حدیث دربارهدنيا چيست و چه مى تواند باشد؟

عنه عليه السلام:إنَّما الدُّنيا سِتَّةُ أشياءَ: مَطعومٌ ومَشروبٌ ومَلبوسٌ ومَركوبٌ ومَنكوحٌ ومَشمومٌ؛ فَأَشرَفُ المَطعوماتِ العَسَلُ وهِيَ مَذقَةُ ذُبابَةٍ، وأشرَفُ المَشروباتِ الماءُ يَستَوي فيهِ البَرُّ وَالفاجِرُ، وأشرَفُ المَلبوساتِ الحَريرُ وهُوَ نَسجُ دودَةٍ، وأشرَفُ المَركوباتِ الخَيلُ وعَلَيها يُقتَلُ الرِّجالُ، وأشرَفُ المنَكوحاتِ النِّساءُ وهِيَ مَبالٌ في مَبالٍ، وإنَّ المَرأَةَ لَتُزَيِّنُ أحسَنَ ما فيها ويُرادُ أقبَحُ ما فيها، وأشرَفُ المَشموماتِ هُوَ المِسكُ وهُوَ بَعضُ دَمٍ. ۱
امام على عليه السلام:دنيا شش چيز است: خوردنى، نوشيدنى، پوشيدنى، سوار شدنى، آميزشى، و بوييدنى. بهترينِ خوردنى ها، عسل است و آن، [شيره گياهى] آميخته با بزاق مگسى است. بهترينِ نوشيدنى ها، آب است كه نيك و بد، در [استفاده از [آن يكسان اند. بهترينِ پوشيدنى ها، ابريشم است و آن، تار [تنيده شده به وسيله [كرمى است. بهترينِ سوارشدنى ها اسب است و بر پشت آن، مردان به قتل مى رسند. بهترينِ آميزش كردنى ها، زنان اند و آن، داخل شدن مَبالى در مبال ديگر است. زن، بهترين عضو خود (چهره اش) را مى آرايد و مقصود اصلى، زشت ترين عضو اوست. و بهترينِ بوييدنى ها، مشك است و آن، لخته اى خون است.
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 140، بحار الأنوار: ج 64 ص 240.

احادیث دیگر این موضوع

۶
مطالب السؤول:درباره ايشان (امام على عليه السلام) نقل شده است كه ديد جابر بن عبد اللّه، آهى بلند از دل بر كشيد. فرمود: «اى جابر! آهت براى چيست؟ براى دنياست». جابر گفت: آرى. فرمود: «لذّت هاى دنيا، هفت نوع اند: خوردنى، نوشيدنى، پوشيدنى، آميزشى، سوار شدنى، بوييدنى، و شنيدنى. لذيذترينِ خوردنى ها، عسل است و آن، بزاق مگسى است. گواراترينِ نوشيدنى ها، آب است و همين بس كه نوشيدنى اش روا و در همه جاى زمين، روان است. عالى ترينِ پوشيدنى ها، ابريشم است و آن، از آب دهان كرمى است. عالى ترينِ آميزش ها، آميزش با زنان است و آن داخل شدن مَبالى در مبال ديگر و نزديك شدن دو عضوِ همانند است. زيباترين چيزى كه در زن است، در واقع، براى زشت ترين عضو او خواسته مى شود. بهترينِ سوار شدنى ها، اسب هايند كه قاتل اند (در جنگ ها سوارانشان به قتل مى رسند). ارزشمندترينِ بوييدنى ها، مشك است و آن، خون ناف حيوانى است. بالاترينِ شنيدنى ها، غنا (آواز) است كه آن [هم [گناه است. پس، هيچ خردمندى براى چيزهايى با اين خصوصيات، هرگز آه نمى كشد!». جابر بن عبد اللّه مى گويد: به خدا سوگند كه از آن پس، هرگز دنيا در دلم حاضر نشد.