنى است كه محو شدن چهره را در اين جا مى توان به بى آبرويى نيز معنا كرد).
عنه صلى الله عليه و آله:مَن طَلَبَ الدُّنيا بِعَمَلِ الآخِرَةِ، لَم يَكُن لَهُ فِي الآخِرَةِ مِن نَصيبٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هركس با كار آخرت در پىِ دنيا باشد، او را در آخرت، بهره اى نباشد.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 354 ح 7895 عن اُبيّ بن كعب، كنز العمّال: ج 10 ص 203 ح 29067 نقلاً عن الديلمي عن أنس؛ بحار الأنوار: ج 70 ص 218 وراجع مجمع البيان: ج 9 ص 41.
عنه صلى الله عليه و آله:مَنهومانِ لا يَشبَعانِ: طالِبُ دُنيا وطالِبُ عِلمٍ؛ فَمَنِ اقتَصَرَ مِنَ الدُّنيا عَلى ما أحَلَّ اللّهُ لَهُ سَلِمَ، ومَن تَناوَلَها مِن غَيرِ حِلِّها هَلَكَ، إلاّ أن يَتوبَ أو يُراجِعَ. ومَن أخَذَ العِلمَ مِن أهلِهِ وعَمِلَ بِعِلمِهِ نَجا، ومَن أرادَ بِهِ الدُّنيا فَهِيَ حَظُّهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دو آزمندند كه سير نمى شوند: طالب دنيا و طالب علم. پس هر كه از دنيا به آنچه خداوند برايش روا شمرده است، بسنده كند، به سلامت مى مانَد و هركه آن را از غيرِ حلالش به دست آورد، نابود مى شود، مگر آن كه توبه كند يا برگردد ۲ و هركه علم را از اهلش فراگيرد و به علم خويش عمل كند، نجات مى يابد و هركه مرادش از [تحصيل] علم [رسيدن به] دنيا باشد، همان دنيا بهره اوست [و در آخرت، نصيبى ندارد].
۱.الكافي: ج 1 ص 46 ح 1، تهذيب الأحكام: ج 6 ص 328 ح 906، كتاب سليم بن قيس: ج 2 ص 718 وفيهما «منهوم» بدل «طالب» وكلّها عن سليم بن قيس عن الإمام عليّ عليه السلام، مشكاة الأنوار: ص 246 ح 719 عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام عنه صلى الله عليه و آله وفيه «المال» بدل «دنيا»، بحار الأنوار: ج2 ص35 ح37.
۲.توبه كند و از ظلم به مردم باز ايستد. احتمال دارد تعبير «أو يراجع» كه در متن عربى آمده، ترديدى از سوى راوى باشد. احتمال هم دارد «أو» واو تفسيرى باشد؛ يعنى توبه كند و از خطاها و گناهانش دست بكشد. احتمال هم دارد كه به صيغه مجهول باشد؛ يعنى خداوند با فضل خود، او را بازگردانَد.
الإمام عليّ عليه السلام:النّاسُ عَلى أربَعَةِ أصنافٍ:. ومِنهُم مَن يَطلُبُ الدُّنيا بِعَمَلِ الآخِرَةِ، ولا يَطلُبُ الآخِرَةَ بِعَمَلِ الدُّنيا، قَد طامَنَ ۱ مِن شَخصِهِ، وقارَبَ مِن خَطوِهِ، وشَمَّرَ مِن ثَوبِهِ، وزَخرَفَ مِن نَفسِهِ لِلأَمانَةِ، وَاتَّخَذَ سِترَ اللّهِ ذَريعَةً إلَى المَعصِيَةِ. ۲
امام على عليه السلام:مردم، چهار دسته اند:. دسته اى از ايشان، كسانى اند كه با اعمال آخرت، دنيا را مى طلبند و با كار دنيا، در پىِ به دست آوردن آخرت نيستند، تظاهر به فروتنى و وقار مى كنند، گام هايشان را نزديك به هم بر مى دارند [آهسته و سر به زير، راه مى روند]، دامن جامه شان را [براى حفظ از آلودگى [جمع مى كنند، خويشتن را امانتدار جلوه مى دهند و پرده پوشى خداوند [از گناهان] را وسيله اى براى گناه و نافرمانى قرار مى دهند.
