حدیث دربارهآزمندى به دنيا
الإمام عليّ عليه السلام:إيّاكَ أن تَغتَرَّ بِما تَرى مِن إخلادِ أهلِ الدُّنيا إلَيها، وتَكالُبِهِم عَلَيها؛ فَقَد نَبَّأَكَ اللّهُ عَنها، ونَعَت هِيَ لَكَ عَن نَفسِها، وتَكَشَّفَت لَكَ عَن مَساوِئِها؛ فَإِنَّما أهلُها كِلابٌ عاوِيَةٌ، وسِباعٌ ضارِيَةٌ، يَهِرُّ بَعضُها عَلى بَعضٍ، ويَأكُلُ عَزيزُها ذَليلَها، ويَقهَرُ كَبيرُها صَغيرَها، نَعَمٌ مُعَقَّلَةٌ ۱، واُخرى مُهمَلَةٌ، قَد أضَلَّت عُقولَها، ورَكِبَت مَجهولَها، سُروحُ عاهَةٍ ۲ بِوادٍ وَعثٍ ۳، لَيسَ لَها راعٍ يُقيمُها، ولا مُسيمٌ يُسيمُها ۴، سَلَكَت بِهِمُ الدُّنيا طَريقَ العَمى، وأخَذَت بِأَبصارِهِم عَن مَنارِ الهُدى، فَتاهوا في حَيرَتِها، وغَرِقوا في نِعمَتِها، وَاتَّخَذوها رَبّا، فَلَعِبَت بِهِم ولَعِبوا بِها، ونَسوا ما وَراءَها، رُوَيدا يُسفِرُ الظَّلامُ كَأَن قَد وَرَدَتِ الأَظعانُ، يوشِكُ مَن أسرَعَ أن يَلحَقَ. ۵
امام على عليه السلام:مبادا چسبيدن دنياپرستان به دنيا و حرص و آزمندى شان به آن، تو را بفريبد؛ چرا كه خداوند تو را از حال دنيا آگاه ساخته، و دنيا، خود نيز از حقيقت خويش، پرده برداشته و بدى هايش را براى تو آشكار ساخته است.
همانا دنياپرستان، [چونان] سگان پارس كننده و ددان درنده اند كه بر يكديگر خُرناس مى كشند. نيرومندشان ناتوانشان را مى خورد و بزرگ ترهايشان كوچك ترهايشان را مغلوب مى كنند، [يا چونان [اُشترانى (/ چارپايانى) هستند، برخى پاى بسته و برخى ديگر رها شده [در بيابان [كه خِرَدهايشان را از دست داده اند و راه بيابان خشك در پيش گرفته اند، [يا چونان] رمه هايى آفت زده كه به صحرايى شنزار رو كنند، نه چوپانى دارند كه آنها را سر و سامان دهد و نه چراننده اى كه به چراگاهشان بَرد.
دنيا آنان (دنياپرستان) را به راه كورى (بيراهه) كشانده و ديدگانشان را از مناره هدايت فرو پوشانده است. از اين رو، در حيرانى هاى دنيا سرگردان اند و در ناز و نعمت هاى آن غرقه گشته اند و آن را به پروردگارى گرفته اند. دنيا آنها را به بازى گرفته است و آنان نيز با دنيا بازى مى كنند و فراسوى دنيا (آخرت) را از ياد برده اند. مشتاب، كه به زودى، تاريكى برطرف مى شود، گويا مسافران به منزل رسيده اند و آنان كه مى شتابند، به زودى [به كاروانيان [مى پيوندند.
۱.المعَقَّلَة: المشدودة (النهاية: ج 3 ص 281 «عقل»).
۲.العاهَة: الآفة. وأعاهَ القَومُ: أصابَت ماشِيَتَهم العاهة (الصحاح: ج 6 ص 2242 «عوه»).
۳.الوَعْث: الرمل، والمشي فيه يشتدّ على صاحبه ويشقّ (النهاية: ج 5 ص 206 «وعث»).
۴.السائمة من الماشية: الراعية؛ يقال: سامَت تَسُوم سَوْما، وأسَمْتُها أنا (النهاية: ج 2 ص 426 «سوم»).
۵.نهج البلاغة: الكتاب 31، كشف المحجّة: ص 229 عن عمر بن أبي المقدام عن الإمام الباقر عنه عليهماالسلام، تحف العقول: ص 76 نحوه، بحار الأنوار: ج 77 ص 224 ح 2.