حدیث دربارهويژگى هاى اهل دنيا

عنه عليه السلام:حُكِمَ عَلى مُكثِري أهلِ الدُّنيا بِالفاقَةِ، واُعينَ مَن غَنِيَ عَنها بِالرّاحَةِ. ۱
امام على عليه السلام:ثروتمندان اهل دنيا، محكوم به نيازمندى اند، و هر كه از دنيا بى نيازى بجويد، آسايش به يارى او مى آيد.
۱.غرر الحكم: ح 4938، عيون الحكم والمواعظ: ص 233 ح 4471 وفيه «بالقناعة بالراحة».

احادیث دیگر این موضوع

۳
امام على عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله در شب معراج از پروردگار پاكش پرسيد:. اى پروردگار من! اهل دنيا چه كسى است و اهل آخرت كيست؟ فرمود: «اهل دنيا، كسى است كه: خوراك و خنده و خواب و خشمش بسيار است؛ خشنودى اش اندك است؛ نه از كسى كه به وى بدى كرده است، پوزش مى طلبد، و نه پوزش كسى را كه از او پوزش مى طلبد، مى پذيرد؛ در طاعت، تنبل است، و در معصيت، گستاخ؛ آرزويش دور و دراز است و اجلش نزديك؛ از نفْس خويش حساب نمى كشد؛ كم خير است؛ پُرگوست؛ كم ترس [از خدا] است؛ و هنگام غذاخوردن، بسيار شاد است. اهل دنيا در هنگام آسايش، سپاس گزار نيستند، و هنگام بلا (سختى) شكيبا نيستند؛ زيادِ مردم، در نظر آنان اندك است؛ خويشتن را به كارهاى ناكرده مى ستايند، و ادّعاى چيزهايى را مى كنند كه ندارند، و از چيزهايى سخن مى گويند كه آرزو دارند؛ و بدى هاى مردم را مى گويند و خوبى هاى آنان را پوشيده مى دارند». پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: اى پروردگار من! همه اين عيب ها، در اهل دنياست؟! [فرمود:] «اى احمد! در اهل دنيا، نادانى و كم بخردى هاى بسيار است: در برابر كسى كه از او دانش مى آموزند، فروتنى نمى كنند، و خويشتن را عاقل مى پندارند، در حالى كه به نزد فهميدگان، مردمانى كم خردند».
امام على عليه السلام ـ در خطبه اى كه در آن، نافرمانى خَلق را توضيح مى دهد ـ:پاكى تو، اى آفريدگار و معبودى كه از سرِ عنايتت به بندگانت، سرايى (آخرت) آفريدى و در آن، خوانى از انواع نوشيدنى و خوردنى، و همسران و چاكران، و كاخ ها و رودها، و محصولات و ميوه ها گسترانيدى، و سپس دعوتگرى فرستادى تا [مردم را] به سوى آن [سراى و خوان گسترده] فرا بخواند؛ امّا نه دعوتگر را اجابت كردند و نه به آنچه تو ترغيبشان كردى، رغبت نمودند، و نه بر آنچه تشويقشان كردى، شوقى نشان دادند! [آنان] به لاشه اى روى آوردند كه با خوردن آن رسوا گشتند، و در دوستى آن، با يكديگر سازش كردند. و هر كه عاشق چيزى شود، آن چيز، چشم او را كور و دلش را بيمار مى گرداند، و چنين كسى با چشمى ناسالم مى نگرد، و با گوشى ناشنوا مى شنود. [عاشق دنيا،] شهوات، خِرَد او را از هم دريده، دنيا دلش را ميرانده، و جانش سرگشته دنيا شده است. از اين رو، بنده دنيا و بنده كسى است كه از دنيا چيزى دارد. به هر سو كه دنيا برود، او نيز مى رود، و به هر طرف كه دنيا رو كند، او نيز رو مى كند. نه با بازدارنده اى از سوى خدا باز مى ايستد و نه از هيچ پندآموزى از سوى او، پند مى گيرد.