۱.طامَنَ: سَكَنَ وانْخَفَضَ (المعجم الوسيط: ج 2 ص 566 «طمأن»).
۲.نهج البلاغة: الخطبة 32؛ إعجاز القرآن: ص 148 ح 227.
عنه عليه السلام:لا تَلتَمِسِ الدُّنيا بِعَمَلِ الآخِرَةِ، ولا تُؤثِرِ العاجِلَةَ عَلَى الآجِلَةِ؛ فَإِنَّ ذلِكَ شيمَةُ المُنافِقينَ وسَجِيَّةُ المارِقينَ ۱. ۲
امام على عليه السلام:دنيا را با كار آخرت مجوى و اين جهان را بر آن جهان برمگزين كه اين، خوى منافقان و خصلتِ از دين خارج شدگان است.
۱.المارق: الخارج عن الدين (مجمع البحرين: ج 3 ص 1689 «مرق»).
۲.غررالحكم: ح 10405، عيون الحكم والمواعظ: ص 527 ح 9596.
الإمام الباقر عليه السلام:إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ أنزَلَ كِتابا مِن كُتُبِهِ عَلى نَبِيٍّ مِن أنبِيائِهِ، وفيهِ: إنَّهُ سَيَكونُ خَلقٌ مِن خَلقي يَلحَسونَ الدُّنيا بِالدّينِ، يَلبَسونَ مُسوكَ ۱ الضَّأنِ عَلى قُلوبٍ كَقُلوبِ الذِّئابِ أشَدَّ مَرارَةً مِنَ الصَّبِرِ، ألسِنَتُهُم أحلى مِنَ العَسَلِ، وأعمالُهُم الباطِنَةُ أنتَنُ مِنَ الجِيَفَ. أبي يَغتَرّونَ، أم إيّايَ يَخدَعونَ، أم عَلَيَّ يَتَجَبَّرونَ؟! فَبِعِزَّتي حَلَفتُ لاَءَبعَثَنَّ لَهُم فِتنَةً تَطَأُ في خِطامِها ۲ حَتّى تَبلُغَ أطرافَ الأَرضِ، تَترُكُ الحَكيمَ فيها حَيرانَ. ۳
امام باقر عليه السلام:خداوند ـ تبارك و تعالى ـ كتابى از كتاب هايش را بر پيامبرى از پيامبرانش فرو فرستاد و در آن آمده بود: «به زودى، بندگانى از مخلوقات من خواهند آمد كه دنيا را به واسطه دين مى خورند، لباس ميش بر دل هايى مى پوشند كه چون دل هاى گرگ هاست و تلخ تر از صبر زرد. ۴ زبان هايشان شيرين تر از عسل است و كردارهاى باطنى شان متعفّن تر از مُردار. آيا به من غرّه مى شوند، يا مرا مى فريبند، يا بر من بزرگى مى نمايند؟! به عزّتم سوگند، فتنه اى بر آنان انگيزم كه افسارْ گسيخته پيش مى رود تا آن كه همه جاى زمين را فرا مى گيرد و خردمند را در خود، حيران مى كند».
۱.المَسْك: الجلد، الجمع: مُسُوك (تاج العروس: ج 13 ص 640 «مسك»).
۲.الخطام: مقدّم الأنف والفم (المصباح المنير: ص 174 «خطم»).
۳.قرب الإسناد: ص28 ح93، ثواب الأعمال: ص304 ح2 نحوه وفيه «يجترئون» بدل «يتجبّرون» وكلاهما عن مسعدة بن زياد عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج73 ص371 ح4 وراجع عيون الأخبارلابن قتيبة: ج 2 ص270.
۴.صبر زرد كه در عربى بدان «صَبِر» گفته مى شود، گياهى است با گل هاى زرد يا قرمز و عصاره اى تلخ كه براى درمان مورد استفاده قرار مى گيرد.