در دنيا چون مسافران باشيد
2 حدیث
الإمام عليّ عليه السلام ـ في خُطبَةِ يَومِ الفِطر ـ:إنَّ الدُّنيا دارٌ رَضِيَ اللّهُ لاِءَهلِهَا الفَناءَ، وقَدَّرَ عَلَيهِم بِهَا الجَلاءَ، فَكُلُّ ما فيها نافِدٌ، وكُلُّ مَن يَسلُكُها بائِدٌ، وهِيَ مَعَ ذلِكَ حُلوَةٌ غَضِرَةٌ ۱، رائِقَةٌ نَضِرَةٌ، قَد زُيِّنَت لِلطّالِبِ، ولاطَت ۲ بِقَلبِ الرّاغِبِ، يُطَيِّبُهَا الطّامِعُ، ويَجتَويها ۳ الوَجِلُ الخائِفُ، فَارتَحِلوا رَحِمَكُمُ اللّهُ مِنها بِأَحسَنِ ما بِحَضرَتِكُم مِنَ الزّادِ، ولا تَطلُبوا مِنها سِوَى البُلغَةِ، وكونوا فيها كَسَفرٍ نَزَلوا مَنزِلاً فَتَمَتَّعوا مِنهُ بِأَدنى ظِلٍّ ثُمَّ ارتَحَلوا لِشَأنِهِم، ولا تَمُدّوا أعيُنَكُم فيها إلى ما مُتِّعَ بِهِ المُترَفونَ، وأضِرّوا فيها بِأَنفُسِكُم، فَإِنَّ ذلِكَ أخَفُّ لِلحِسابِ،
وأقرَبُ
امام على عليه السلام ـ در خطبه روز فطر ـ:دنيا سرايى است كه خداوند براى اهل آن، فنا خواسته، و كوچيدن از آن را برايشان مقدّر ساخته است. بنا بر اين، هر آنچه در دنياست، تمام شدنى است، و هر كه در آن گام نهد، از بين رفتنى. با وجود اين، دنيا شيرين و لذيذ است، و خوشايند و دل نشين. خود را براى طالبش آرايش كرده است، و به دلِ خواهانش مى چسبد. شخص آزمند، آن را خوش مى يابد، و انسان بيمناكِ ترسان، از آن بيزار است.
پس ـ خدايتان رحمت كناد ـ از دنيا با بهترين توشه اى كه در اختيار شماست، كوچ كنيد، و جز به قدر كفاف، از آن مجوييد، و در دنيا چونان مسافرانى باشيد كه در منزلى فرود آمدند و از كمترين سايه آن استفاده كردند و سپس در پى كار خويش رفتند. در دنيا به ناز و نعمتى كه مرفّهان از آن
برخوردارند، چشم
۱.عَيشٌ غَضِرٌ: ناعِمٌ رافِهٌ (تاج العروس: ج7 ص312 «غضر»). وفي بعض نسخ المصدر: «خَضِرَة» بدل «غضرة».
۲.لاط به: لَصِق به (النهاية: ج 4 ص 277 «لوط»).
۳.اجتَوَيت البلَدَ: إذا كرهتَ المقامَ فيه وإن كنت في نعمة (النهاية: ج 1 ص 318 «جوا»).
۴.مصباح المتهجّد: ص 660 ح 728 عن جندب بن عبد اللّه الأزدي عن أبيه، بحار الأنوار: ج 91 ص 30 ح 5 وراجع نهج البلاغة: الخطبة 45 وروضة الواعظين: ص 482.
امام على عليه السلام:بدانيد ـ اى بندگان خدا ـ كه مؤمن، شب را به روز و روز را به شب نمى رساند، مگر آن كه نفْسش در نزد او متّهم است؛ ۴ پيوسته آن را سرزنش مى كند و از آن، [كار و عبادتِ] بيشتر مى طلبد. پس، همچون كسانى باشيد كه پيش از شما رفتند و كسانى كه پيش روى شما در گذشتند. آنان، همانند كوچ كنندگان، خيمه خويش را از دنيا برچيدند و آن را منزل به منزل، پيچيده داشتند.
۱.ظَنونٌ عنده: أي متّهمة لديه بالخيانة والتقصير في طاعة اللّه تعالى (مجمع البحرين: ج 2 ص 1144 «ظنن»).
۲.قَوَّضَ البناءَ: قَلَعهُ وأزالَه، ومنه «تقويض الخيام» (اُنظر النهاية: ج 4 ص 121 «قوض»). وقال ابن أبي الحديد في شرحه: أمرهم بالتأسّي بمن كان قبلهم، وهم الذين قوّضوا من الدنيا خيامهم؛ أي نقضوها، وطووا أيّام العمر كما يطوي المسافر منازل طريقه (شرح نهج البلاغة: ج10 ص 18)
۳.نهج البلاغة: الخطبة 176، عدّة الداعي: ص 224، غرر الحكم: ح 3493 وليس فيه ذيله من «فكونوا كالسابقين.»، بحار الأنوار: ج 70 ص 78 ح 12.
۴.يعنى آن را متّهم به خيانت و كوتاهى در طاعت خداوند متعال مى كند (مجمع البحرين: ج 2 ص 144 «ظنن»).